مواد غذایی - سس ها، مخلفات و طعم دهنده ها

در اینجا نام های مختلف سس ها، چاشنی ها و چاشنی ها به انگلیسی مانند "خردل"، "گریوی" و "چاتنی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
اجرا کردن

سس کبابی

Ex: The food truck offered a unique twist on classic barbecue , featuring a spicy and tangy barbecue sauce with a hint of citrus .

کامیون غذا یک چرخش منحصر به فرد در باربیکیو کلاسیک ارائه داد، با یک سس باربیکیو تند و تیز با اشاره ای به مرکبات.

white sauce [اسم]
اجرا کردن

سس بشامل

Ex: The chef demonstrated how to make a velvety white sauce as a base for a pasta dish .

آشپز نشان داد که چگونه یک سس سفید مخملی به عنوان پایه برای یک غذای پاستا درست می‌شود.

hot sauce [اسم]
اجرا کردن

*سس تند

Ex: As soon as the hot sauce touched his lips , he felt a rush of heat spreading throughout his mouth .

به محض اینکه سس تند به لبهایش خورد، احساس کرد موجی از گرما در سراسر دهانش پخش شد.

اجرا کردن

سس گوجه‌فرنگی

Ex: The recipe calls for fresh tomato sauce .

دستور غذا به سس گوجه‌فرنگی تازه نیاز دارد.

soy sauce [اسم]
اجرا کردن

سس سویا

Ex: They brought a bottle of soy sauce to the picnic , adding a savory twist to their outdoor meal .

آنها یک بطری سس سویا به پیکنیک آوردند، که به غذای فضای بازشان یک چرخش خوشمزه اضافه کرد.

steak sauce [اسم]
اجرا کردن

*سس استیک

Ex: As soon as the steak sauce touched his lips , he knew he had discovered the secret ingredient .

به محض اینکه سس استیک به لبهایش خورد، فهمید که ماده مخفی را کشف کرده است.

ketchup [اسم]
اجرا کردن

سس کچاپ

Ex: They ran out of ketchup , so he had to use mustard on his sandwich instead .

آنها کچاپشان تمام شده بود، بنابراین او مجبور شد به جای آن از خردل در ساندویچش استفاده کند.

salsa [اسم]
اجرا کردن

سس سالسا

Ex:

سالسا به بسیاری از غذاهای مکزیکی طعم می‌دهد.

اجرا کردن

*سس تارتار

Ex: He spread a generous amount of tartar sauce on his fish sandwich .

او مقدار زیادی از سس تارتار را روی ساندویچ ماهی خود پخش کرد.

vinaigrette [اسم]
اجرا کردن

*وینیگرت

Ex: When I tasted the vinaigrette , I was instantly transported to a sunny Mediterranean coastline .

وقتی سس سرکه را چشیدم، بلافاصله به یک خط ساحلی آفتابی مدیترانه‌ای منتقل شدم.

vinegar [اسم]
اجرا کردن

سرکه

Ex: She mixed vinegar with oil and herbs to create a homemade salad dressing .

او سرکه را با روغن و گیاهان مخلوط کرد تا یک سس سالاد خانگی درست کند.

pickle [اسم]
اجرا کردن

خیارشور

Ex: She packed a lunchbox with a turkey sandwich layered with pickles .

او یک جعبه ناهار با ساندویچ بوقلمون که با خیارشور لایه‌گذاری شده بود بسته‌بندی کرد.

اجرا کردن

*گزک (چاشنی)

Ex: I heard their specialty burger is served with homemade pickle relish .

شنیدم که برگر ویژه‌شان با ریلش ترشی خانگی سرو می‌شود.

wine sauce [اسم]
اجرا کردن

*سس شراب

Ex: He created a delicious mushroom and wine sauce to accompany his vegetarian lasagna .

او یک سس خوشمزه قارچ و سس شراب درست کرد تا همراه لازانیای گیاهی خود سرو کند.

aioli [اسم]
اجرا کردن

سس آیولی

Ex: When I tasted the aioli , I was pleasantly surprised by the balance of rich garlic and zesty lemon .

وقتی آیولی را چشیدم، از تعادل سیر غنی و لیموی تندش خوشحال شدم.

bread sauce [اسم]
اجرا کردن

*سس نان

Ex: Guests were impressed by the roasted duck with bread sauce .

میهمانان از اردک بریان شده با سس نان تحت تأثیر قرار گرفتند.

اجرا کردن

*سس پنیر

Ex: He made a creamy and flavorful cheese sauce by combining different varieties of cheese .

او با ترکیب انواع مختلف پنیر، یک سس پنیر خامه‌ای و خوش‌طعم درست کرد.

chili sauce [اسم]
اجرا کردن

*سس چیلی

Ex: He prepared a homemade chili sauce by blending fresh chili peppers , garlic , and vinegar .

او یک سس فلفل خانگی با مخلوط کردن فلفل تازه، سیر و سرکه تهیه کرد.

gravy [اسم]
اجرا کردن

سس گریوی

Ex: I would like some extra gravy on my roast beef sandwich .

