کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 9 - بخش 1
در اینجا واژگان از واحد 9 - بخش 1 در کتاب دوره Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند 'ساندویچ'، 'کراکر'، 'برنج'، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
at all times, without any exceptions

همیشه
ساعت همیشه به طور یکنواخت تیک تاک میکند.
to put food into the mouth, then chew and swallow it

خوردن
او به دلیل جلسات پشت سر هم برای خوردن ناهار خیلی مشغول بود.
the first meal we have in the early hours of the day

صبحانه
او برای صبحانه یک مافین انگلیسی تست شده با تخم مرغ نیمرو و یک طرف بیکن ترد داشت.
things that people and animals eat, such as meat or vegetables

غذا, خوراک
من دوست دارم فرهنگهای مختلف را از طریق غذاهای سنتی آنها کشف کنم.
the general condition of a person's mind or body

وضع عمومی (جسمی یا روحی)
او پس از چند روز احساس ناخوشی، یک چکاپ برنامهریزی کرد تا مطمئن شود سلامت او در شرایط خوبی است.
something we can eat that grows on trees, plants, or bushes

میوه
او با مخلوطی از میوههای منجمد اسموتی درست کرد.
a plant or a part of it that we can eat either raw or cooked

سبزیجات
سیخهای سبزیجات کبابی یک پیشغذای محبوب در مهمانیهای تابستانی هستند.
a soft and round fruit that is red and is used a lot in salads and many other foods

گوجهفرنگی
من نمیتوانم زندگی بدون گوجهفرنگی را تصور کنم؛ آنها اینقدر تازگی و طعم به غذای من اضافه میکنند.
a fruit that is round and has thin yellow, red, or green skin

سیب
من یک سیب خوشمزه برای یک میانوعده سالم خوردم.
a sweet small fruit dark blue in color, grown in North America

بلوبری
مادربزرگم بهترین مافینهای بلوبری را درست میکرد.
a juicy sour fruit that is round and has thick yellow skin

لیمو
او یک فشار لیمو به تاکوی ماهی خود اضافه کرد برای یک پیچش مرکبات.
a fruit that is juicy and round and has thick skin

پرتقال
بچهها عاشق خوردن برشهای پرتقال به عنوان یک میانوعده طبیعی و سالم بودند.
a round vegetable with many layers and a strong smell and taste

پیاز
او به طور تصادفی به جای سیب از کاسه میوه پیاز را برداشت و یک گاز ترد برد.
a soft fruit that is long and curved and has hard yellow skin

موز
من روزم را با یک موز رسیده شروع میکنم، که روی یک کاسه ماست و گرانولا بریده شده است.
a long orange vegetable that grows beneath the ground and is eaten cooked or raw

هویج
سارا برای یک مناسبت ویژه کیک هویج با رویه پنیر خامهای درست کرد.
an oval fruit with hairy brown skin and green flesh

کیوی
من دوست دارم یک کیوی در جعبه ناهارم بگذارم برای میان وعده نیمروز.
a vegetable with a thick stem and clusters of edible flower buds, typically green in color

کلم بروکلی
او بینی خود را به مزه کلم بروکلی چروک داد.
a round vegetable that grows beneath the ground, has light brown skin, and is used cooked or fried

سیبزمینی
من سیبزمینی را با سیر و رزماری برشته کردم.
the small seeds of wheat, corn, rice, and other such crops

غله, غلات، دانه
او یک کیسه دانه برنج از فروشگاه خرید.
a type of thin, long food made with flour and egg, eaten in a soup or with sauce

رشتهفرنگی, نودل
او از سوپ نودل با یک تخم مرغ آبپز سفت لذت میبرد.
a small and short grain that is white or brown and usually grown and eaten a lot in Asia

برنج
مادرم یک قابلمه خوشمزه از برنج پخت تا همراه غذایمان بخوریم.
a type of food made from flour, water and usually yeast mixed together and baked

