افعال اتصال و جداسازی - افعال برای شکستن و پاره کردن

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به شکستن و پاره شدن اشاره دارند مانند "fracture"، "rip" و "snap".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال اتصال و جداسازی
to break [فعل]
اجرا کردن

شکستن

Ex: He accidentally broke the pencil while sharpening it .

او به طور تصادفی مداد را هنگام تراشیدن شکست.

to fracture [فعل]
اجرا کردن

خرد کردن

Ex: The glass fractured when it hit the floor .
to rupture [فعل]
اجرا کردن

ترکیدن

Ex: A sudden increase in pressure can cause a tire to rupture while driving .

افزایش ناگهانی فشار می‌تواند باعث ترکیدن لاستیک در حین رانندگی شود.

to shatter [فعل]
اجرا کردن

خرد شدن

Ex: The window shattered when struck by a heavy object .

پنجره وقتی که با یک شیء سنگین برخورد کرد خرد شد.

to crack [فعل]
اجرا کردن

ترک برداشتن

Ex: The heat caused the pavement to crack , requiring repairs to prevent further damage .

گرما باعث ترک خوردن سنگفرش شد و نیاز به تعمیرات برای جلوگیری از آسیب بیشتر داشت.

to bust [فعل]
اجرا کردن

شکستن

Ex: Using a sledgehammer , the construction crew had to bust the concrete wall .

با استفاده از یک پتک، تیم ساخت و ساز مجبور شد دیوار بتنی را خراب کند.

to crumble [فعل]
اجرا کردن

خرد شدن

Ex: As the old book was opened , its pages started to crumble into pieces .

وقتی کتاب قدیمی باز شد، صفحاتش شروع به خرد شدن به تکه‌ها کرد.

to chip [فعل]
اجرا کردن

خرد کردن

Ex: When removing tiles , it 's essential to chip the grout to avoid damaging the underlying surface .

هنگام برداشتن کاشی‌ها، ضروری است که تراشه بزنید تا از آسیب به سطح زیرین جلوگیری شود.

to snap [فعل]
اجرا کردن

شکستن

Ex: The ice on the lake began to thaw , causing it to snap and crack under its own weight .

یخ روی دریاچه شروع به ذوب شدن کرد، که باعث ترکیدن و ترک خوردن آن زیر وزن خود شد.

to fragment [فعل]
اجرا کردن

تکه تکه شدن

Ex: If not handled with care , the delicate structure will fragment .

اگر با دقت رفتار نشود، ساختار ظریف خرد خواهد شد.

اجرا کردن

متلاشی شدن

Ex: When exposed to moisture , some types of food may disintegrate and become inedible .

هنگامی که در معرض رطوبت قرار می‌گیرند، برخی از انواع غذا ممکن است تجزیه شوند و غیرقابل خوردن شوند.

اجرا کردن

متلاشی شدن

Ex: The neglected vintage car , left in the elements for decades , eventually began to fall apart , rusting and deteriorating .

ماشین قدیمی نادیده گرفته شده، که برای دهه‌ها در معرض عناصر طبیعی رها شده بود، در نهایت شروع به از هم پاشیدن کرد، زنگ زد و خراب شد.

to smash [فعل]
اجرا کردن

خرد کردن

Ex: He accidentally dropped the fragile electronic device , causing it to smash on impact .

او به طور تصادفی دستگاه الکترونیکی شکننده را انداخت، که باعث خرد شدن آن در اثر برخورد شد.

to tear [فعل]
اجرا کردن

پاره کردن

Ex: The child accidentally tore the page while turning it in the book .

کودک به طور تصادفی صفحه را هنگام ورق زدن در کتاب پار کرد.

to rend [فعل]
اجرا کردن

پاره کردن

Ex: The storm 's powerful winds threatened to rend the sails of the sailing ship .

بادهای قدرتمند طوفان تهدید به پارگی بادبانهای کشتی می‌کرد.

to rip [فعل]
اجرا کردن

پاره کردن

Ex: With a single tug , he managed to rip the letter into shreds out of anger .

با یک کشش، او توانست از روی عصبانیت نامه را پاره کند.

to snag [فعل]
اجرا کردن

گیر کردن

Ex: The cat snagged the curtains on the window latch , making it difficult to open and close them smoothly .

گربه پرده‌ها را به گیره پنجره گرفت، که باز و بسته کردن روان آن‌ها را دشوار کرد.

to rive [فعل]
اجرا کردن

پاره شدن

Ex: In extreme cold , water trapped in the rock can cause it to rive .

در سرمای شدید، آبی که در سنگ به دام افتاده می‌تواند باعث ترک خوردن آن شود.