من مقداری سس اضافی روی ساندویچ رست بیفم می‌خواهم.

اجرا کردن

سس سیر

Ex: Garlic sauce adds a rich flavor to kebabs .

سس سیر طعمی غنی به کباب‌ها می‌افزاید.

mayonnaise [اسم]
اجرا کردن

سس مایونز

Ex: The chef recommended adding a touch of mayonnaise to the deviled eggs for extra creaminess .

آشپز توصیه کرد که برای کرمی‌تر شدن، کمی مایونز به تخم‌مرغ‌های شیطانی اضافه شود.

اجرا کردن

*سس قارچ

Ex: He poured the rich mushroom sauce over his grilled steak .

او سس قارچ غنی را روی استیک کبابی خود ریخت.

relish [اسم]
اجرا کردن

ترشی

Ex: He prepared a homemade pickle relish by chopping cucumbers and mixing them with vinegar and spices.

او یک چاشنی خانگی با خرد کردن خیارها و مخلوط کردن آنها با سرکه و ادویه‌ها تهیه کرد.

salad cream [اسم]
اجرا کردن

سس سالاد

Ex: He whipped up a homemade salad cream with mayonnaise and herbs .

او یک کرم سالاد خانگی با مایونز و گیاهان معطر درست کرد.

aspic [اسم]
اجرا کردن

*آسپیک

Ex: Last night we served individual portions of chicken and mushroom aspic .

دیشب ما پرس‌های فردی مرغ و آسپیک قارچ سرو کردیم.

اجرا کردن

سرکه بالزامیک

Ex: They dipped their bread into a small bowl of balsamic vinegar and olive oil .

آنها نان خود را در یک کاسه کوچک سرکه بالزامیک و روغن زیتون فرو بردند.

broth [اسم]
اجرا کردن

*آب گوشت

Ex: He sipped the steaming chicken broth, feeling its comforting warmth soothe his sore throat.

او جرعه‌ای از آبگوشت مرغ داغ را نوشید، گرمای آرامش‌بخش آن را احساس کرد که گلوی دردناکش را تسکین می‌داد.

chutney [اسم]
اجرا کردن

چاشنی هندی متشکل از میوه و ادویه

Ex: The mint chutney provided a refreshing contrast to the spicy samosas .

چاتنی نعنا تضاد طراوت‌بخشی با سمبوسه‌های تند ایجاد کرد.

dip [اسم]
اجرا کردن

سس (غلیظ)

Ex: She dunked breadsticks into the olive oil dip .
dressing [اسم]
اجرا کردن

سس

Ex:

دوست من از یک سس کلاسیک هزار جزیره روی برگرش لذت برد.

اجرا کردن

*سس سالاد فرانسوی

Ex: I would like to get extra French dressing on the side.

من می‌خواهم سس فرانسوی اضافی در کنار داشته باشم.

guacamole [اسم]
اجرا کردن

گوآکاموله

Ex: He decided to make his own guacamole using ripe avocados , lime juice , and a sprinkle of salt .

او تصمیم گرفت گوآکاموله خود را با استفاده از آووکادوهای رسیده، آب لیمو و کمی نمک درست کند.

اجرا کردن

سس هالندیز

Ex: She spooned a velvety hollandaise sauce over her grilled asparagus

او یک سس هالندیز مخملی را روی مارچوبه کبابی خود ریخت.

اجرا کردن

سس هزارجزیره

Ex:

او یک جعبه ناهار با سالادی که با سس هزار جزیره تزئین شده بود آماده کرد.

ranch [اسم]
اجرا کردن

سس رنچ

Ex: As the chef , I created a special pizza with ranch sauce instead of traditional tomato sauce .

به عنوان سرآشپز، یک پیتزای ویژه با سس رنچ به جای سس گوجه‌فرنگی سنتی درست کردم.

pesto [اسم]
اجرا کردن

سس پستو

Ex: She packed a lunchbox with a delicious pesto pasta salad .

او یک جعبه ناهار با سالاد پاستای پستو خوشمزه بسته بندی کرد.

piccalilli [اسم]
اجرا کردن

ترشی خردل

Ex: She served a side dish of piccalilli with her homemade burgers .

او یک پیش غذای پیکالیلی همراه با برگرهای خانگی خود سرو کرد.

marinade [اسم]
اجرا کردن

چاشنی (مخلوطی از شراب و ادویه و...)

Ex: They let the steak sit in the marinade overnight to enhance its tenderness and flavor .

آنها اجازه دادند استیک در ماریناد یک شب بماند تا نرمی و طعم آن افزایش یابد.

piri-piri [اسم]
اجرا کردن

سس پیری‌پیری

Ex: I prepared a piri-piri marinade by blending together chili peppers , garlic , and lemon juice for the grilled vegetables .

من یک ماریناد پیری-پیری با مخلوط کردن فلفل‌های تند، سیر و آب لیمو برای سبزیجات کبابی آماده کردم.

