واژگان ضروری برای TOEFL - جامعه و مسائل اجتماعی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره جامعه و مسائل اجتماعی، مانند "اشرافیت"، "تحمل"، "فمینیسم" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
class [اسم]
اجرا کردن

طبقه اجتماعی

aristocracy [اسم]
اجرا کردن

آریستوکراسی

Ex: Many members of the aristocracy were patrons of the arts .

بسیاری از اعضای اشراف حامی هنر بودند.

noble [صفت]
اجرا کردن

نجیب‌زاده

Ex: The noble couple hosted lavish banquets and soirées at their opulent mansion , entertaining guests from far and wide .

زوج اشراف در عمارت مجلل خود ضیافت‌ها و مهمانی‌های پرزرق و برق برگزار می‌کردند و از مهمانان از نقاط دور و نزدیک پذیرایی می‌کردند.

civil [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex:

دولت آزادی‌های مدنی را برای محافظت از آزادی‌های فردی وضع کرد.

citizen [اسم]
اجرا کردن

شهروند

Ex: He is a proud citizen of Canada and loves its multicultural society .

او یک شهروند مغرور کانادا است و جامعه چندفرهنگی آن را دوست دارد.

status [اسم]
اجرا کردن

موقعیت اجتماعی

Ex: Status symbols like luxury cars are often seen in wealthy neighborhoods .

نمادهای موقعیت مانند ماشین‌های لوکس اغلب در محله‌های ثروتمند دیده می‌شوند.

welfare [اسم]
اجرا کردن

کمک رفاهی

Ex: Critics argue that welfare should be reformed to encourage employment .

منتقدان استدلال می‌کنند که رفاه باید اصلاح شود تا اشتغال را تشویق کند.

tolerance [اسم]
اجرا کردن

بردباری

Ex: They taught their children the importance of tolerance towards people with different lifestyles and cultures .

آنها به فرزندانشان اهمیت تحمل در برابر افراد با سبک‌های زندگی و فرهنگ‌های مختلف را آموختند.

اجرا کردن

انسان‌دوستی

Ex: The foundation focuses on philanthropy in healthcare .

بنیاد بر نیکوکاری در حوزه بهداشت و درمان تمرکز دارد.

sexuality [اسم]
اجرا کردن

جنسیت

Ex: Sexuality education aims to provide individuals with information about sexual health , consent , and relationships .

آموزش جنسیت با هدف ارائه اطلاعات به افراد درباره سلامت جنسی، رضایت و روابط است.

gender [اسم]
اجرا کردن

جنسیت

Ex: The gender of the child was not revealed until after birth , as the parents preferred to keep it a surprise .

جنسیت کودک تا بعد از تولد فاش نشد، زیرا والدین ترجیح دادند که آن را به عنوان یک سورپرایز نگه دارند.

feminine [صفت]
اجرا کردن

زنانه

Ex: The feminine aroma of the flowers filled the room with a sweet and delicate fragrance .

عطر زنانه گل‌ها اتاق را با رایحه‌ای شیرین و ظریف پر کرد.

masculine [صفت]
اجرا کردن

مردانه

Ex: Jack admired the masculine resilience and stoicism of the soldiers as they faced adversity on the battlefield .

جک به انعطاف‌پذیری مردانه و رواقی‌گری سربازان در مواجهه با سختی‌ها در میدان نبرد تحسین کرد.

race [اسم]
اجرا کردن

نژاد

Ex: Race is a socially constructed concept used to categorize people into different groups based on physical characteristics such as skin color .

نژاد یک مفهوم اجتماعی ساخته‌شده است که برای دسته‌بندی افراد به گروه‌های مختلف بر اساس ویژگی‌های فیزیکی مانند رنگ پوست استفاده می‌شود.

ethnicity [اسم]
اجرا کردن

قومیت

Ex: Researchers are exploring how ethnicity influences health outcomes .

محققان در حال بررسی این هستند که چگونه قومیت بر نتایج سلامت تأثیر می‌گذارد.

اجرا کردن

چندفرهنگی

Ex: The festival celebrates the community 's multicultural heritage with music , dance , and food .

جشنواره میراث چندفرهنگی جامعه را با موسیقی، رقص و غذا جشن می‌گیرد.

اجرا کردن

دهکده جهانی

Ex: Environmental issues such as climate change highlight the interconnectedness of the global village , as changes in one part of the world can have far-reaching consequences .

