واژگان ضروری برای TOEFL - جرم و مجازات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره جرم و مجازات، مانند "محکوم"، "آلیبی"، "تقلب" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an act of crime in which someone physically attacks another person

حمله
قربانی در طول حمله مجروح شد و برای درمان به بیمارستان منتقل شد.
an attempt to gather the facts of a matter such as a crime, incident, etc. to find out the truth

تحقیق, بازرسی
شرکت یک تحقیق داخلی برای تعیین علت نقض دادهها انجام داد.
someone who is believed to be guilty of an offence

مظنون
مظنون اصلی سرقت در حال فرار از منطقه در دوربین دیده شد.
a person who does or is involved in an illegal activity

مجرم, جانی
مجرم به پنج سال زندان محکوم شد.
a person found guilty of a crime and sent to prison

مجرم, محکوم
زندان بسیاری از محکومان را که برای جرایم مختلف در حال گذراندن محکومیت بودند، در خود جای داده بود.
to put someone in prison or keep them somewhere and not let them go

زندانی کردن, به زندان انداختن
مقامات اجرای قانون ممکن است افراد محکوم به جرایم جدی را زندانی کنند.
proof that indicates a person was somewhere other than the place where a crime took place and therefore could not have committed it

مدرک دال بر عدم حضور در صحنه جرم, مدرک دال بر عدم حضور در صحنه جرم
وکیل مدافع چند شاهد را برای حمایت از آلیبی متهم ارائه داد.
to admit, especially to the police or legal authorities, that one has committed a crime or has done something wrong

اعتراف کردن
تصمیم شاهد برای اعتراف به مشارکت خود در حادثه، اطلاعات حیاتی را به تحقیق ارائه داد.
a formal statement made by a person admitting that they are guilty of a crime

اعتراف, اقرار
کارآگاه در طول بازجویی یک اعتراف امضا شده از مجرم گرفت.
to break an agreement, law, etc.

نقض کردن (قانون و...), تخطی کردن، شکستن
کارمند به دلیل تخطی از قوانین رفتاری شرکت اخراج شد.
the crime of demanding money or benefits from someone by threatening to reveal secret or sensitive information about them

باجگیری, اخاذی
تاجر به دلیل درگیر شدن در اخاذی علیه یک شرکت رقیب دستگیر شد.
the act of using violence such as killing people, bombing, etc. to gain political power

تروریسم, هراسافکنی
تلاشهای بینالمللی برای جلوگیری از تروریسم و ترویج صلح ادامه دارد.
the illegal act of purposefully damaging a property belonging to another person or organization

تخریب اموال یا اماکن
پارک به دلیل وندالیسم که گرافیتی روی تجهیزات زمین بازی باقی گذاشت، موقتاً بسته شد.
the act of taking someone against their will and imprisoning them

آدمربایی
ربایش کودک جامعه را شوکه کرد.
the illegal use of someone's name and personal information without their knowledge, particularly to gain money or goods

سرقت هویت
سرقت هویت میتواند منجر به ضرر مالی قابل توجه و آسیب به امتیاز اعتباری شما شود.
the act of cheating in order to make illegal money

کلاهبرداری
شرکت به دلیل تقلب انجام شده توسط یکی از کارکنانش که میلیونها را اختلاس کرد، با پیامدهای قانونی جدی روبرو شد.
the unlawful seizure of a vehicle in transit, usually to rob it or force it to change course

ربایش (هواپیما، کشتی و...)
مقامات از یک دزدی هواپیما برنامهریزی شده در فرودگاه جلوگیری کردند.
the illegal trade of people for forced labor, sexual exploitation, or other forms of coercion

قاچاق انسان
قاچاق انسان یک جرم جهانی جدی است.
the crime of taking goods from a store without paying for them

دزدی از مغازه
فروشگاه دوربینهایی نصب کرد تا از وقوع دزدی از مغازه بکاهد.
the act of threatening someone or beating them in order to gain some money

زورگیری, خفتگیری
سرقت دیروقت شب نزدیک ایستگاه قطار اتفاق افتاد.
the act of offering money to an authority to gain advantage

رشوه
رشوهخواری یک جرم جدی است که عدالت سیستمهای دولتی و کسبوکارها را تضعیف میکند.
the killing of a criminal as punishment

مجازات اعدام
دولت دهها سال پیش مجازات اعدام را لغو کرد و به جای آن حبس ابد را انتخاب کرد.
the punishment in which an individual is made to stay in jail for the rest of their life, typically for committing a serious crime

حبس ابد
علیرغم التماس برای بخشش، قاضی حبس ابد را برای متهم صادر کرد.
the punishment that the court assigned for a guilty person

حکم (حقوقی)
دادگاه به دلیل رفتار خوب مجازات او را کاهش داد.
any act that is against a law

تخلف, تخطی
راننده برای یک تخلف ترافیکی جریمه دریافت کرد.
(of a crime, suicide, etc.) not done successfully

ناموفق
گزارش جزئیات چندین تلاش برای آتشسوزی عمدی در محله را شرح داد.
to catch an animal or a person and keep them as a prisoner

اسیر کردن, دستگیر کردن، گرفتن
مامور پلیس مجرمان را دستگیر میکند و اطمینان حاصل میکند که با پیامدهای قانونی مواجه شوند.
to give a severe punishment to someone who has committed a major crime

محکوم کردن
قاضی سیاستمدار فاسد را به حداکثر مجاز مجازات محکوم کرد.
using one's power or authority to do illegal things for personal gain or financial benefit

فاسد (از نظر اخلاقی)
بانکدار فاسد بازارهای مالی را برای سود شخصی خود دستکاری کرد، که باعث آسیب گسترده اقتصادی شد.
to make someone pay a sum of money as punishment for violation of the law

جریمه کردن
او به دلیل ریختن زباله در یک منطقه عمومی جریمه شد.
an amount of money that must be paid as punishment for breaking a rule or law

کیفر (حقوقی), تنبیه
شرکت به دلیل نقض مقررات ایمنی با جریمه بزرگی روبرو شد.
a state in which a person is kept in jail or prison, particularly while waiting to be tried

بازداشت
او تا زمان تعیین تاریخ محاکمه در حبس باقی ماند.
someone held prisoner by a person or group who will be set free if the demands of that person or group are met

گروگان
مذاکره کنندگان بی وقفه کار کردند تا بازگشت ایمن گروگان را از اردوگاه شورشیان تضمین کنند.
