مردم
موسیقی خواننده با مردم همه سنین و پیشینهها طنین انداز میشود.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مردم را یاد خواهید گرفت، مانند "گروه"، "حد نصاب"، "نوجوان" و غیره که به شما کمک می کند ACT های خود را با موفقیت پشت سر بگذارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مردم
موسیقی خواننده با مردم همه سنین و پیشینهها طنین انداز میشود.
تودهها
از نظر تاریخی، جنبشهای تغییر اجتماعی توسط اقدام جمعی تودهها هدایت شدهاند.
رژهی سواران
کاروان ریاست جمهوری به آرامی در خیابانهای شلوغ حرکت کرد، در حالی که ردیفهایی از وسایل نقلیه امنیتی آن را احاطه کرده بودند.
a group of people, animals, or vehicles moving ahead in an organized formation
تیپ
هر تیپ تاریخچه و سنتهای خود را دارد که از طریق نسلهای سربازان منتقل میشود.
نخبه
او بخشی از نخبههای اجتماعی بود که به طور منظم در رویدادهای پراهمیت شرکت میکرد.
ترتیب
مدیر رستوران با دقت چینش غذاها را برای منوی افتتاحیه بزرگ تنظیم کرد.
حد نصاب
بدون حد نصاب، مجمع عمومی سالانه باید به تاریخ دیگری موکول میشد تا اطمینان حاصل شود که همه اعضا میتوانند در تصمیمگیری مشارکت کنند.
سیاح
کشتی گروهی از کاشفان را حمل میکرد که در جستجوی راههای تجاری جدید بودند.
هنرمند تأثیرگذار
بسیاری از چهرههای سرشناس دنیای هنر در افتتاحیه گالری حضور داشتند.
آواره
آواره زیر ستارهها خوابید، آزاد از قیدهای جامعه.
مبلغ مذهبی
در طول اقامتش در خارج از کشور، مبلغ مذهبی زبان محلی را آموخت تا بهتر با جامعه ارتباط برقرار کند.
روشن بین
بسیاری از مردم در زمانهای عدم اطمینان به دنبال غیببین برای راهنمایی میگردند.
شکارچی غیرقانونی
او پس از مشاهده ویرانیهای ناشی از شکارچیان غیرقانونی، به مدافع حفاظت از حیات وحش تبدیل شد.
طرفدار
او یک علاقهمند به فناوری است که همیشه قبل از عرضه به بازار، از آخرین گجتها مطلع است.
تماس
به عنوان یک روزنامهنگار، او به ارتباطات خود درون سازمانهای دولتی برای اطلاعات داخلی تکیه میکرد.
خانه دار
بسیاری از خانهداران مدرن همچنین به دنبال علایق خارج از خانه هستند، مانند داوطلب شدن یا کار فریلنس.
آشنا
او آشنایان خود را از محل کار به مهمانی دعوت کرد، به امید گسترش حلقه اجتماعی خود.
دلقک
در دربار پادشاه لوئی چهاردهم، دلقکها اغلب به عنوان دلقک عمل میکردند تا خانواده سلطنتی و مهمانان را سرگرم کنند.
قاچاقچی
ماموران کنترل مرزی شبکهای از قاچاقچیان را که در قاچاق غیرقانونی گونههای در معرض خطر نقش داشتند، کشف کردند.
زمینگیر
مراقبان آموزش دیدهاند تا به نیازهای معلولان رسیدگی کنند، رفاه آنها را تضمین کنند.
اعجوبه
والدینش فهمیدند که او یک نابغه است وقتی که در پنج سالگی شروع به آهنگسازی کرد.
آیندگان
جامعه یک درخت به عنوان نماد امید و رشد کاشت، با این قصد که توسط نسلهای آینده لذت برده شود.
جانشین
وکیل به عنوان جانشین برای متهم غایب در جریان دادرسی عمل کرد.
تازهکار
کارگاه برای آماتورها طراحی شده بود تا تکنیکهای پایه آشپزی را یاد بگیرند.
شهروند
او با چندین شهری مصاحبه کرد تا نظرات آنها را در مورد پروژه توسعه پیشنهادی جمعآوری کند.
تخلص
سفر از طریق گالری هنر دیجیتال گردآوری شده توسط نام مستعار ChromaDream، یک خالق رویایی.
لقب
لقب شهر به عنوان "سیب بزرگ" وضعیت آن را به عنوان یک مرکز فرهنگی و اقتصادی عمده منعکس میکند.
ناشناس
هنرمند پشت نقاشیهای دیواری خیابانی محبوب ناشناس باقی مانده است، که عنصری از رمز و راز به کارش اضافه میکند.
تسلط یافته
مرد تسلطیافته نیروی غیرعادی از خود نشان داد و با صدایی که مال خودش نبود صحبت کرد.
مربوط به نوجوان
او به اتهام خرابکاری نوجوانی برای اسپری کردن گرافیتی روی اموال عمومی گناهکار شناخته شد.
ماجراجو
کاپیتان دزدان دریایی ماجراجو از طنابها تاب خورد، آماده برای سوار شدن به کشتی دشمن.
مشهور
رستوران سرآشپز معروف به خاطر آشپزی استثناییاش ستاره میشلن دریافت کرد.
لقب دادن
در میان دوستان، پسر بلند و لاغر به دلیل قد قابل توجهش به طور محبتآمیزی "Stretch" نامیده شد.
خیره شدن احمقانه
همانطور که معلم آزمایش علمی را نشان میداد، دانشآموزان با چشمانی باز خیره شدند.
ساکن شدن
مدارک تاریخی نشان میدهند که تمدنهای باستانی زمانی مناطق خشک بیابانی را مسکونی کرده بودند.
دستکاری کردن
او همیشه با گجتها و دستگاهها ور میرود، سعی میکند بفهمد که چگونه کار میکنند.
به ارث بردن
او تصمیم گرفت بخشی از پولی که به ارث برده بود را به یک هدف خیریه اهدا کند.
اداره کردن
کاپیتان مسئول اجرای جلسات تمرین تیم برای بهبود عملکرد است.
بر عهده گرفتن
داوطلبان به عهده میگیرند پروژههای جامعه را برای کمک مثبت به محیط اطرافشان.
پوشیدن
بازیگر لباس نمادین شخصیت را پوشید تا صحنه فیلم را فیلمبرداری کند.
وراجی کردن
در طول جلسه، او درباره موضوعات نامربوط وراجی کرد، از بحث اصلی دور شد.
دل کسی را بهدست آوردن (برای ازدواج)
خواستگاری کردن
زوج جوان از فرآیند خواستگاری لذت بردند قبل از اینکه رسماً وارد یک رابطه شوند.
همراهی کردن
او پیشنهاد داد که همسایه سالخورده خود را به فروشگاه مواد غذایی همراهی کند.