آماده‌سازی غذا و نوشیدنی - نگهداری مواد غذایی

در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نگهداری مواد غذایی مانند "ترشی"، "سرد کردن" و "خشک شده" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آماده‌سازی غذا و نوشیدنی
to bottle [فعل]
اجرا کردن

داخل شیشه ریختن

Ex: During harvest season , they bottled essential oils from the distillery for sale .

در فصل برداشت، آنها روغن‌های اساسی را از تقطیرخانه بطری‌کردند برای فروش.

to can [فعل]
اجرا کردن

*کنسرو کردن

Ex: He learned how to can fruits and vegetables from his grandmother , continuing the family tradition .

او از مادربزرگش یاد گرفت که چگونه میوه‌ها و سبزیجات را کنسرو کند، و به این ترتیب سنت خانوادگی را ادامه داد.

to cure [فعل]
اجرا کردن

پرورده کردن

Ex: The chef is curing the beef brisket with a dry rub of salt , pepper , and coriander seeds overnight before slow-cooking it to perfection for pastrami .

سرآشپز در حال درمان سینه گاو با مخلوط خشک نمک، فلفل و دانه های گشنیز است که یک شب قبل از پخت آهسته آن برای پاسترامی کامل می شود.

اجرا کردن

خشک کردن

Ex: The chef will dehydrate tomatoes to use in soups and sauces during the winter months .

آشپز گوجه‌فرنگی‌ها را آب‌گیری می‌کند تا در ماه‌های زمستان در سوپ‌ها و سس‌ها استفاده کند.

to dry [فعل]
اجرا کردن

خشکاندن

Ex: He dries meat by slicing it thinly and placing it in a food dehydrator for several hours .

او گوشت را با برش نازک و قرار دادن در دستگاه خشک‌کن غذا برای چند ساعت خشک می‌کند.

اجرا کردن

فوری منجمد کردن

Ex:

کارخانه فرآوری مواد غذایی سال‌هاست که محصولات خود را سریع منجمد می‌کند تا کیفیت را حفظ کند.

to freeze [فعل]
اجرا کردن

منجمد کردن

Ex: Tomorrow , they will freeze the leftover soup for later use .

فردا، آنها سوپ باقیمانده را برای استفاده بعدی منجمد خواهند کرد.

اجرا کردن

در معرض تابش قرار گرفتن

Ex: The scientists irradiated the plant samples with UV light to study their reaction .

دانشمندان نمونه‌های گیاهی را با نور UV تاباندند تا واکنش آن‌ها را مطالعه کنند.

to pack [فعل]
اجرا کردن

بسته‌بندی کردن

Ex: Before storing in the pantry , she packs grains and cereals in airtight containers to preserve their quality .

قبل از ذخیره کردن در انبار، او غلات و حبوبات را در ظروف دربسته بسته‌بندی می‌کند تا کیفیت آنها حفظ شود.

to pickle [فعل]
اجرا کردن

شور درست کردن

Ex: They pickle cabbage with spices and vinegar to make sauerkraut for sandwiches .

آنها کلم را با ادویه و سرکه ترشی می‌کنند تا برای ساندویچ‌ها کلم ترش درست کنند.

to pot [فعل]
اجرا کردن

آرام پختن

Ex: He potted the vegetables in olive oil , slowly cooking them to enhance their sweetness .

او سبزیجات را در روغن زیتون تفت داد، به آرامی پخت تا شیرینی آنها را افزایش دهد.

to preserve [فعل]
اجرا کردن

جلوگیری از فاسد شدن خوراکی

Ex: To extend the life of vegetables , we have been freezing them after blanching to preserve their freshness .

برای افزایش عمر سبزیجات، ما آنها را پس از بلانچ کردن منجمد کرده‌ایم تا تازگی آنها را حفظ کنیم.

to process [فعل]
اجرا کردن

پردازش

Ex: The raw cocoa beans were processed to remove their outer shells and extract the cocoa nibs .

دانه‌های کاکائوی خام پردازش شدند تا پوسته‌های خارجی آنها برداشته شود و مغز کاکائو استخراج شود.

اجرا کردن

فوراً فریز کردن

Ex:

توت‌ها سریع منجمد می‌شوند تا اطمینان حاصل شود که طعم و مواد مغذی خود را برای مدت طولانی‌تری حفظ می‌کنند.

اجرا کردن

در جای خنک نگه داشتن

Ex: Tomorrow , they will refrigerate the beverages for the party .

