ACT انگلیسی و دانش جهانی - ویژگیهای انسانی و ظاهر
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ویژگیهای انسانی و ظاهر، مانند "محتاط"، "سرزندگی"، "مصمم" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما کمک میکند در آزمونهای ACT خود موفق شوید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
expressing no fear when faced with danger or difficulty

شجاع, باشهامت
سگ نجات نشان داد یک تلاش شجاعانه در نجات جانها در طول مأموریت پاسخ به فاجعه.
(of a person) having a tendency to hide feelings, thoughts, etc.

مرموز, پنهانکار
طبیعت محرمانه او باعث شد دیگران به سختی بتوانند او را واقعاً بشناسند، که منجر به احساس عدم اعتماد و عدم اطمینان شد.
(of a person) resistant to authority or control, often challenging established norms or rules

سرکش, یاغی
کارمند سرکش در برابر سیاستهای محدودکننده شرکت مقاومت کرد و از ترتیبات کاری انعطافپذیرتر دفاع کرد.
based on reasonable and practical considerations rather than theory

عملی
در مواجهه با یک مشکل پیچیده، مهندس یک راهحل عملگرا پیشنهاد کرد که هم کارایی و هم امکانپذیری را در نظر میگرفت.
unwilling to spend or give away money or resources

خسیس
اهداکننده خسیس فقط مبلغ ناچیزی داد، با اینکه میتوانست خیلی بیشتر بدهد.
unwilling to change one's attitude or opinion despite good reasons to do so

لجباز, کلهشق، یکدنده
علیرغم تلاشهای متعدد برای متقاعد کردن او به غیر این، او در تصمیم خود برای ترک شغل سرسخت باقی ماند.
marked by a lack of control or discipline

پرهیاهو, پرسروصدا، مهارنشدنی
شیطنتهای پرسروصدای آنها باعث شد که از تئاتر اخراج شوند.
very good at or quick in noticing small details in someone or something

تیز (در توجه به جزئیات), تیزبین
معلم توجه نشانههای پریشانی را در یک دانشآموز تشخیص داد و قبل از تشدید وضعیت، حمایت ارائه کرد.
calm and not easily worried or upset

آسودهخاطر, راحت
رویکرد آرام آنها به زندگی به آنها کمک کرد تا بدون استرس زیاد از مشکلات عبور کنند.
filled with lively energy and excitement

سرزنده, پرانرژی
توله سگ پرنشاط در حیاط میپرید و هر چیزی که حرکت میکرد را تعقیب میکرد.
hard-working and productive

سختکوش, کوشا
او به دلیل رویکرد سختکوش خود در تجارت شناخته شده بود، همیشه به دنبال فرصتهای جدید بود.
having the ability or capacity to do something

توانا, قادر
نرمافزار قادر است چندین کار را به طور همزمان انجام دهد.
preferring to be alone or avoiding social contact

منزوی, گوشهنشین
افرادی که با میلیونر ملاقات کردند گفتند که او مودب اما بسیار منزوی به نظر میرسید، و جزئیات زیادی درباره خود یا زندگی شخصیاش به اشتراک نمیگذاشت.
describing an unmarried girl or woman

دوشیزه, مجرد
او در کلبه دنج روی تپه زندگی میکرد، که همه او را به عنوان دوشیزه پیر دختر روستا میشناختند.
feeling or displaying deep exhaustion

خسته
دانشجویان خسته برای ماندن در تمرکز در طول آخرین سخنرانی روز تلاش کردند.
difficult to move or manage due to bulk

کند و سنگین
طراحی سنگین کتاب نگه داشتن آن را در حین خواندن دشوار میکرد.
experiencing extreme exhaustion

خستهوکوفته
فشار عاطفی ناشی از مقابله با از دست دادن عزیزی او را از نظر ذهنی خسته و تحلیلرفته گذاشت.
having or showing a high level of knowledge, skill, and aptitude in a particular area

متخصص, حاذق، ماهر، زبردست
برای ماهر بودن در کدنویسی، باید به طور منظم تمرین کرد و تکنیکهای جدید یاد گرفت.
moving in a slow, effortless, and attractive manner

باطمأنینه
گرمای بعدازظهر باعث شد همه به شکلی کند و بیعجله حرکت کنند.
extremely enthusiastic and interested in something one does

مشتاق, آرزومند، متمایل، آزمند
یادگیرنده مشتاق دائماً در جستجوی دانش و مهارتهای جدید برای بهبود خود است.
eating or craving food in large amounts and with great enthusiasm

سیریناپذیر, پرولع
خورنده حریص بدون هیچ تردیدی یک پیتزای کامل را تمام کرد.
behaving in an unconcerned and calm manner

مسامحهکار, اهمالکار
روش بیتفاوت او در مورد ارتقاء اخیرش غیرمنتظره بود.
showing determination and ambition to achieve one's goals

کوشا, پرکار
عزم مصمم او برای ایجاد تغییر در جهان، او را به سمت پیگیری یک حرفه در فعالیتهای اجتماعی سوق داد.
possessing a friendly personality and willing to spend time with people

اجتماعی, معاشرتی
کارمند جدید به نظر اجتماعی میرسید، در حال گفتگو با همکاران در زمان ناهار.
staying calm and displaying little or no interest or emotions

