مواد غذایی - میوه‌های توت‌مانند

در اینجا نام میوه‌های توت به انگلیسی مانند "توت فرنگی"، "انگور فرنگی" و "انگور" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
berry [اسم]
اجرا کردن

توت

Ex: He used mixed berries to make a refreshing fruit salad for the picnic .

او از توت‌های مخلوط برای درست کردن سالاد میوه‌ای خنک برای پیکنیک استفاده کرد.

bilberry [اسم]
اجرا کردن

*بیل‌بری

Ex: Bilberry-infused water is a refreshing and antioxidant-rich drink.

آب دم کرده تمشک آبی یک نوشیدنی طراوت بخش و غنی از آنتی اکسیدان است.

strawberry [اسم]
اجرا کردن

توت‌فرنگی

Ex: The strawberry plant in our garden is beginning to bear fruit .

گیاه توت فرنگی در باغ ما شروع به میوه دادن کرده است.

boysenberry [اسم]
اجرا کردن

بویسن‌بری (میوه از پیوند شاه‌توت و تمشک)

Ex: The boysenberry-infused lemonade was a crowd-pleaser at the summer picnic.

لیموناد بویزنبری در پیک نیک تابستانی مورد استقبال قرار گرفت.

salmonberry [اسم]
اجرا کردن

تمشک سرخ جنگلی

Ex: The salmonberry muffins I baked turned out moist and packed with fruity flavor .

کاپ کیک‌های توت سالمون که پختم مرطوب و پر از طعم میوه‌ای شد.

tayberry [اسم]
اجرا کردن

تی‌بری (نوعی توت شبیه شاه‌توت و تمشک)

Ex: A scoop of tayberry ice cream was the perfect treat to cool down on a hot day .

یک اسکوپ بستنی تایبری درمانی عالی برای خنک شدن در یک روز گرم بود.

blackberry [اسم]
اجرا کردن

توت سیاه

Ex: She added blackberries to her pancake batter for a burst of fruity flavor .

او تمشک سیاه را به خمیر پنکیک خود اضافه کرد تا انفجاری از طعم میوه‌ای داشته باشد.

blueberry [اسم]
اجرا کردن

بلوبری

Ex: They have a blueberry farm where they produce their own jam and juice .

آنها یک مزرعه زغال اخته دارند که در آن مربا و آبمیوه خود را تولید می‌کنند.

cranberry [اسم]
اجرا کردن

کرنبری

Ex: They bought a bag of dried cranberries to add to their trail mix for a burst of flavor .

آنها یک بسته کرنبری خشک خریدند تا به مخلوط راه‌پیمایی خود اضافه کنند برای انفجاری از طعم.

dewberry [اسم]
اجرا کردن

تمشک کبود

Ex: I discovered a secret spot where dewberries grow abundantly , and it 's my little hidden treasure .

من یک نقطه مخفی پیدا کردم که در آن تمشک سیاه به وفور رشد می‌کند، و این گنج کوچک پنهان من است.

elderberry [اسم]
اجرا کردن

آقطی

Ex: I added some dried elderberries to my morning oatmeal for a burst of natural sweetness .

من چند آقطی خشک به جو دوسر صبحگاهی ام اضافه کردم برای انفجاری از شیرینی طبیعی.

gooseberry [اسم]
اجرا کردن

انگورفرنگی

Ex: Gooseberries are rich in antioxidants and vitamin C , making them a nutritious addition to fruit salads and desserts .

گیلاس ترش سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها و ویتامین C است که آن را به یک افزودنی مغذی برای سالاد میوه و دسرها تبدیل می‌کند.

huckleberry [اسم]
اجرا کردن

هاکلبری

Ex: As a child, I loved going on huckleberry-picking adventures with my family in the forest.

در کودکی، عاشق ماجراجویی‌های جمع‌آوری زغال اخته با خانواده‌ام در جنگل بودم.

loganberry [اسم]
اجرا کردن

لوگان‌بری (نوعی تمشک قرمز)

Ex: I can't resist the temptation of a loganberry muffin fresh out of the oven.

من نمی‌توانم در مقابل وسوسه یک مافین لوگانبری تازه از فر مقاومت کنم.

mulberry [اسم]
اجرا کردن

توت

Ex: Harvesting mulberries can be a bit messy due to their soft texture , which easily stains fingers and clothes .

برداشت توت می‌تواند کمی کثیف باشد به دلیل بافت نرم آن، که به راحتی انگشتان و لباس‌ها را لکه‌دار می‌کند.

raspberry [اسم]
اجرا کردن

تمشک

Ex: She used frozen raspberries in the pie filling for a rich and tart taste .