فردا، آنها نوشیدنی‌ها را برای مهمانی در یخچال قرار خواهند داد.

canned [صفت]
اجرا کردن

*کنسرو‌شده

Ex:

او از هلوهای کنسروی به عنوان یک میان وعده شیرین و آبدار لذت می‌برد.

dehydrated [صفت]
اجرا کردن

*خشک‌شده

Ex: The dehydrated herbs retained their flavor and aroma for longer storage .

گیاهان خشک شده عطر و طعم خود را برای ذخیره‌سازی طولانی‌تر حفظ کردند.

desiccated [صفت]
اجرا کردن

خشک‌شده

Ex: The desiccated wood was treated to prevent rotting in outdoor furniture .

چوب خشک شده برای جلوگیری از پوسیدگی در مبلمان فضای باز درمان شد.

dried [صفت]
اجرا کردن

خشک‌شده

Ex: Dried fish is a common ingredient in many cuisines , prized for its intense flavor and long shelf life .

ماهی خشک شده یک ماده رایج در بسیاری از آشپزخانه‌ها است، که به خاطر طعم شدید و ماندگاری طولانی مورد تقدیر قرار می‌گیرد.

اجرا کردن

منجمد و خشک‌شده

Ex: Many outdoor enthusiasts prefer freeze-dried snacks for their lightweight and long shelf life .

بسیاری از علاقه‌مندان به فعالیت‌های فضای باز، تنقلات خشک‌شده انجمادی را به دلیل سبکی و ماندگاری طولانی ترجیح می‌دهند.

frozen [صفت]
اجرا کردن

منجمد (غذا)

Ex: Frozen meals are convenient for busy days .

غذاهای منجمد برای روزهای پرکار راحت هستند.

pickled [صفت]
اجرا کردن

*ترشی‌شده

Ex:

او در حالی که از یک لیوان شراب لذت می‌برد، زیتون شور خورد.

potted [صفت]
اجرا کردن

در ظرف دربسته نگهداری شده

Ex: We enjoyed a potted relish with our sandwiches during the picnic .

ما از یک چاشنی قوطی‌شده با ساندویچ‌هایمان در طول پیکنیک لذت بردیم.

tinned [صفت]
اجرا کردن

کنسروشده

Ex:

تن کنسرو شده به دلیل راحتی و ماندگاری طولانی، انتخاب محبوبی برای ساندویچ‌ها و سالادها است.

tinfoil [اسم]
اجرا کردن

فویل

Ex: The antique store displayed vintage tinfoil packaging from the early 20th century .

فروشگاه عتیقه‌جات، بسته‌بندی‌های وینتیج از ورق آلومینیوم مربوط به اوایل قرن بیستم را نمایش می‌داد.

polythene [اسم]
اجرا کردن

پلی‌اتیلن

Ex: Disposable gloves used in medical and food handling industries are often made of polythene .

دستکش‌های یکبار مصرف مورد استفاده در صنایع پزشکی و دستکاری مواد غذایی اغلب از پلی‌اتیلن ساخته می‌شوند.

foil [اسم]
اجرا کردن

فویل

Ex: The artist used foil to add highlights and texture to the painting .

هنرمند از ورق فلزی برای اضافه کردن هایلایت‌ها و بافت به نقاشی استفاده کرد.

cling film [اسم]
اجرا کردن

سلفون چسبی

Ex:

آشپز ظروف غذا را با نایلون کشی مهر و موم کرد تا طعم ها را در طول نگهداری حفظ کند.

cellophane [اسم]
اجرا کردن

سلفون

Ex: She wrapped the sandwich in cellophane before placing it in her lunchbox .

او ساندویچ را در سلوفان پیچید قبل از اینکه آن را در جعبه ناهارش بگذارد.

اجرا کردن

*تاریخ انقضاء

Ex: Medications should not be taken past their expiration date .

داروها نباید پس از تاریخ انقضا مصرف شوند.

اجرا کردن

فویل آلومینیوم

Ex: He fashioned a makeshift bowl out of aluminum foil to hold snacks at the party .

او یک کاسه موقت از ورق آلومینیوم درست کرد تا تنقلات را در مهمانی نگه دارد.

candied [صفت]
اجرا کردن

شیرین

Ex:

نانوایی سینی‌هایی از آجیل‌های شکردار را برای چشیدن مشتریان نمایش داد.