کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 2 - بخش 2

در اینجا واژگان از واحد 2 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "جالب"، "کاغذ گیر"، "صبر"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' مبتدی
great [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: That 's a great idea for a startup , I think it will be very successful .

این یک ایده عالی برای یک استارتاپ است، فکر می‌کنم بسیار موفق خواهد بود.

new [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The new software update includes several innovative features not seen before .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید شامل چندین ویژگی نوآورانه است که قبلاً دیده نشده بود.

model [اسم]
اجرا کردن

مدل

Ex: The budget model offers fewer features at a lower price point .

مدل بودجه ویژگی‌های کمتری را با قیمت پایین‌تر ارائه می‌دهد.

case [اسم]
اجرا کردن

جعبه

Ex: I lost my case on the way to the airport and had to report it .

من چمدانم را در راه به فرودگاه گم کردم و مجبور شدم آن را گزارش دهم.

interesting [صفت]
اجرا کردن

جالب

Ex: The museum had many interesting exhibits .

موزه نمایشگاه‌های جالب زیادی داشت.

different [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex: She used different colors to paint a vibrant and lively picture .

او از رنگ‌های مختلف برای نقاشی یک تصویر پرجنب‌وجوش و زنده استفاده کرد.

phone [اسم]
اجرا کردن

تلفن

Ex:

من یک تماس مهم روی تلفن همراهم دریافت کردم.

student [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: The student raises their hand to answer the teacher 's question .

دانش‌آموز دستش را بلند می‌کند تا به سوال معلم پاسخ دهد.

ID [اسم]
اجرا کردن

مدرک شناسایی

Ex: Do you have a photo ID for verification ?

آیا برای تأیید کارت شناسایی عکس دارید؟

paper clip [اسم]
اجرا کردن

گیره کاغذ

Ex:

یک کاغذ گیر از میز او به زمین افتاد.

newspaper [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: The newspaper has a column where readers can write in and ask for advice .

روزنامه ستونی دارد که خوانندگان می‌توانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.

purse [اسم]
اجرا کردن

کیف (زنانه)

Ex: She placed her purse on the chair next to her at the restaurant .

او کیف دستی خود را روی صندلی کنارش در رستوران گذاشت.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.

ticket [اسم]
اجرا کردن

بلیت

Ex: The ticket for the bus is valid for a single journey .

بلیط اتوبوس برای یک سفر معتبر است.

box [اسم]
اجرا کردن

جعبه

Ex: I need to find a small box for storing jewelry .

من نیاز به پیدا کردن یک جعبه کوچک برای نگهداری جواهرات دارم.

this [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

این

Ex: Let 's watch this movie ; I heard it 's great .

بیایید این فیلم را تماشا کنیم؛ شنیده‌ام که عالی است.

credit card [اسم]
اجرا کردن

کارت اعتباری

Ex: The credit card company offers a grace period for late payments .

شرکت کارت اعتباری یک دوره ارفاقی برای پرداخت‌های دیرکرد ارائه می‌دهد.

to spell [فعل]
اجرا کردن

هجی کردن

Ex: They spell the word " apple " out loud : A-P-P-L-E.

آنها کلمه "سیب" را با صدای بلند هجی می‌کنند: ا-پ-پ-ل-ی.

headphones [اسم]
اجرا کردن

هدفون

Ex: The sound quality of these wireless headphones is exceptional , providing a truly immersive listening experience .

کیفیت صدای این هدفون‌های بی‌سیم استثنایی است، تجربه‌ای واقعاً غوطه‌ورکننده از شنیدن ارائه می‌دهد.

car key [اسم]
اجرا کردن

سوئیچ ماشین

Ex: The car key automatically unlocks the doors when you ’re near the car .

کلید ماشین به طور خودکار درها را باز می‌کند وقتی که نزدیک ماشین هستید.

maybe [قید]
اجرا کردن

شاید

Ex: Thinking of taking that course , but it could be too hard for me , maybe I 'll start with something easier .

دارم به گذروندن اون دوره فکر می‌کنم، اما ممکنه برام خیلی سخت باشه، شاید با یه چیز آسون‌تر شروع کنم.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.

pocket [اسم]
اجرا کردن

جیب

Ex: The jacket has two front pockets for storing small items .

ژاکت دو جیب جلو برای نگهداری وسایل کوچک دارد.

to wait [فعل]
اجرا کردن

صبر کردن

Ex: Patients are asked to wait in the waiting room until their name is called .

از بیماران خواسته می‌شود در اتاق انتظار صبر کنند تا نامشان خوانده شود.

minute [اسم]
اجرا کردن

دقیقه

Ex:

اتوبوس تا چند دقیقه دیگر می‌رسد، بنابراین باید در ایستگاه اتوبوس باشیم.

in [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه مکان)

Ex:

گربه در جعبه خوابیده است.

in front of [حرف اضافه]
اجرا کردن

در مقابل

Ex: The dog lay down in front of the fireplace , enjoying the warmth on a chilly evening .

سگ جلوی شومینه دراز کشید و از گرمای آن در یک شب سرد لذت برد.

behind [قید]
اجرا کردن

پشت

Ex:

در حالی که آنها راه می‌رفتند، سگ پشت سر ماند و زمین را بو می‌کرد.

on [حرف اضافه]
اجرا کردن

روی

Ex:

گربه روی طاقچه پنجره خوابید.

next to [حرف اضافه]
اجرا کردن

کنار

Ex: The swimming pool is next to the gym in the recreation center .

استخر کنار سالن ورزشی در مرکز تفریحی قرار دارد.

under [حرف اضافه]
اجرا کردن

زیر

Ex: The dog crawled under the fence to escape from the yard .

سگ از زیر نرده خزید تا از حیاط فرار کند.