ورزش - Running

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

پیاده‌روی سرعتی

Ex: The race walking competition took place on a scenic city route .

مسابقه پیاده‌روی سرعت در یک مسیر شهری دیدنی برگزار شد.

اجرا کردن

دوصحرانوردی

Ex: Cross-country running is a great way to explore nature while staying active .

دویدن صحرانوردی راهی عالی برای کشف طبیعت در حالی که فعال می‌مانید است.

اجرا کردن

دویدن جاده ای

Ex: The local running club organizes weekly road running events for its members .

باشگاه دویدن محلی، رویدادهای هفتگی دویدن جاده‌ای را برای اعضای خود سازماندهی می‌کند.

اجرا کردن

اولترا ماراتن

Ex: Many ultra running races take place in remote and challenging environments .

بسیاری از مسابقات اولترا رانینگ در محیط‌های دورافتاده و چالش‌برانگیز برگزار می‌شوند.

freerunning [اسم]
اجرا کردن

دو آزاد

Ex:

فریرانینگ به افراد اجازه می‌دهد تا از طریق حرکت، با استفاده از موانع روزمره به روش‌های خلاقانه خود را بیان کنند.

cadence [اسم]
اجرا کردن

آهنگ

Ex: The waves crashed with a soothing cadence against the shore .

امواج با ضرباهنگ آرامش‌بخش به ساحل برخورد می‌کردند.

foot strike [اسم]
اجرا کردن

تماس پا

Ex: She analyzed her foot strike using video feedback to identify areas for improvement .

او ضربه پا خود را با استفاده از بازخورد ویدیویی تجزیه و تحلیل کرد تا زمینه‌های بهبود را شناسایی کند.

tempo run [اسم]
اجرا کردن

دوی تمپو

Ex: He gradually increased the intensity of his tempo run as he became fitter .

او به تدریج شدت دوی تمپو خود را افزایش داد همانطور که ورزیده تر شد.

اجرا کردن

دویدن مسافت طولانی

Ex: Long-distance running can be challenging , but the sense of accomplishment is worth it .

دویدن مسافت طولانی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، اما احساس موفقیت ارزش آن را دارد.

اجرا کردن

اسپلیت منفی

Ex: He focused on maintaining a steady pace in the first half of the race to set up for a negative split .

او روی حفظ یک سرعت ثابت در نیمه اول مسابقه تمرکز کرد تا برای اسپلیت منفی آماده شود.

run [اسم]
اجرا کردن

مسابقه دو

Ex: He won the 400-meter run at the track meet , setting a new school record .

او در مسابقه دو 400 متر در جلسه دو میدانی برنده شد و یک رکورد جدید مدرسه ثبت کرد.

اجرا کردن

سرخوشی دونده

Ex:

همانطور که از خط پایان عبور می‌کرد، موجی از شادی را احساس کرد، با این دانش که سرخوشی دونده قریب الوقوع است.

اجرا کردن

دو استقامت متوسط

Ex: She 's focusing on mental toughness to excel in middle-distance running .

او روی استحکام ذهنی تمرکز کرده تا در دو نیمه استقامت عالی عمل کند.

to run [فعل]
اجرا کردن

دویدن (ورزش کردن)

Ex: She used to run regularly during her college years to stay in shape .

او در دوران دانشگاهش به طور منظم می‌دوید تا اندامش را حفظ کند.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها