ACT انگلیسی و دانش جهانی - عنوان‌های شغلی و اجتماعی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به عناوین شغلی و اجتماعی، مانند "مفسر"، "کمک خلبان"، "دلال" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما در قبولی در آزمون های ACT کمک می کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ACT انگلیسی و دانش جهانی
اجرا کردن

متخصص (سلامت)

Ex: The practitioner 's holistic approach to wellness includes diet , exercise , and stress management .

رویکرد جامع‌نگر پزشک به سلامتی شامل رژیم غذایی، ورزش و مدیریت استرس می‌شود.

technician [اسم]
اجرا کردن

متخصص فنی

Ex: The technician repaired the malfunctioning HVAC system in the building .

تکنسین سیستم HVAC معیوب در ساختمان را تعمیر کرد.

specialist [اسم]
اجرا کردن

متخصص

Ex: She is a specialist in renewable energy technologies .
warden [اسم]
اجرا کردن

رئیس زندان

Ex: The warden maintained a strict but fair approach to discipline , emphasizing rehabilitation as a key component of the correctional process .

زندانبان رویکردی سختگیرانه اما منصفانه به نظم و انضباط داشت و بر توانبخشی به عنوان جزء کلیدی فرآیند اصلاحی تأکید کرد.

commentator [اسم]
اجرا کردن

گزارشگر

Ex: The commentator described every move in the football match .

مفسر هر حرکت در مسابقه فوتبال را توصیف کرد.

lecturer [اسم]
اجرا کردن

استاد یار (دانشگاه)

Ex: The lecturer gave a fascinating lecture on Shakespeare ’s works .

استاد یک سخنرانی جذاب درباره آثار شکسپیر ارائه داد.

grandmaster [اسم]
اجرا کردن

استادبزرگ شطرنج

Ex: After years of practice and winning several tournaments , she finally earned the title of grandmaster in chess .

پس از سال‌ها تمرین و برنده شدن در چندین مسابقه، او سرانجام عنوان استاد بزرگ را در شطرنج به دست آورد.

coordinator [اسم]
اجرا کردن

هماهنگ کننده

Ex: As the team coordinator , he scheduled meetings and facilitated communication among team members .

به عنوان هماهنگ کننده تیم، او جلسات را برنامه‌ریزی کرد و ارتباط بین اعضای تیم را تسهیل کرد.

ranger [اسم]
اجرا کردن

جنگل‌بان

Ex: She always wanted to be a ranger , spending her days protecting and preserving natural landscapes .

او همیشه می‌خواست یک محیط بان باشد، روزهایش را به محافظت و حفظ مناظر طبیعی می‌گذراند.

academic [اسم]
اجرا کردن

دانشگاهی

Ex: He sought guidance from senior academics when choosing a topic for his doctoral thesis .

او هنگام انتخاب موضوع برای پایان‌نامه دکترای خود از اساتید ارشد راهنمایی خواست.

naturalist [اسم]
اجرا کردن

طبیعت‌شناس

Ex: The documentary featured interviews with naturalists who explained the impact of climate change on marine ecosystems .

مستند شامل مصاحبه‌هایی با طبیعت‌شناسان بود که تأثیر تغییرات آب‌وهوایی بر اکوسیستم‌های دریایی را توضیح دادند.

canoeist [اسم]
اجرا کردن

قایقران کانو

Ex: She is an experienced canoeist who has competed in numerous national and international races .

او یک قایقران با تجربه است که در مسابقات متعدد ملی و بین‌المللی شرکت کرده است.

landscaper [اسم]
اجرا کردن

طراح منظر

Ex: After the renovation , the landscaper installed a new irrigation system to keep the garden healthy .

پس از بازسازی، معمار منظر یک سیستم آبیاری جدید نصب کرد تا باغ را سالم نگه دارد.

gatekeeper [اسم]
اجرا کردن

دربان

Ex: The gatekeeper nodded in recognition and opened the door for the regular visitors .