مسائل زیست‌محیطی مانند تغییرات آب‌وهوایی، وابستگی متقابل دهکده جهانی را برجسته می‌کنند، زیرا تغییرات در یک بخش از جهان می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد.

gender gap [اسم]
اجرا کردن

اختلاف جنسیتی

Ex: Efforts to close the gender gap in education have led to increased access to schooling for girls in many parts of the world .

تلاش‌ها برای بستن شکاف جنسیتی در آموزش و پرورش منجر به افزایش دسترسی دختران به تحصیل در بسیاری از نقاط جهان شده است.

اجرا کردن

تبعیض قائل شدن

Ex: The law prohibits businesses from discriminating against customers based on their disability .

قانون کسب‌وکارها را از تبعیض علیه مشتریان بر اساس ناتوانی‌شان منع می‌کند.

diversity [اسم]
اجرا کردن

گوناگونی

Ex: The festival 's success is due to its diversity of performers , showcasing talents from different cultures and traditions .

موفقیت جشنواره به دلیل تنوع اجراکنندگان آن است که استعدادهایی از فرهنگ‌ها و سنت‌های مختلف را به نمایش می‌گذارد.

superior [صفت]
اجرا کردن

مقام ارشد

Ex: The superior manager oversees multiple departments within the company .

مدیر ارشد بر چندین بخش در شرکت نظارت می‌کند.

inferior [صفت]
اجرا کردن

پست تر

Ex: The inferior quality of the materials used in the construction was evident in the building 's appearance .

کیفیت پایین مواد مورد استفاده در ساخت و ساز در ظاهر ساختمان مشهود بود.

segregation [اسم]
اجرا کردن

تبعیض (نژادی، جنسی و غیره)

Ex: Civil rights activists fought to end segregation in public spaces .
اجرا کردن

بی‌خانمانی

Ex: Addressing homelessness requires both immediate relief and long-term solutions such as affordable housing .

رسیدگی به بی‌خانمانی هم به کمک فوری و هم به راه‌حل‌های بلندمدت مانند مسکن مقرون‌به‌صرفه نیاز دارد.

racism [اسم]
اجرا کردن

نژادپرستی

Ex: She experienced racism at her new job .

او در شغل جدیدش نژادپرستی را تجربه کرد.

alcoholism [اسم]
اجرا کردن

الکلیسم

Ex: Alcoholism can impact a person 's career , relationships , and overall well-being .

الکلیسم می‌تواند بر شغل، روابط و رفاه کلی فرد تأثیر بگذارد.

addiction [اسم]
اجرا کردن

اعتیاد

Ex: Addiction often involves changes in brain chemistry , making it difficult for individuals to stop using drugs or engaging in addictive behaviors on their own .

اعتیاد اغلب شامل تغییراتی در شیمی مغز می‌شود، که باعث می‌شود افراد به تنهایی قادر به ترک مصرف مواد مخدر یا ترک رفتارهای اعتیادآور نباشند.

اجرا کردن

تظاهرات

Ex: The community organized a demonstration to raise awareness about homelessness in the city .

جامعه یک تظاهرات برای افزایش آگاهی درباره بی‌خانمانی در شهر سازماندهی کرد.

minority [اسم]
اجرا کردن

اقلیت

Ex: She advocates for the rights of minority groups .

او از حقوق گروه‌های اقلیت دفاع می‌کند.

prejudice [اسم]
اجرا کردن

تبعیض

Ex: She faced prejudice in the workplace due to her gender .

او به دلیل جنسیت خود با پیشداوری در محل کار مواجه شد.

slum [اسم]
اجرا کردن

محله فقیرنشین

Ex: Slums often lack access to clean water and sanitation facilities .

حاشیه‌نشینی‌ها اغلب به آب تمیز و امکانات بهداشتی دسترسی ندارند.

shelter [اسم]
اجرا کردن

گرمخانه

Ex: She volunteered at the shelter to help serve food .

او در پناهگاه داوطلب شد تا به سرو غذا کمک کند.

refugee [اسم]
اجرا کردن

پناهنده

Ex: Refugees often face challenges in adapting to a new culture and language .

پناهندگان اغلب با چالش‌هایی در تطبیق با فرهنگ و زبان جدید مواجه می‌شوند.

اجرا کردن

خدمات اجتماعی

Ex: The organization provides opportunities for individuals to engage in meaningful community service projects .

سازمان فرص‌هایی را برای افراد فراهم می‌کند تا در پروژه‌های معنادار خدمات اجتماعی مشارکت کنند.

اجرا کردن

مددکار اجتماعی

Ex: Social workers play a crucial role in child welfare services .

کارگران اجتماعی نقش حیاتی در خدمات رفاه کودک ایفا می‌کنند.