رسانه و ارتباطات - Journalism

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به روزنامه‌نگاری مانند "خبرگزاری"، "پوشش" و "سوگیری رسانه‌ای" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
news [اسم]
اجرا کردن

اخبار

Ex: The newspaper 's front page featured a headline about the economic news affecting the stock market .

صفحه اول روزنامه عنوانی درباره اخبار اقتصادی تأثیرگذار بر بازار سهام داشت.

news agency [اسم]
اجرا کردن

خبرگزاری

Ex: The news agency is known for its reliable and fast news delivery .

خبرگزاری به دلیل تحویل اخبار قابل اعتماد و سریع شناخته شده است.

اجرا کردن

مقاله خبری

Ex: I came across a news article that highlighted the importance of mental health awareness .

من به یک مقاله خبری برخوردم که اهمیت آگاهی از سلامت روان را برجسته می‌کرد.

اجرا کردن

نشست خبری

Ex: During the news conference , the spokesperson answered questions from the media .

در طول کنفرانس خبری، سخنگو به سوالات رسانه‌ها پاسخ داد.

news desk [اسم]
اجرا کردن

میز خبر (مسئول گردآوری و گزارش خبر)

Ex: At the news desk , they quickly verified the information before publishing .

در میز خبر، آنها به سرعت اطلاعات را قبل از انتشار تأیید کردند.

اجرا کردن

گردآوری خبر

Ex:

در عصر دیجیتال، پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی نقش مهمی در جمع‌آوری اخبار با ارائه به‌روزرسانی‌های لحظه‌ای و گزارش‌های شاهدان عینی ایفا می‌کنند.

اجرا کردن

موضوعِ مردم‌پسند

Ex: Many viewers enjoyed the human interest segment on the news about a local man who raised money for a children 's hospital .

بسیاری از بینندگان از بخش علاقه انسانی در اخبار درباره یک مرد محلی که برای یک بیمارستان کودکان پول جمع‌آوری کرد، لذت بردند.

interview [اسم]
اجرا کردن

مصاحبه

Ex: The interview with the musician revealed insights into her creative process .
اجرا کردن

قدرت چهارم

Ex: Journalists in the fourth estate hold powerful figures accountable for their actions .

روزنامه‌نگاران در قدرت چهارم شخصیت‌های قدرتمند را در قبال اقداماتشان پاسخگو نگه می‌دارند.

اجرا کردن

قدرت پنجم

Ex: With the growth of the fifth estate , more voices are being heard in the media .

با رشد قدرت پنجم، صداهای بیشتری در رسانه‌ها شنیده می‌شود.

news style [اسم]
اجرا کردن

سبک خبری

Ex: The reporter stuck to a neutral tone , following the usual news style for sensitive topics .

گزارشگر به یک لحن خنثی پایبند بود و از سبک خبری معمول برای موضوعات حساس پیروی کرد.

media bias [اسم]
اجرا کردن

سوگیری رسانه‌ای

Ex: It is important to watch different news sources to get a full picture and avoid media bias .

مهم است که منابع خبری مختلف را تماشا کنید تا تصویر کامل را به دست آورید و از سوگیری رسانه‌ای اجتناب کنید.

report [اسم]
اجرا کردن

گزارش (خبری)

Ex: The police report described the events of the accident .

گزارش پلیس وقایع تصادف را توصیف کرد.

اجرا کردن

بررسی واقعیت

Ex: Many news outlets have dedicated fact-checking departments to ensure the accuracy of their stories .

بسیاری از رسانه‌ها بخش‌های اختصاصی بررسی واقعیت دارند تا از صحت داستان‌های خود اطمینان حاصل کنند.

coverage [اسم]
اجرا کردن

پوشش (خبری)

Ex: The magazine ’s coverage of fashion trends was always up-to-date .

پوشش مجله از روندهای مد همیشه به روز بود.

newsroom [اسم]
اجرا کردن

تحریریه

Ex: The intern was excited to land a position in the bustling newsroom of a major newspaper .

کارآموز از گرفتن موقعیت در اتاق خبر شلوغ یک روزنامه بزرگ هیجان زده بود.

roundup [اسم]
اجرا کردن

سرخط خبرها

Ex: The radio station airs a roundup of sports news every evening , covering scores , highlights , and upcoming events .

ایستگاه رادیویی هر شب خلاصه‌ای از اخبار ورزشی را پخش می‌کند که شامل نتایج، نکات برجسته و رویدادهای آینده می‌شود.

scoop [اسم]
اجرا کردن

خبر دست‌اول

Ex: The editor praised the reporter for her scoop on the local election results , which was picked up by national news outlets .

