an accusation against a person who is on trial

اتهام
اتهامات پس از آن که یک تحقیق جامع شواهد قابل توجهی را آشکار کرد، مطرح شدند.
to free or release someone from legal or official confinement

رها کردن, تبرئه کردن
تسهیلات اصلاحی پس از تکمیل برنامه توانبخشی خود، مجرم نوجوان را آزاد کرد.
(of a law court) to make an official decision

حکم دادن, محکوم کردن
قاضی متهم را در دزدی مقصر یافت و او را به زندان محکوم کرد.
to declare someone guilty or make a decision against someone in a court case

به ضرر کسی رأی دادن (در دادگاه)
دادگاه به طور مداوم علیه خواهان رأی داد.
to declare someone right or innocent in a court of law case

به نفع کسی رأی دادن (در دادگاه)
وکلا جشن گرفتند وقتی دادگاه به نفع موکلشان رأی داد.
a judgment or decision reached by a court regarding matters of fact or law

حکم (حقوق)
دادگاه تجدیدنظر رأی دادگاه پایینتر را بررسی کرد.
responsible for an illegal act or wrongdoing

گناهکار, مجرم، مقصر
هیئت منصفه متهم را بر اساس شواهد ارائه شده مقصر در جنایت یافت.
having no legal right or claim

غیرقانونی, بیاساس
قاضی پرونده را به عنوان ادعای ناحق رد کرد.
not having committed a wrongdoing or offense

بیگناه
راننده بیگناه مقصر تصادف رانندگی نبود که به دلیل بیاحتیاطی راننده دیگر رخ داد.
the official in charge of a court who decides on legal matters

قاضی
او پس از بیش از سی سال خدمت به عنوان قاضی بازنشسته شد.
the decision of a judge or law court

رأی دادگاه
پس از بررسی شواهد، قاضی حکم بیگناهی صادر کرد.
belonging or appropriate for a court, a judge, or the administration of justice

قضائی
وکلای دادگستری نقش حیاتی در ارائه استدلالها و شواهد در برابر مقامات قضایی ایفا میکنند.
the power or authority of a court of law or an organization to make legal decisions and judgements

صلاحیت قضایی
دیوان عالی صلاحیت خود را در تفسیر مسائل قانون اساسی روشن کرد.
the process of administering justice or carrying out legal judgments

اداره عدالت, دستگاه قضایی
تأخیر در justiciary میتواند بر اعتماد عمومی به سیستم حقوقی تأثیر بگذارد.
(law) a decision supported or made by a jury that most of the people, but not all agree with

حکم اکثریت
قاضی به هیئت منصفه دستور داد که چگونه حکم اکثریت را صادر کنند.
to discharge a criminal from the legal consequences of a conviction or violation

عفو کردن
درخواست عفو منجر به تصمیم عفو مجرمان غیرخشونتآمیز شد.
to try to charge someone officially with a crime in a court as the lawyer of the accuser

اقامه دعوی کردن
او یک متخصص را استخدام کرد تا به تعقیب پرونده کمک کند، و اطمینان حاصل کند که هر جنبه قانونی پوشش داده شده است.
the process of bringing someone to court in an attempt to prove their guilt

پیگرد قانونی, شکایت، تعقیب قانونی
او با یک تعقیب سختگیرانه روبرو شد که شامل چندین محاکمه بود.
to officially declare or state something as true, especially in a legal or authoritative manner

*تصمیم گرفتن
هیئت مدیره تصمیم گرفت که درخواست تمام شرایط لازم را برآورده کرده است.
a decision made by someone with official power, particularly a judge

حکم, رأی
تصمیم هیئت مدیره مدرسه برای اجرای سیاست جدید پوشش، جنجالهایی در میان والدین و دانشآموزان ایجاد کرد.
to put a person on trial or investigate a case in a trial

محاکمه کردن
مظنون ماه آینده به اتهام قتل محاکمه خواهد شد.
an official decision made by the jury in a court after the legal proceedings

حکم, قضاوت
رسانهها در مورد رأی تاریخی که سابقهای جدید در حقوق کیفری ایجاد کرد گزارش دادند.
an amount of money that must be paid in order for someone who is accused of a crime to be released until their trial

وثیقه
خانواده مظنون برای جمعآوری پول برای وثیقه آزادی با وثیقه او متحد شدند.
to pay money to the court to release someone from custody until their trial

کسی را با پول موقت آزاد کردن
دستگیری غیرمنتظره آنها را مجبور کرد تا سپرده آزادی برای خواهر یا برادرشان بپردازند، که یک شام خانوادگی را به یک ماموریت نجات تبدیل کرد.
the questioning of a witness by the opposing lawyer in court

بازپرسی متقابل, بازپرسی مخالف
قضات به بازپرسی متقابل در دادگاهها توجه دقیق دارند.
to question a witness in court by the opposing lawyer to test their testimony

بازپرسی متقابل, پرسشگری توسط وکیل طرف مقابل
قضات به وکلا اجازه میدهند تا شاهدان را با دقت استنطاق متقابل کنند.
to represent a person who is on trial

دفاع کردن (در دادگاه), وکیلمدافع کسی بودن
وکیل مدافع عمومی برای دفاع از موکلی که توانایی پرداخت هزینه وکیل خصوصی را نداشت، منصوب شد.
the person on trial and their legal team representing them in court

دفاع, طرف دفاع
دفاع تفسیر جایگزینی از واقعیتها ارائه کرد.
to announce officially that someone is guilty of a crime in a court of law

محکوم کردن, مجرم شناختن
در طول سالها، سیستم قضایی گاهی اوقات افراد سرشناس را به دلیل جرایم مختلف محکوم کرده است.
a formal declaration by which someone is found guilty of a crime in a court of law

محکومیت
او از محکومیت او شوکه شده بود، زیرا همیشه بر بیگناهی خود پافشاری کرده بود.
(law) the permission for a prisoner to leave prison before the end of their imprisonment sentence, on the condition of good conduct

عفو مشروط
آزادی مشروط به مجرمان فرصت بازپروری و بازگشت به جامعه تحت نظارت را میدهد، با هدف کاهش تکرار جرم.
a process in court where one person or group sues or takes a case against another

اقدام قانونی, دعوی قضایی
to force a foreigner to leave a country, usually because they have broken the law

اخراج کردن (از کشور میزبان), دیپورت کردن
مأموران گشت مرزی در حال حاضر گروهی از مهاجران دستگیر شده در نزدیکی مرز جنوبی را اخراج میکنند.