دربان با شناخت سر تکان داد و در را برای بازدیدکنندگان همیشگی باز کرد.

handler [اسم]
اجرا کردن

مربی (ورزشی)

Ex: The handler advised the athlete on diet and recovery strategies .

مدیر به ورزشکار در مورد استراتژی‌های رژیم غذایی و بهبودی توصیه کرد.

copilot [اسم]
اجرا کردن

خلبان کمکی

Ex: In an emergency , the copilot 's quick thinking helped avoid a potential disaster .

در یک وضعیت اضطراری، تفکر سریع کمک‌خلبان به جلوگیری از یک فاجعه بالقوه کمک کرد.

sociologist [اسم]
اجرا کردن

جامعه‌شناس

Ex: The book was written by a well-known sociologist specializing in gender studies .

کتاب توسط یک جامعه‌شناس معروف متخصص در مطالعات جنسیتی نوشته شده است.

اجرا کردن

انسان‌شناس

Ex: He became an anthropologist after traveling through remote villages in Asia .

او پس از سفر به روستاهای دورافتاده در آسیا انسان‌شناس شد.

اجرا کردن

قوم نگار

Ex: The ethnographer 's work provided deep insights into the social dynamics of urban neighborhoods .

کار قوم‌نگار بینش‌های عمیقی در مورد پویایی‌های اجتماعی محله‌های شهری ارائه داد.

اجرا کردن

روان‌شناس

Ex:

او به عنوان یک روانشناس بالینی تخصص داشت و به افراد مبتلا به اختلالات روانی مختلف درمان ارائه می‌داد.

ethicist [اسم]
اجرا کردن

اخلاق‌شناس

Ex: During the conference , the ethicist presented a paper on the ethical considerations of artificial intelligence .

در طول کنفرانس، اخلاق‌شناس مقاله‌ای در مورد ملاحظات اخلاقی هوش مصنوعی ارائه داد.

librarian [اسم]
اجرا کردن

کتابدار

Ex: The librarian cataloged new arrivals and updated the library 's inventory system .

کتابدار ورودی‌های جدید را فهرست‌بندی کرد و سیستم موجودی کتابخانه را به‌روزرسانی کرد.

adviser [اسم]
اجرا کردن

مشاور

Ex: She hired a business adviser to assist with market analysis and business planning .

او یک مشاور کسب و کار استخدام کرد تا در تحلیل بازار و برنامه‌ریزی کسب و کار کمک کند.

legislator [اسم]
اجرا کردن

قانون‌گذار

Ex: As a member of the industry association , she serves as a legislator , working to shape regulations that promote fair competition and consumer protection .

به عنوان عضو انجمن صنعت، او به عنوان قانونگذار خدمت می‌کند، و در جهت شکل‌دهی به مقرراتی که رقابت منصفانه و حفاظت از مصرف‌کننده را ترویج می‌دهند، کار می‌کند.

vendor [اسم]
اجرا کردن

دست‌فروش

Ex: We bought flowers from a vendor near the train station .

ما گل‌ها را از یک فروشنده نزدیک ایستگاه قطار خریدیم.

اجرا کردن

صاحب صنعت

Ex: By investing in new machinery , the industrialist was able to boost production and reduce costs .

با سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات جدید، صنعتگر توانست تولید را افزایش دهد و هزینه‌ها را کاهش دهد.

paratrooper [اسم]
اجرا کردن

چترباز

Ex: As a seasoned paratrooper , he had participated in numerous airborne operations around the world .

به عنوان یک چترباز با تجربه، او در عملیات‌های هوابرد متعددی در سراسر جهان شرکت کرده بود.

brewer [اسم]
اجرا کردن

آبجوساز

Ex: The brewer 's commitment to using only local ingredients set his brewery apart from the competition .

تعهد آبجوساز به استفاده تنها از مواد محلی، کارخانه آبجوسازی او را از رقابت متمایز کرد.

