آماده‌سازی غذا و نوشیدنی - تهیه نوشیدنی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تهیه نوشیدنی ها مانند "دم کردن"، "تخمیر" و "کتری" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آماده‌سازی غذا و نوشیدنی
to brew [فعل]
اجرا کردن

دم کردن (چای، قهوه و...)

Ex: She likes to brew her coffee with freshly ground beans every morning .

او دوست دارد هر صبح قهوه اش را با دانه های تازه آسیاب شده دم کند.

grounds [اسم]
اجرا کردن

تفاله

Ex:

برخی از افراد ترجیح می‌دهند تفاله قهوه استفاده شده خود را کمپوست کنند، زیرا آنها مواد مغذی ارزشمندی به خاک اضافه می‌کنند و به بهبود رشد گیاهان کمک می‌کنند.

اجرا کردن

در قهوه‌جوش دم کردن

Ex: Tomorrow morning , I will percolate a fresh pot of coffee for our guests .

فردا صبح، من یک قهوه‌جوش تازه برای مهمانانمان درست خواهم کرد.

tea bag [اسم]
اجرا کردن

چای کیسه‌ای

Ex: A used tea bag can be composted or reused for cleaning .

یک چای کیسه‌ای استفاده شده را می‌توان کمپوست کرد یا برای تمیز کردن دوباره استفاده کرد.

tea leaf [اسم]
اجرا کردن

برگ چای

Ex:

برخی از افراد به خواندن برگ چای به عنوان شکلی از فالگیری اعتقاد دارند، و اشکال و الگوهای باقی مانده در ته فنجان را تفسیر می‌کنند.

brewer [اسم]
اجرا کردن

آبجوساز

Ex: The brewer 's attention to detail and commitment to quality shine through in every batch of beer produced , earning the brewery a loyal following of beer aficionados .

توجه آبجوساز به جزئیات و تعهد به کیفیت در هر دسته آبجوی تولیدی مشهود است، که برای آبجوسازی پیروان وفاداری از علاقه‌مندان به آبجو به ارمغان می‌آورد.

brewery [اسم]
اجرا کردن

کارخانه آبجوسازی

Ex: The brewery 's commitment to sustainability is evident in its use of locally sourced ingredients and eco-friendly brewing practices .

تعهد آشامیدنی سازی به پایداری در استفاده از مواد اولیه محلی و روش های دوستدار محیط زیست برای تولید آشامیدنی مشهود است.

mash [اسم]
اجرا کردن

مالت خیسانده

Ex: The brewery monitored the temperature of the mash throughout the process .
اجرا کردن

کارخانه کوچک آبجوسازی

Ex: The microbrewery 's taproom provides a cozy atmosphere for patrons to enjoy freshly brewed beers straight from the source , often accompanied by live music or food trucks .

اتاق شیرین‌سازی آبجوسازی کوچک فضایی دنج را برای مشتریان فراهم می‌کند تا از آبجوهای تازه دم شده مستقیماً از منبع لذت ببرند، که اغلب با موسیقی زنده یا کامیون‌های غذا همراه است.

winemaking [اسم]
اجرا کردن

شراب‌سازی

Ex:

او در یک دوره شرابسازی ثبت نام کرد تا دانش و مهارتهای خود را در این صنعت گسترش دهد.

winery [اسم]
اجرا کردن

*کارخانه شراب‌سازی

اجرا کردن

تخمیر

Ex: The fermentation of soybeans is used to produce soy sauce , a savory condiment with deep umami flavor , popular in many Asian cuisines .

تخمیر دانه‌های سویا برای تولید سس سویا استفاده می‌شود، یک چاشنی خوشمزه با طعم عمیق اومامی، که در بسیاری از آشپزی‌های آسیایی محبوب است.

اجرا کردن

قهوه‌ساز

Ex: The coffee maker makes a sound when the brewing process is complete .

قهوه ساز وقتی فرآیند دم کردن کامل می‌شود صدا می‌دهد.

kettle [اسم]
اجرا کردن

کتری

Ex: The kettle whistled loudly when the water was ready .

کتری هنگامی که آب آماده بود با صدای بلند سوت کشید.

اجرا کردن

کتری برقی

Ex: The water boiler was always kept on for coffee .

دیگ آب همیشه برای قهوه روشن بود.

moka pot [اسم]
اجرا کردن

قوری قهوه‌ساز اسپرسو

samovar [اسم]
اجرا کردن

سماور

Ex: The samovar 's design allows for the continuous heating of water , ensuring that tea is always available for guests throughout the day .

طراحی سماور امکان گرم کردن مداوم آب را فراهم می‌کند، اطمینان حاصل می‌کند که چای در طول روز همیشه برای مهمانان آماده است.

teapot [اسم]
اجرا کردن

قوری

Ex: The teapot whistled , signaling that the water had reached the perfect temperature .

قوری سوت کشید، نشان می‌داد که آب به دمای ایده‌آل رسیده است.

magnum [اسم]
اجرا کردن

شیشه مشروبات الکلی

Ex: The auction featured rare magnums of aged whiskey , fetching high bids from connoisseurs seeking exclusive additions to their collection .

مزایده شامل مگنوم‌های نادر ویسکی کهنه بود، که پیشنهادهای بالایی از طرف متخصصینی که به دنبال اضافات انحصاری برای مجموعه‌شان بودند، دریافت کرد.

jeroboam [اسم]
اجرا کردن

بطری شراب بزرگ

Ex: The winemaker reserved a jeroboam of the finest Merlot for the vineyard 's anniversary celebration , marking the occasion with a special vintage .

شراب‌ساز یک جرابوام از بهترین مرلو را برای جشن سالگرد تاکستان کنار گذاشت و این مناسبت را با یک وینتیج خاص نشانه گذاری کرد.

rehoboam [اسم]
اجرا کردن

*شیشه شراب معادل 4/5 لیتر

اجرا کردن

نبوکدنصر

Ex: At the wedding reception , the newlyweds were surprised with a nebuchadnezzar of their favorite wine , a generous gift from the groom 's wine-loving uncle .

در پذیرایی عروسی، تازه عروس و داماد با یک نبوکدنضر از شراب مورد علاقه خود شگفت زده شدند، هدیه ای سخاوتمندانه از عموی شراب دوست داماد.