کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 3 - بخش 2

در اینجا واژگان از واحد 3 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "امروز"، "دوستانه"، "کجا"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' مبتدی
thirty [عدد]
اجرا کردن

سی

Ex: It ’s been thirty years since the company was founded .

سی سال از تأسیس شرکت می‌گذرد.

forty [عدد]
اجرا کردن

چهل

Ex: They spent forty minutes discussing the new project .

آنها چهل دقیقه در مورد پروژه جدید بحث کردند.

fifty [عدد]
اجرا کردن

پنجاه

Ex: He saved fifty dollars each month to reach his goal of buying a new bicycle .

او هر ماه پنجاه دلار پس‌انداز می‌کرد تا به هدف خود یعنی خرید یک دوچرخه جدید برسد.

sixty [عدد]
اجرا کردن

شصت

Ex: After sixty years of marriage , they still held hands and shared a deep love for each other .

بعد از شصت سال ازدواج، آن‌ها هنوز هم دست یکدیگر را می‌گرفتند و عشق عمیقی به هم داشتند.

seventy [عدد]
اجرا کردن

هفتاد

Ex: The concert tickets sold out in less than seventy minutes , showcasing the band 's popularity .

بلیط های کنسرت در کمتر از هفتاد دقیقه به فروش رفت، که نشان دهنده محبوبیت گروه است.

eighty [عدد]
اجرا کردن

هشتاد

Ex: There are eighty students enrolled in the summer program , making it quite popular .

هشتاد دانشجو در برنامه تابستانی ثبت نام کرده‌اند که آن را بسیار محبوب می‌کند.

ninety [عدد]
اجرا کردن

نود

Ex: The company celebrated its ninety anniversary with a grand event for its employees and clients .

شرکت نودمین سالگرد خود را با یک رویداد بزرگ برای کارمندان و مشتریانش جشن گرفت.

one hundred [صفت]
اجرا کردن

یکصد

Ex: The book contains one hundred fascinating facts about the history of the world .

کتاب شامل صد واقعیت جذاب درباره تاریخ جهان است.

اجرا کردن

صدویک

Ex: The hotel room is on the first floor , number one hundred one .

اتاق هتل در طبقه اول است، شماره صد و یک.

name [اسم]
اجرا کردن

نام

Ex: She wrote her name in beautiful cursive handwriting .

او اسم خود را با خط تحریری زیبا نوشت.

what [ضمیر]
اجرا کردن

چی

Ex: What is the capital of France ?

چه پایتخت فرانسه است؟

like [حرف اضافه]
اجرا کردن

مانند

where [قید]
اجرا کردن

کجا

Ex:

کلیدهایت را کجا گذاشتی ؟

today [اسم]
اجرا کردن

امروز

Ex: Let ’s focus on today and worry about tomorrow later .

بیایید روی امروز تمرکز کنیم و نگران فردا بعداً باشیم.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.

people [اسم]
اجرا کردن

مردم

Ex: People from all walks of life came together to support the charitable cause .

مردم از تمام اقشار جامعه برای حمایت از هدف خیریه گرد هم آمدند.

handsome [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: She thought her husband looked especially handsome in his suit .

او فکر کرد که شوهرش در کت و شلوارش به ویژه خوش‌قیافه به نظر می‌رسد.

talkative [صفت]
اجرا کردن

پرحرف

Ex: She 's talkative , which is a great trait for her job as a tour guide .

او پرحرف است، که برای شغلش به عنوان راهنمای تور یک ویژگی عالی است.

friendly [صفت]
اجرا کردن

خونگرم

Ex: She was always friendly to everyone she met , making new friends easily .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کرد دوستانه رفتار می‌کرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا می‌کرد.

اجرا کردن

خوش‌تیپ

Ex: The handsome young man caught the attention of everyone in the room with his good-looking appearance .

مرد جوان خوش‌تیپ با ظاهر خوش‌منظر خود توجه همه را در اتاق به خود جلب کرد.

funny [صفت]
اجرا کردن

بامزه

Ex: She finds it funny that her dog is afraid of cats .

او این را خنده‌دار می‌یابد که سگش از گربه‌ها می‌ترسد.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت و آرام

Ex: She 's quiet , but she speaks up when it 's important .