ویراستار از خبرنگار به خاطر اکتشاف او در مورد نتایج انتخابات محلی تقدیر کرد، که توسط رسانه‌های ملی پوشش داده شد.

اجرا کردن

جایزه پولیتزر

Ex: The journalist won a Pulitzer Prize for her groundbreaking investigation into government corruption .

روزنامه‌نگار برای تحقیق پیشگامانه خود در مورد فساد دولتی برنده جایزه پولیتزر شد.

اجرا کردن

هرم وارونه

Ex: The journalist started the article with the main facts , using the inverted pyramid style .

روزنامه‌نگار مقاله را با حقایق اصلی شروع کرد، با استفاده از سبک هرم وارونه.

source [اسم]
اجرا کردن

منبع

Ex: He found a rare source in the library archives that supported his theory .

او یک منبع نادر در آرشیو کتابخانه پیدا کرد که از نظریه‌اش حمایت می‌کرد.

news cycle [اسم]
اجرا کردن

چرخه اخبار

Ex: With social media , the news cycle is faster than ever before , and information spreads quickly .

با شبکه‌های اجتماعی، چرخه اخبار سریع‌تر از همیشه است و اطلاعات به سرعت پخش می‌شوند.

censorship [اسم]
اجرا کردن

سانسور اطلاعات

Ex: The military practiced censorship by blocking any sensitive information about troop movements from being published .

ارتش با مسدود کردن هرگونه اطلاعات حساس درباره حرکت نیروها از انتشار، سانسور را تمرین کرد.

اجرا کردن

اعلامیه مطبوعاتی

Ex: Journalists often rely on press releases for quick access to official information .

روزنامه‌نگاران اغلب برای دسترسی سریع به اطلاعات رسمی به بیانیه‌های مطبوعاتی تکیه می‌کنند.

backstory [اسم]
اجرا کردن

پیشینه خبر

Ex: Reporters often supply the backstory to clarify complex events .
canard [اسم]
اجرا کردن

خبر یا داستان دروغین

Ex: Social media platforms are often used to spread canards and misinformation , leading to confusion and distrust .

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی اغلب برای انتشار شایعات بی‌اساس و اطلاعات نادرست استفاده می‌شوند که منجر به سردرگمی و بی‌اعتمادی می‌شود.

city desk [اسم]
اجرا کردن

بخش اخبار محلی یک روزنامه

Ex: I just spoke to a reporter at the city desk about the upcoming community event .

من همین حالا با یک خبرنگار در میز شهر درباره رویداد آینده جامعه صحبت کردم.

اجرا کردن

رویدادهای جاری

Ex: We had a heated debate at dinner about the current events in politics .

ما در شام درباره رویدادهای جاری در سیاست بحث داغی داشتیم.

exclusive [اسم]
اجرا کردن

گزارش ویژه

Ex: The journalist broke an exclusive about the company's upcoming merger.

روزنامه‌نگار یک اکسکلوسیو درباره ادغام آینده شرکت منتشر کرد.

fake news [اسم]
اجرا کردن

اخبار جعلی

Ex: Fake news can easily spread on social media platforms .

اخبار جعلی می‌توانند به راحتی در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی پخش شوند.

item [اسم]
اجرا کردن

قطعه خبری

Ex: The magazine included a special investigative item that exposed corruption within the government .
lead story [اسم]
اجرا کردن

خبر اصلی (روزنامه و غیره)

Ex: The lead story on the website garnered the most views and comments from readers .

داستان اصلی در وب سایت بیشترین بازدید و نظرات را از خوانندگان به دست آورد.

اجرا کردن

جمع‌آوری‌کننده اخبار

Ex: She prefers using a news aggregator because it saves time by showing all the top stories in one feed .

او ترجیح می‌دهد از جمع‌کننده اخبار استفاده کند زیرا با نمایش تمام داستان‌های برتر در یک فید، زمان را ذخیره می‌کند.

soft news [اسم]
اجرا کردن

اخبار نرم

Ex: The soft news piece featured an inspiring story about a community coming together to help a family in need .

قطعه اخبار نرم داستان الهام‌بخشی از گرد هم آمدن یک جامعه برای کمک به یک خانواده نیازمند را ارائه داد.

story [اسم]
اجرا کردن

گزارش

Ex: The magazine published a story on climate change activists .

مجله یک خبر درباره فعالان تغییرات آب و هوایی منتشر کرد.

اجرا کردن

خبرگزاری

Ex: The wire service provided real-time updates on the stock market fluctuations .

سرویس سیمی به‌روزرسانی‌های لحظه‌ای در مورد نوسانات بازار سهام ارائه داد.

hard news [اسم]
اجرا کردن

اخبار سخت

Ex: The journalist covered hard news , reporting on the recent earthquake in the region .

