آماده‌سازی غذا و نوشیدنی - اندازه گیری ها و وزنه های آشپزی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به وزن ها و اندازه های آشپزی مانند "فنجان"، "مقدار کم" و "پاشیدن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آماده‌سازی غذا و نوشیدنی
weight [اسم]
اجرا کردن

وزن

Ex: The weight of the dumbbell is 15 pounds .

وزن دمبل 15 پوند است.

volume [اسم]
اجرا کردن

حجم

Ex: The volume of the box was calculated to be 1 cubic meter .

حجم جعبه به اندازه 1 متر مکعب محاسبه شد.

اجرا کردن

واحد اندازه‌گیری متریک

Ex: The adoption of the metric system promotes global standardization and facilitates easier communication of measurements across borders .

تصویب سیستم متریک استانداردسازی جهانی را ترویج می‌دهد و ارتباط آسان‌تر اندازه‌گیری‌ها را در سراسر مرزها تسهیل می‌کند.

liter [اسم]
اجرا کردن

لیتر (واحد اندازه گیری حجم)

Ex: The aquarium has a capacity of 100 liters of water .

آکواریوم ظرفیت 100 لیتر آب را دارد.

milliliter [اسم]
اجرا کردن

میلی‌لیتر

Ex: The fuel injector dispenses gasoline in milliliter increments .

انژکتور سوخت بنزین را در افزایش‌های میلی‌لیتر توزیع می‌کند.

gram [اسم]
اجرا کردن

گرم (واحد سنجش وزن)

Ex: The postage for the letter is determined by its weight in grams .

هزینه پستی نامه بر اساس وزن آن به گرم تعیین می‌شود.

kilogram [اسم]
اجرا کردن

کیلوگرم

Ex: The parcel weighed 1.5 kilograms when it was shipped .

بسته زمانی که ارسال شد 1.5 کیلوگرم وزن داشت.

اجرا کردن

درجه سلسیوس

Ex:

پیش‌بینی آب و هوا حداکثر دمای 25 درجه سانتیگراد را برای فردا پیش‌بینی می‌کند.

cup [اسم]
اجرا کردن

فنجان

Ex: The cocktail recipe required one and a half cups of orange juice .

دستور العمل کوکتل به یک و نیم فنجان آب پرتقال نیاز داشت.

pint [اسم]
اجرا کردن

پاینت (واحد اندازه‌گیری حجم)

Ex: He poured himself a pint of water before heading out for a run .

او قبل از رفتن به دویدن برای خودش یک پینت آب ریخت.

quart [اسم]
اجرا کردن

کوارت (واحد اندازه‌گیری)

Ex: When converting quarts to liters , one quart is approximately equal to 0.946 liters .

هنگام تبدیل کوارت به لیتر، یک کوارت تقریباً معادل 0.946 لیتر است.

gallon [اسم]
اجرا کردن

گالن (واحد اندازه‌گیری مایعات)

density [اسم]
اجرا کردن

چگالی (فیزیک)

Ex: The concept of density is important in geophysics for understanding the composition and structure of Earth 's interior .

مفهوم چگالی در ژئوفیزیک برای درک ترکیب و ساختار داخلی زمین مهم است.

drop [اسم]
اجرا کردن

قطره

Ex: A single drop of blood was visible on the bandage .

یک قطره خون روی بانداژ قابل مشاهده بود.

smidgen [اسم]
اجرا کردن

مقدار خیلی کم

Ex: Add a smidgen of salt to the sauce .

یک کمی نمک به سس اضافه کنید.

pinch [اسم]
اجرا کردن

یک سرانگشت

Ex: She added a pinch of herbs for extra aroma in her soup .

او یک چنگک از گیاهان برای عطر اضافی در سوپ خود اضافه کرد.

dash [اسم]
اجرا کردن

*مقدار خیلی کم

fluid dram [اسم]
اجرا کردن

واحد سنجش مایعات برابر با 8/1 اونس مایع

Ex: The medication was to be taken orally , with a recommended dosage of three fluid drams per dose .

دارو باید به صورت خوراکی مصرف می‌شد، با دوز توصیه شده سه درام مایع در هر دوز.

gill [اسم]
اجرا کردن

گیل

Ex: The recipe instructed to add a gill of olive oil to the salad dressing .

دستور العمل دستور داد که یک گیل روغن زیتون به سس سالاد اضافه شود.

minim [اسم]
اجرا کردن

مینیم

Ex: In the marinade , the cook included a minim of soy sauce to enhance the umami flavor of the meat .

در مایع مزه‌دار کردن، آشپز یک مینیم سس سویا اضافه کرد تا طعم اومامی گوشت را تقویت کند.

اجرا کردن

واحدهای اندازه‌گیری بریتانیایی

Ex: Tradesmen often rely on the British Imperial System for measurements , particularly in construction and carpentry .

صنعتگران اغلب برای اندازه‌گیری‌ها به سیستم امپراتوری بریتانیا متکی هستند، به ویژه در ساخت و ساز و نجاری.

ounce [اسم]
اجرا کردن

اونس (واحد سنجش وزن)