مواد غذایی - شیرین‌کننده‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شیرین کننده‌ها مانند "تصفیه نشده"، "شکر کاستر" و "آسپارتام" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
sugar [اسم]
اجرا کردن

شکر

Ex: I 'm trying to cut down on sugar in my diet , but it 's so hard .

من سعی می‌کنم شکر را در رژیم غذایی خود کاهش دهم، اما خیلی سخت است.

white sugar [اسم]
اجرا کردن

*شکر سفید

Ex: She imagined a magical land where the trees were made of cotton candy and the rivers flowed with white sugar .

او سرزمینی جادویی را تصور کرد که درختانش از پشمک ساخته شده بودند و رودخانه‌ها با شکر سفید جریان داشتند.

brown sugar [اسم]
اجرا کردن

*شکر قهوه‌ای

Ex: The children eagerly licked their fingers after dipping them into a bowl of brown sugar .

بچه‌ها پس از فرو بردن انگشتان خود در یک کاسه شکر قهوه‌ای، با اشتیاق آنها را لیسیدند.

اجرا کردن

*شکر پودری

Ex: I like to dissolve caster sugar in hot water to make a sweet syrup for my cocktails .

من دوست دارم شکر دانه ریز را در آب گرم حل کنم تا یک شربت شیرین برای کوکتل‌هایم درست کنم.

اجرا کردن

*شکر سفید

Ex: They sprinkled some granulated sugar over freshly baked cookies .

آن‌ها کمی شکر دانه‌دار روی کلوچه‌های تازه پخته شده پاشیدند.

icing sugar [اسم]
اجرا کردن

پودر قند

Ex: The baker dusted the pastry with a generous amount of icing sugar .

نانوا شیرینی را با مقدار زیادی پودر قند پوشاند.

gur [اسم]
اجرا کردن

گور

Ex:

دخترانم آب نبات‌های گور را که پدربزرگشان برایشان می‌خرد دوست دارند.

jaggery [اسم]
اجرا کردن

*شکر زرد

Ex: She uses jaggery as a substitute for sugar when baking cookies .

او از شکر سرخ به عنوان جایگزینی برای شکر هنگام پختن کلوچه استفاده می‌کند.

sugar lump [اسم]
اجرا کردن

*قند

Ex: He placed a sugar lump in his coffee to sweeten it just the way he liked .

او یک حبه قند در قهوه اش گذاشت تا آن را دقیقاً به روشی که دوست داشت شیرین کند.

sugar cube [اسم]
اجرا کردن

*قند

Ex: She carefully stirred her tea , watching the sugar cube dissolve slowly .

او با دقت چایش را هم زد، تماشا کرد که حبه قند به آرامی حل می‌شود.

اجرا کردن

*شکر تصفیه‌شده

Ex: She learned various techniques to reduce her dependence on refined sugar in her daily diet .

او تکنیک‌های مختلفی را برای کاهش وابستگی خود به شکر تصفیه شده در رژیم غذایی روزانه‌اش یاد گرفت.

اجرا کردن

*شکر پودری

Ex: I could n't resist the temptation and licked my fingers after touching the powdered sugar on the donuts .

نتوانستم در برابر وسوسه مقاومت کنم و بعد از لمس شکر پودری روی دونات‌ها انگشتانم را لیسیدم.

maple sugar [اسم]
اجرا کردن

*شکر افرا

Ex: The bakery showcased a special maple sugar cake as the highlight of their seasonal menu .

نانوایی یک کیک ویژه با شکر افرا را به عنوان نقطه قوت منوی فصلی خود به نمایش گذاشت.

malt sugar [اسم]
اجرا کردن

*قند جوانه جو

Ex: She discovered a new recipe that calls for malt sugar as the primary sweetener .

او یک دستور العمل جدید کشف کرد که از شکر مالت به عنوان شیرین کننده اصلی استفاده می‌کند.

grape sugar [اسم]
اجرا کردن

*گلوکز راست‌بر

Ex: The chef used grape sugar to caramelize the top of the crème brûlée .

سرآشپز از شکر انگور برای کاراملیزه کردن سطح کرم بروله استفاده کرد.

fruit sugar [اسم]
اجرا کردن

*قند میوه

Ex: It 's important to check food labels to ensure products do n't contain added fruit sugars for those watching their sugar intake .

مهم است که برچسب‌های مواد غذایی را بررسی کنید تا مطمئن شوید محصولات حاوی قند میوه افزوده برای کسانی که مصرف قند خود را زیر نظر دارند، نباشند.

اجرا کردن

*شکر کاراملیزه

Ex: I tried making caramelized sugar for the first time today .

امروز برای اولین بار سعی کردم شکر کاراملی درست کنم.

aspartame [اسم]
اجرا کردن

*آسپارتام

Ex:

کودکان در یک روز گرم تابستانی با خوشحالی پاپسیکل‌های شیرین شده با آسپارتام خود را لذت بردند.

saccharin [اسم]
اجرا کردن

شکر مصنوعی

Ex: He decided to use saccharin in his tea instead of sugar to reduce his calorie intake .

او تصمیم گرفت به جای شکر از ساخارین در چای خود استفاده کند تا میزان کالری دریافتی خود را کاهش دهد.

stevia [اسم]
اجرا کردن

شیرین‌برگ

Ex: He carries a small container of stevia in his backpack to sweeten his drinks while on the go .

او یک ظرف کوچک استویا در کوله‌پشتی خود حمل می‌کند تا نوشیدنی‌هایش را در حین حرکت شیرین کند.

sucralose [اسم]
اجرا کردن

*سوکرالوز

Ex: They discovered sucralose as a great alternative to sugar while following their low-carb diet plan .

آنها سوکرالوز را به عنوان جایگزینی عالی برای شکر در حالی که برنامه رژیم کم کربوهیدرات خود را دنبال می‌کردند، کشف کردند.

اجرا کردن

*الکل قند

Ex: She recommends sugar alcohol to her friend who is trying to reduce his sugar intake but still craves something sweet .

او الکل قند را به دوستش توصیه می‌کند که سعی در کاهش مصرف قند دارد اما هنوز هوس چیزی شیرین می‌کند.

honey [اسم]
اجرا کردن

عسل

Ex: We used honey as a natural remedy for soothing a sore throat .

ما از عسل به عنوان یک درمان طبیعی برای تسکین گلو درد استفاده کردیم.

unrefined [صفت]
اجرا کردن

*فرآوری نشده

Ex: He prefers using unrefined salt for its natural minerals and flavor .

او ترجیح می‌دهد از نمک تصفیه نشده برای مواد معدنی طبیعی و طعم آن استفاده کند.

demerara [اسم]
اجرا کردن

*شکر قهوه‌ای

Ex: As a finishing touch , the chef dusted the crème brûlée with a layer of demerara , creating a caramelized crust .

به عنوان آخرین تماس، سرآشپز کرم بروله را با لایه‌ای از دمیرارا پوشاند و یک پوسته کاراملی ایجاد کرد.

treacle [اسم]
اجرا کردن

شیره قند

Ex: He poured a generous amount of treacle over his warm pancakes

او مقدار زیادی شیره روی پنکیک‌های گرمش ریخت.

caramel [اسم]
اجرا کردن

*شکر سوخته

Ex: My son asked me to drizzle caramel sauce over his ice cream .

پسرم از من خواست که سس کارامل را روی بستنی اش بریزم.