کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 8 - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد 8 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند 'خلبان'، 'آرامش بخش'، 'توضیح دادن'، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a business that is made up of one or more lawyers who work together to provide legal services to clients

مؤسسه حقوقی
دفتر وکالت در دعاوی شرکتی تخصص دارد.
causing mental or emotional strain or worry due to pressure or demands

پراسترس, پرتنش
مصاحبه شغلی برای او تجربهای استرسزا بود.
someone whose hobby or job is taking photographs

عکاس
عکاس تصاویر خیرهکنندهای از غروب خورشید بر فراز کوهها گرفت.
related or belonging to a particular area or place that someone lives in or mentions

محلی
او از خرید در بازار محلی کشاورزان برای محصولات تازه لذت میبرد.
a set of large folded sheets of paper with lots of stories, pictures, and information printed on them about things like sport, politic, etc., usually issued daily or weekly

روزنامه
من دوست دارم با یک فنجان قهوه روزنامه بخوانم تا روزم را شروع کنم.
providing entertainment or amusement

مفرح, سرگرمکننده، لذتبخش
تماشای یک فیلم کمدی راهی سرگرمکننده برای استراحت و آرامش است.
a person who designs and creates computer programs using special tools and languages

مهندس نرمافزار
needing little skill or effort to do or understand

ساده, راحت
درک مفهوم آسان بود؛ معلم آن را به وضوح توضیح داد.
helping our body or mind rest

آرامشبخش
صدای امواجی که به ساحل برخورد میکرد به طرز باورنکردنی آرامبخش بود.
making us feel tired and unsatisfied because of not being interesting

خستهکننده, کسالتآور، حوصلهسربر
کلاس خستهکننده بود چون معلم فقط از کتاب درسی میخواند.
someone whose job is to operate an aircraft

خلبان
یک خلبان باید بینایی خوب و واکنشهای سریعی داشته باشد.
below average in physical size

کوچک
او در یک شهر کوچک با همسایههای دوستداشتنی زندگی میکرد.
a company or business that provides air transportation services for people and goods

شرکت هواپیمایی, خط مستقیم هوایی
او به دلیل شهرت در خدمات مشتری عالی، شرکت هواپیمایی را انتخاب کرد.
capable of destroying or causing harm to a person or thing

خطرناک
او با سرعت خطرناکی در بزرگراه رانندگی میکرد.
making us feel interested, happy, and energetic

هیجانانگیز, مهیج
کنسرت هیجانانگیز بود، با اجراهای شگفتانگیز از گروههای موردعلاقهام.
a secondary school typically including grades 9 through 12

دبیرستان
بسیاری از دبیرستانها دورههای پیشرفته (AP) را ارائه میدهند، که به دانشآموزان اجازه میدهد در حالی که هنوز در حال تکمیل تحصیلات متوسطه خود هستند، اعتبار دانشگاهی کسب کنند.
extremely great and amazing

فوقالعاده, خارقالعاده
حس عالی او در استایل در لباسهای هماهنگ و توجه به جزئیاتش آشکار بود.
someone whose job is to put out fires and save people or animals from dangerous situations

آتشنشان
او به بخش آتشنشانی پیوست تا رویای خود را برای تبدیل شدن به یک آتشنشان محقق کند.
a job that someone wants to have very much, and often involves doing work that they enjoy

شغل رؤیایی, شغل مورد علاقه
بسیاری از مردم کار کردن برای یک شرکت معروف را شغل رویایی خود میدانند.
a large reptile with very big jaws, sharp teeth, short legs, and a hard skin and long tail that lives in rivers and lakes in warmer regions

کروکدیل
من یک مستند درباره زندگی تمساحها در طبیعت تماشا کردم.
someone who studies a subject carefully and carries out academic or scientific research

محقق
هر جزئیات برای یک محقق که در حال مطالعه میکروارگانیسمها است مهم است.
having a lot of value

مهم
مسئله مهم در دست، اطمینان از ایمنی کارگران است.
to make something clear and easy to understand by giving more information about it

توضیح دادن
من نیاز دارم کسی مفهوم گرانش را برایم توضیح دهد.
not in a good and healthy physical or mental state

بیمار, مریض
سگ من مریض شد و ما به دامپزشک مراجعه کردیم.
to get larger and taller and become an adult over time

بزرگ شدن, رشد کردن، بالغ شدن
همانطور که رشد میکنند، تولهسگها به مراقبت و توجه زیادی نیاز دارند.
a device or piece of equipment for taking photographs, making movies or television programs

دوربین
فلاش دوربین به روشن کردن اتاق تاریک کمک کرد.
a natural and continuous stream of water flowing on the land to the sea, a lake, or another river

رودخانه
بچهها سنگها را روی سطح آرام رودخانه به پرواز درآوردند.
any kind of frog that has a dry leathery skin, which is more terrestrial and has shorter hind limbs

وزغ
a sweet and cold dessert that is made from a mixture of milk, cream, sugar, and various flavorings

بستنی
من عاشق خوردن یک اسکوپ بستنی وانیلی در یک روز گرم تابستانی هستم.
the specific taste that a type of food or drink has

مزه, طعم
او مقداری ادویه اضافه کرد تا طعم کاری را بهبود بخشد.
an individual with a great amount of knowledge, skill, or training in a particular field

متخصص, خبره
مکانیک خودرو در تعمیر انواع مختلف وسایل نقلیه متخصص است.
to accept something to be true even without proof

باور کردن
برای مدت طولانی، من به داستانهای ماجراجویی اغراقآمیز او باور داشتم.
to have a specific flavor

مزه داشتن, مزه دادن
سس طعمی شبیه گوجهفرنگیهای تند و سیر داشت، عالی برای پاستا.
used to add another item, fact, or action to what has already been mentioned

همچنین
بسته شامل شام و همچنین یک دسر رایگان است.
an organization that does business and earns money from it

شرکت
او برای یک شرکت بزرگ نرمافزاری کار میکند.
an object that has a handle with a shallow bowl at one end that is used for eating, serving, or stirring food

قاشق
من باید یک قاشق سوپ برای مهمانی شام پیدا کنم.
(of food) recently harvested, caught, or made

تازه
او یک سیب تازه از درخت چید، آماده برای خوردن.
to forcefully push out something from the mouth using the throat muscles and lips

تف کردن