اجرا کردن

متصدی پذیرش

Ex: The salon receptionist booked me an appointment with the stylist .

منشی سالن برایم یک قرار با آرایشگر رزرو کرد.

scout [اسم]
اجرا کردن

کشف

Ex: The scout 's keen eye for talent helped the agency sign several future stars .

چشم تیزبین اسکاوت به آژانس کمک کرد تا چند ستاره آینده را امضا کند.

اجرا کردن

محتواساز

Ex: As a content creator , she carefully plans her posts to keep her followers engaged .

به عنوان یک خالق محتوا، او پست‌هایش را با دقت برنامه‌ریزی می‌کند تا دنبال‌کنندگانش را درگیر نگه دارد.

conductor [اسم]
اجرا کردن

کنترلچی

Ex: On the crowded tram , the conductor made sure everyone had paid their fare before the next stop .

در ترامواي شلوغ، راهنما مطمئن شد كه همه قبل از ايستگاه بعدي كرايه خود را پرداخت كرده‌اند.

butler [اسم]
اجرا کردن

سرپرست خانه

Ex: Each morning , the butler served breakfast to the family and provided the daily news .

هر صبح، پیشخدمت صبحانه را به خانواده سرو می‌کرد و اخبار روزانه را ارائه می‌داد.

footman [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت مرد

Ex: As part of his duties , the footman polished the silverware and set the table .

به عنوان بخشی از وظایفش، پیشخدمت مرد ظروف نقره را جلا داد و میز را چید.

seamstress [اسم]
اجرا کردن

خیاط

Ex: In addition to creating new garments , seamstresses may also provide alteration services , repairing or modifying existing clothing to fit better or update the style .

علاوه بر ایجاد لباس‌های جدید، خیاط‌ها همچنین ممکن است خدمات تغییر را ارائه دهند، تعمیر یا اصلاح لباس‌های موجود برای تناسب بهتر یا به‌روزرسانی سبک.

laundress [اسم]
اجرا کردن

زن رخت‌شو

Ex: Clara worked as a laundress for several households in the neighborhood , earning a living by taking care of their laundry .

کلارا به عنوان رختشوی برای چندین خانواده در محله کار می‌کرد، با مراقبت از لباس‌هایشان امرار معاش می‌کرد.

governess [اسم]
اجرا کردن

معلمه سرخانه

Ex: The governess organized educational outings and supervised the children 's activities .

معلمه سرخانه گردش‌های آموزشی را سازماندهی کرد و بر فعالیت‌های کودکان نظارت داشت.

apothecary [اسم]
اجرا کردن

داروساز

Ex: Before modern pharmacies , an apothecary played a crucial role in healthcare , providing medicines and advice .

قبل از داروخانه‌های مدرن، یک عطاری نقش حیاتی در مراقبت‌های بهداشتی داشت، داروها و توصیه‌ها را ارائه می‌داد.

nobleman [اسم]
اجرا کردن

نجیب زاده

Ex: Despite his noble status , the nobleman was known for his humility and generosity towards the poor .

علیرغم مقام نجیب‌زاده‌اش، nobleman به خاطر فروتنی و سخاوتش نسبت به فقرا شناخته شده بود.

commoner [اسم]
اجرا کردن

شهروند عادی

Ex: The rise of the middle class in the modern era provided new opportunities for commoners to improve their social and economic standing through education , entrepreneurship , and upward mobility .

ظهور طبقه متوسط در دوران مدرن، فرصت‌های جدیدی را برای عموم مردم فراهم کرد تا از طریق آموزش، کارآفرینی و تحرک صعودی، موقعیت اجتماعی و اقتصادی خود را بهبود بخشند.

peasant [اسم]
اجرا کردن

رعیت

Ex: Stories and songs about the hard life of peasants have been passed down through generations in rural villages .

داستان‌ها و آهنگ‌ها درباره زندگی سخت کشاورزان از نسلی به نسل دیگر در روستاها منتقل شده‌اند.