روزنامه‌نگار اخبار سخت را پوشش داد و درباره زمین‌لرزه اخیر در منطقه گزارش داد.

propaganda [اسم]
اجرا کردن

پروپاگاندا

Ex: Schools were targeted with propaganda to indoctrinate young minds with the party 's ideology .

مدارس هدف تبلیغات قرار گرفتند تا اذهان جوان را با ایدئولوژی حزب شستشوی مغزی دهند.

اجرا کردن

خبر فوری

Ex: We were in a meeting when the breaking news alert came through about the sudden change in government policy .

ما در یک جلسه بودیم که هشدار خبر فوری در مورد تغییر ناگهانی سیاست دولت آمد.

اجرا کردن

آزادی مطبوعات

Ex: The government ’s attempt to limit press freedom sparked protests from reporters and media outlets .

تلاش دولت برای محدود کردن آزادی مطبوعات اعتراضات خبرنگاران و رسانه‌ها را برانگیخت.

objectivity [اسم]
اجرا کردن

بی‌طرفی

Ex: Teachers should strive for objectivity when grading students ' work to ensure fairness .

معلمان باید برای بی‌طرفی در نمره‌دهی به کار دانش‌آموزان تلاش کنند تا عدالت را تضمین کنند.

open letter [اسم]
اجرا کردن

نامه سرگشاده

Ex: The company issued an open letter explaining their decision to raise prices .

شرکت یک نامه سرگشاده صادر کرد که در آن تصمیم خود برای افزایش قیمت‌ها را توضیح داد.

press kit [اسم]
اجرا کردن

کیت مطبوعاتی

Ex: The press kit included photos , a biography of the speaker , and an agenda for the event .

کیت مطبوعاتی شامل عکس‌ها، زندگینامه سخنران و برنامه رویداد بود.

اجرا کردن

انجمن مطبوعات

Ex: As a member of the press association , he receives updates on the latest news trends .

به عنوان عضو انجمن مطبوعات، او به‌روزرسانی‌هایی در مورد آخرین روندهای خبری دریافت می‌کند.

اجرا کردن

مطبوعات زیرزمینی

Ex: Many people relied on the underground press for alternative viewpoints that were not covered in mainstream media .

بسیاری از مردم به مطبوعات زیرزمینی برای دیدگاه‌های جایگزینی که در رسانه‌های جریان اصلی پوشش داده نمی‌شد، اعتماد داشتند.

commentary [اسم]
اجرا کردن

گزارش (نوشته‌شده)

Ex: The commentary on the political speech highlighted its contradictions .

نقد سخنرانی سیاسی، تناقضات آن را برجسته کرد.

reportage [اسم]
اجرا کردن

گزارش خبری

Ex: The documentary filmmaker 's reportage highlighted social issues in urban neighborhoods .

گزارش مستندساز مسائل اجتماعی در محله‌های شهری را برجسته کرد.

news hole [اسم]
اجرا کردن

حفره خبری

Ex: The editor struggled to fill the news hole with enough relevant stories before the deadline .

ویراستار برای پر کردن حفره خبری با داستان‌های مرتبط کافی قبل از مهلت مقرر تلاش کرد.

muckraking [اسم]
اجرا کردن

روزنامه‌نگاری افشاگرانه

Ex: Critics accused the newspaper of engaging in sensationalist muckraking , prioritizing scandal over responsible journalism .

منتقدان روزنامه را به انجام روزنامه‌نگاری تحقیقی هیجان‌انگیز متهم کردند، که رسوایی را بر روزنامه‌نگاری مسئولانه ترجیح می‌دهد.

mouthpiece [اسم]
اجرا کردن

سخنگو

Ex: The company hired a public relations firm to serve as its mouthpiece , managing its communication with stakeholders and the media .

شرکت یک شرکت روابط عمومی را به عنوان ناطق استخدام کرد تا ارتباط آن با ذینفعان و رسانه‌ها را مدیریت کند.

hit piece [اسم]
اجرا کردن

(مقاله، مستند و غیره) سیاه‌نمایی

Ex: Despite the controversy , the publication stood by its decision to publish the hit piece , claiming it was in the public interest .

علیرغم جنجال، انتشار از تصمیم خود برای چاپ مقاله تخریبی دفاع کرد و ادعا کرد که این کار به نفع عموم بوده است.

lede [اسم]
اجرا کردن

مقدمه خبر

Ex: The editor suggested reworking the lede to make it more attention-grabbing and informative .

ویراستار پیشنهاد کرد که لید بازنویسی شود تا جذاب‌تر و информаativeتر شود.