او از تمشک منجمد در پر کردن پای برای یک طعم غنی و ترش استفاده کرد.

اجرا کردن

*کاکنه‌

Ex: One distinct feature of ground cherries is their papery husk .

یکی از ویژگی‌های متمایز گیلاس زمینی پوسته کاغذی آن است.

wonderberry [اسم]
اجرا کردن

*سولانوم باربنکی

Ex: I made a delicious wonderberry pie using fresh berries from my garden .

من یک پای خوشمزه واندربری با توت های تازه از باغم درست کردم.

whinberry [اسم]
اجرا کردن

*بلوبری

Ex: The vibrant purple color of whinberries adds a beautiful touch to desserts like cheesecakes and tarts .

رنگ بنفش پرطراوت تمشک آبی به دسرهایی مانند چیزکیک و تارت جلوه‌ای زیبا می‌بخشد.

silverberry [اسم]
اجرا کردن

*سنجد آمریکایی

Ex: I plucked a handful of silverberries from the shrub and savored their tartness as I walked through the garden .

من یک مشت توت نقرهای از بوته چیدم و در حالی که در باغ قدم میزدم، ترشی آنها را چشیدم.

lingonberry [اسم]
اجرا کردن

سیاه‌دار سرخ*

Ex: I picked some fresh lingonberries from the forest to make a delicious jam .

من چند تا لینگونبری تازه از جنگل چیدم تا یک مربای خوشمزه درست کنم.

honey berry [اسم]
اجرا کردن

*هانی‌بری

Ex: Honey berries are perfect for making jams and preserves with their naturally sweet taste .

توت عسل با طعم شیرین طبیعی خود برای درست کردن مربا و نگهداری میوه ها عالی است.

اجرا کردن

انگورفرنگی سیاه

Ex: I love the intense flavor of black currants in my morning smoothie .

من عاشق طعم شدید انگور سیاه در اسموتی صبحگاهی ام هستم.

grape [اسم]
اجرا کردن

انگور

Ex: I enjoy relaxing with a glass of red wine made from the finest grapes .

من از استراحت با یک لیوان شراب قرمز ساخته شده از بهترین انگورها لذت می‌برم.

currant [اسم]
اجرا کردن

*انگور فرانسوی

Ex: Fresh currants can be eaten raw or cooked .
red currant [اسم]
اجرا کردن

انگورفرنگی قرمز

Ex: I made a fresh salad with mixed greens , goat cheese , and a handful of red currants .

من یک سالاد تازه با سبزیجات مخلوط، پنیر بز و یک مشت انگور فرنگی قرمز درست کردم.

pinot grape [اسم]
اجرا کردن

*پینونوآر

Ex: I brought a bottle of Pinot grape wine as a gift to the dinner party .

من یک بطری شراب انگور پینو را به عنوان هدیه به مهمانی شام آوردم.

sultana [اسم]
اجرا کردن

انگور سبز بی‌دانه

Ex: For a quick and easy snack, I like to mix sultanas with nuts and seeds.

برای یک میان وعده سریع و آسان، دوست دارم کشمش را با آجیل و دانه ها مخلوط کنم.

اجرا کردن

*انگورفرنگی سفید

Ex: My sister makes a delicious and tangy white currant sauce to accompany roasted meats or grilled fish .

خواهرم یک سس خوشمزه و ترش از انگور فرنگی سفید برای همراهی با گوشت های کبابی یا ماهی کباب شده درست می کند.

barberry [اسم]
اجرا کردن

زرشک

Ex: He discovered a jar of homemade barberry jam in the pantry .

او یک شیشه مربای خانگی زرشک را در انباری کشف کرد.

اجرا کردن

*انگور کونکورد

Ex: I made a refreshing summer beverage by muddling Concord grapes and adding sparkling water.

من با له کردن انگور کنکورد و اضافه کردن آب گازدار یک نوشیدنی تابستانی خنک درست کردم.

اجرا کردن

*شاردونی

Ex: I enjoyed a glass of Chardonnay grape juice as a healthy and flavorful alternative to soda .

من از یک لیوان آب انگور شاردونی به عنوان یک جایگزین سالم و خوشمزه برای نوشابه لذت بردم.

youngberry [اسم]
اجرا کردن

یانگبری

Ex: I added fresh youngberries to my cereal for a vibrant and nutritious breakfast.

من یانگ‌بریهای تازه را به غلاتم اضافه کردم برای یک صبحانه پرانرژی و مغذی.