بیعاطفه, بیحس، تهییجنشدنی
او با چهرهای بیاحساس آنجا نشسته بود، تحت تأثیر هیجان اطرافش قرار نگرفته بود.
lively, bold, and confident in a playful or appealing way

جسور, گستاخ، پررو
با یک کج کردن شوخ سرش، او سوال را با خنده رد کرد.
intimidating or frightening in appearance or nature

خوفناک, وحشتناک
طوفان ترسناک از خط ساحلی گذشت و ویرانی به جا گذاشت.
showing no mercy or compassion towards others in pursuit of one's goals

بیرحم, سنگدل
سازمان جنایتکار بیرحم برای گسترش نفوذ خود از هیچ چیز دریغ نمیکرد.
having a physical or mental condition that limits one's movements, senses, or activities

معلول, ناتوان
مسافر ناتوان هنگام سفر از طریق فرودگاهها و ایستگاههای قطار نیاز به کمک دارد.
having a strong sense of love, loyalty, and devotion to one's country

میهن پرست
سخنرانیهای او پر از سخنان میهنپرستانه بود که شهروندان را برای همکاری در جهت خیر عمومی الهام میداد.
feeling or showing caution and attentiveness regarding possible dangers or problems

مراقب, حواسجمع، محتاط
کوهنورد از رفتن خیلی دور از مسیر در طبیعت وحشی محتاط بود.
unhappy because of loneliness

تنها و بیکس
او بعد از اینکه دوستانش به دانشگاه رفتند و او را تنها گذاشتند، تنها شد.
showing sensibility and wisdom, especially in avoiding risks or making decisions

محتاط, بااحتیاط، معقول
عاقلانه است که از کرم ضد آفتاب استفاده کنید تا از آسیب پوستی جلوگیری کنید.
the quality of being full of life and energy

نشاط
علیرغم چالشها، او شادابی و خوشبینی خود را حفظ کرد.
mental and emotional strength and resilience in facing adversity, challenges, or difficult situations

طاقت, شکیبایی، تحمل
با روبرو شدن با مشکلات مالی با استقامت، او توانست خوشبین بماند.
the way a person treats others

رفتار, وضع، سلوک
او رفتاری دوستانه و قابل دسترسی دارد که مردم را احساس راحتی میکند.
a deep and personal connection between individuals, often emotional or psychological

صمیمیت, نزدیکی
صمیمیت در مربیگری میتواند یادگیری و رشد شخصی را تسریع کند.
the mental or physical strength that makes one continue doing something hard for a long time

استقامت, توان بدنی، بنیه
ساعتهای طولانی تمرین، استقامت رقصندگان را محک زد، اما آنها اجرایی بینقص ارائه دادند.
the ability to use one's hands or body skillfully and quickly to perform tasks

چابکی, فرزی
چابکی جراح به او اجازه داد تا روش ظریف را با موفقیت انجام دهد.
the preference for using one hand over the other for tasks and activities, typically resulting in a dominance of either the right or left hand

ترجیح دست, غلبه دست
مطالعات نشان میدهند که دست برتری توسط ترکیبی از ژنتیک و عوامل محیطی تعیین میشود.
the feeling of wanting food

اشتها
او اشتهای سالمی برای یادگیری داشت، همیشه مشتاق برای کشف موضوعات جدید و گسترش دانش خود بود.
the state of being in the transitional phase childhood and adulthood characterized by significant physical, emotional, and psychological changes

نوجوانی, جوانی
تجربه تغییرات سریع در بدن و ذهن، نشانهای از حالت نوجوانی است.
the physical or mental strength and energy that someone possesses

قدرت, انرژی
پس از یک تعطیلات آرامشبخش، او با نشاط و اشتیاق تازهای به کار بازگشت.
the ability to effectively and creatively solve problems and overcome challenges using available resources

منابع, هوشمندی
موفقیت کارآفرین تا حد زیادی به دلیل زیرکی و تفکر نوآورانه او بود.
all the qualities that shape a person's character and make them different from others

شخصیت, خصوصیت اخلاقی
مردم شخصیتهای متفاوتی دارند، با این حال همه ما نیازها و خواستههای اساسی یکسانی داریم.
having little body fat

خوشفرم
بازوها و پاهای لاغر در دوندگان ماراتن معمول است.
having a refined and graceful appearance or style

شیک, مطابق مد روز
مدل موی عروس ساده اما زیبا بود، با حلقههای آبشاری که صورتش را در امواج نرم قاب میکرد.
(of a person) dressed in worn and old clothes

ژندهپوش
مسافر، که لباس کهنه بر تن داشت، تنها یک کیف کوچک حمل میکرد.
(of body parts) having a discolored mark due to broken blood vessels, typically caused by an injury or pressure

کبود شده, کوفته
چهره بوکسور پس از مسابقه شدید کبود و متورم شده بود.
lacking of cleanliness and neatness, often implying a disregard for personal hygiene or grooming

ژولیده, شلخته، هردمبیل
گزارش با سبکی شلخته و بیدقت نوشته شده بود.
someone's face or facial expression

صورت, چهره
چهره او اضطرابش را فاش کرد در حالی که منتظر شروع مصاحبه بود.
the height of a person or animal when standing upright

قامت, قد
او قد بلندی داشت که او را در جمع برجسته میکرد.
a twisted facial expression indicating pain, disgust or disapproval

اخم, ابرو در هم کشیدن
با دیدن گرافیتی توهینآمیز، حالتی از اخم بر چهرهاش نقش بست.