نان
سارا یک نان موزی خانگی پخت که بوی خوشمزهای داشت.
food made from grain, eaten with milk particularly in the morning

غلات صبحانه
فروشگاه مواد غذایی انواع مختلفی از غلات دارد، از گزینههای شیرین گرفته تا انتخابهای غلات کامل و ارگانیک.
a thin, crisp baked wafer made of flour and water, sometimes slightly sweetened or leavened

تردک, بیسکویت ترد
کراکرها یک نوع محبوب بیسکویت هستند.
an Italian food that is a mixture of flour, water, and at times eggs formed it into different shapes, typically eaten with a sauce when cooked

پاستا
انواع مختلفی از پاستا وجود دارد، از جمله اسپاگتی، پنه و فوزیلی، که هر کدام برای سسهای مختلف مناسب هستند.
the flesh of animals and birds that we can eat as food

گوشت
من یک پوند گوشت تازه از قصاب خریدم.
a substance found in food such as meat, eggs, seeds, etc. which is an essential part of the diet and keeps the body strong and healthy

پروتئین
گیاهخواران پروتئین را از عدس، توفو و کینوا دریافت میکنند.
meat that is from a cow

گوشت گاو
او ترجیح میدهد برگرهایش را با گوشت گاو چرخ کرده کم چربی که با نمک و فلفل چاشنی شده است درست کند.
a seed growing in long pods on a climbing plant, eaten as a vegetable

لوبیا
من اغلب از لوبیا به عنوان پرکننده تاکوهای گیاهی استفاده میکنم.
flesh from a fish that we use as food

گوشت ماهی
او یک کاری ماهی وسوسهانگیز پخت، که با گیاهان معطر طعمدار شده و روی برنج بخارپز سرو شد.
a small fruit with a seed inside a hard shell that grows on some trees

مغز (میوه)
بادام زمینی، با وجود نامش، در واقع یک آجیل واقعی نیست بلکه یک حبوبات است.
the flesh of a chicken that we use as food

گوشت مرغ
an oval or round thing that is produced by a chicken and can be used for food

تخممرغ
تخم مرغ منبع عالی پروتئین است.
milk and milk products that are produced by mammals such as cows, goats, and sheep collectively

لبنیات
مزرعه محصولات لبنی تازه میفروشد، از جمله ماست و خامه ارگانیک.
a soft or hard food made from milk that is usually yellow or white in color

پنیر
پنیر فتا طعم تند به سالادها میافزاید.
a thick liquid food that is made from milk and is eaten cold

ماست
فروشگاه انواع طعمهای ماست را ارائه میدهد، از جمله توت فرنگی، بلوبری و وانیل.
a substance taken from animals or plants and then processed so that it can be used in cooking

چربی
سرآشپز مقدار کمی چربی به تابه اضافه کرد برای پخت و پز.
a liquid that is smooth and thick, made from animals or plants, and used in cooking

روغن
دستور غذا به روغن زیتون برای تقویت طعم غذا نیاز دارد.
the thick, fatty part of milk that rises to the top when you let milk sit

خامه
او یک قاشق خامه زده شده به شکلات داغش اضافه کرد برای لذت بیشتر.
a soft, yellow food made from cream that we spread on bread or use in cooking

کره
کره ذوب شده را روی پاپ کورن تازه بریزید تا یک میان وعده خوشمزه برای تماشای فیلم داشته باشید.
a thick white dressing made with egg yolks, vegetable oil, and vinegar, served cold

سس مایونز
دستور سالاد کلم نیاز به مخلوط کردن مایونز با کلم رنده شده و هویج داشت.
two pieces of bread with cheese, meat, etc. between them

ساندویچ
من یک ساندویچ خوشمزه بوقلمون و پنیر برای ناهار درست کردم.
used to say that it does not matter which individual or amount from a group is chosen or referred to

هیچ
این بلیط در هر ساعتی از روز دسترسی میدهد.