او آرام است، اما وقتی مهم است صحبت می‌کند.

serious [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: He is a serious person who always thinks carefully before making decisions .

او یک فرد جدی است که همیشه قبل از تصمیم‌گیری با دقت فکر می‌کند.

short [صفت]
اجرا کردن

قدکوتاه

Ex: Despite being short , he excelled in basketball due to his agility and speed .

با وجود کوتاه بودن، او به دلیل چابکی و سرعتش در بسکتبال عالی بود.

tall [صفت]
اجرا کردن

بلند

Ex: People often compliment him on being tall and slender .

مردم اغلب به او به خاطر بلند و لاغر بودنش تعریف می‌کنند.

heavy [صفت]
اجرا کردن

سنگین

Ex: She carried a heavy load of books in her backpack .

او یک بار سنگین از کتاب‌ها را در کوله‌پشتی‌اش حمل می‌کرد.

thin [صفت]
اجرا کردن

لاغر

Ex: She is naturally thin and does n't need to worry about gaining weight .

او به طور طبیعی لاغر است و نیازی به نگرانی در مورد افزایش وزن ندارد.

personality [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: People find her independent personality quite appealing .

مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب می‌یابند.

appearance [اسم]
اجرا کردن

ظاهر

Ex: She was nervous about her appearance before the job interview .

او قبل از مصاحبه شغلی درباره ظاهر خود عصبی بود.

fourteen [عدد]
اجرا کردن

چهارده

Ex: We need to find fourteen buttons for our art project .

ما باید چهارده دکمه برای پروژه هنری خود پیدا کنیم.

fifteen [عدد]
اجرا کردن

پانزده

Ex: There are fifteen apples in the basket .

پانزده سیب در سبد وجود دارد.

sixteen [عدد]
اجرا کردن

شانزده

Ex: There are sixteen colorful balloons at the party .

در مهمانی شانزده بادکنک رنگارنگ وجود دارد.

seventeen [عدد]
اجرا کردن

هفده

Ex: There are seventeen students in the advanced mathematics class .

در کلاس ریاضیات پیشرفته هفده دانشجو وجود دارد.

eighteen [عدد]
اجرا کردن

هجده

Ex: My friend has eighteen toy cars to play with .

دوستم هجده ماشین اسباب‌بازی برای بازی دارد.

nineteen [عدد]
اجرا کردن

نوزده

Ex: There are nineteen chapters in the novel , each revealing a new aspect of the plot .

در رمان نوزده فصل وجود دارد که هر کدام جنبه جدیدی از طرح داستان را آشکار می‌کند.

twenty [عدد]
اجرا کردن

بیست

Ex: The antique store is selling a set of twenty rare books at a discounted price .

فروشگاه عتیقه‌جات یک مجموعه از بیست کتاب نادر را با قیمت تخفیف‌دار می‌فروشد.

twenty-one [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌یک

Ex:

در بازی بلک جک، هدف این است که تا حد امکان به بیست و یک نزدیک شوید بدون اینکه از آن بیشتر شوید.

twenty-two [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌دو

Ex:

او در طول دوران بازیگری خود بیست و دو جایزه کسب کرد.

اجرا کردن

بیست‌وسه

Ex: There are twenty-three chapters in the novel she ’s reading .

بیست و سه فصل در رمانی که او می‌خواند وجود دارد.

twenty-four [عدد]
اجرا کردن

بیست و چهار

Ex:

ساعت بیست و چهار ساعت را به وقت نظامی نشان می‌دهد.

twenty-five [عدد]
اجرا کردن

بیست‌وپنج

Ex:

شرکت این ماه بیست و پنج کارمند جدید استخدام کرد.

twenty-six [عدد]
اجرا کردن

بیست‌وشش

Ex:

تیم در مسابقه نهایی بیست و شش امتیاز به دست آورد.

اجرا کردن

بیست‌وهفت

Ex:

تیم به مدت بیست و هفت ساعت کار کرد تا پروژه را به پایان برساند.

اجرا کردن

بیست‌وهشت

Ex:

تیم در کوارتر نهایی بیست و هشت امتیاز به دست آورد.

twenty-nine [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌نه

Ex:

بیست و نه نفر برای کلاس هنر ثبت نام کردند.