Tabasco [اسم]
اجرا کردن

سس تاباسکو

Ex: I always keep a bottle of Tabasco handy in my pantry, ready to add a punch of flavor to any dish.

من همیشه یک بطری تاباسکو در انبارم دم دست دارم، آماده برای اضافه کردن طعمی تند به هر غذایی.

satay sauce [اسم]
اجرا کردن

ساتای

Ex: The satay sauce was so delicious that she asked for the recipe .

سس ساتای آنقدر خوشمزه بود که دستور پختش را خواست.

اجرا کردن

سس برنیز

Ex: As a chef , I take pride in creating a homemade Bearnaise sauce that elevates any dish .

به عنوان یک سرآشپز، به ساختن سس بِرنِز خانگی که هر غذایی را ارتقا می‌دهد افتخار می‌کنم.

اجرا کردن

سس بشامل

Ex: She prepared a lasagna with layers of noodles , meat , and bechamel sauce .

او یک لازانیا با لایه‌های نودل، گوشت و سس بشامل آماده کرد.

carbonara [اسم]
اجرا کردن

کاربونارا

Ex: He grew up in an Italian household and learned how to make carbonara from his nonna .

او در یک خانواده ایتالیایی بزرگ شد و از مادربزرگش یاد گرفت که چگونه کربنارا درست کند.

اجرا کردن

خامه لخته

Ex: The clotted cream added a creamy element to the homemade trifle .

خامه غلیظ یک عنصر خامه‌ای به تریفل خانگی اضافه کرد.

marinara [اسم]
اجرا کردن

سس مارینارا

Ex: He uses marinara sauce as a dip for his garlic bread and a base for his lasagna .

او از سس مارینارا به عنوان دیپ برای نان سیرش و پایه ای برای لازانیایش استفاده می کند.

اجرا کردن

سس مورنی

Ex: My parents hosted a brunch and served Eggs Benedict with a luscious mornay sauce , impressing their guests .

والدین من یک برانچ برگزار کردند و با سرو تخم مرغ بندیکت با سس مورنه خوشمزه، مهمانان خود را تحت تأثیر قرار دادند.

mustard [اسم]
اجرا کردن

خردل

Ex: You ca n't have a classic hot dog without a generous squeeze of mustard on top .

شما نمی‌توانید یک هات داگ کلاسیک بدون یک فشار سخاوتمندانه از خردل روی آن داشته باشید.

اجرا کردن

سس سالاد

Ex: The restaurant offers a variety of salad dressings , allowing you to customize your salad to your liking .

رستوران انواع سس سالاد را ارائه می‌دهد، که به شما امکان می‌دهد سالاد خود را مطابق سلیقه‌تان سفارشی کنید.

اجرا کردن

سس ووسترشر

Ex: The secret behind Worcestershire sauce lies in its unique combination of ingredients , such as anchovies , tamarind , and spices .

راز پشت سس ووسترشر در ترکیب منحصر به فرد مواد تشکیل دهنده آن، مانند ماهی کولی، تمر هندی و ادویه‌ها نهفته است.

اجرا کردن

سس بلونز

Ex: I always make a large batch of bolognese pasta sauce and freeze it in portions , so I can enjoy it anytime I want .

من همیشه یک دسته بزرگ از سس پاستا بولونزه درست می‌کنم و آن را به صورت پرس شده فریز می‌کنم، تا هر زمان که بخواهم از آن لذت ببرم.

اجرا کردن

*سس اسپاگتی

Ex: I like to add extra herbs and spices to my homemade spaghetti sauce for a personalized touch .

من دوست دارم به سس اسپاگتی خانگی خود گیاهان و ادویه‌های اضافه اضافه کنم برای یک لمس شخصی.

taco sauce [اسم]
اجرا کردن

*سس سالسا

Ex: As a taco enthusiast , I always make sure to have a bottle of taco sauce in my pantry .

به عنوان یک علاقه‌مند به تاکو، همیشه مطمئن می‌شوم که یک بطری سس تاکو در انباری من باشد.

اجرا کردن

سس رمولاد

Ex: He mixed the remoulade sauce with a hint of lemon juice , giving it a refreshing twist .

او سس رموالد را با کمی آب لیمو مخلوط کرد و به آن یک چرخش طراوت بخش داد.

اجرا کردن

*سس کوکتل

Ex: As a dipping sauce connoisseur , I declared the cocktail sauce as the ideal accompaniment to my fried fish fillets .

به عنوان یک متخصص سس های غوطه‌وری، من سس کوکتل را به عنوان همراه ایده‌آل برای فیله ماهی سرخ شده‌ام اعلام کردم.

applesauce [اسم]
اجرا کردن

*پوره سیب

Ex: In my favorite restauran , warm applesauce is served as a side dish with the roasted chicken .

در رستوران مورد علاقه من، سس سیب گرم به عنوان پیش غذا با مرغ کبابی سرو می‌شود.

mole [اسم]
اجرا کردن

*سس موله

Ex: Even the pickiest eaters were won over by the creamy and mildly spicy mole .

حتی خورنده‌های سخت‌پسند هم توسط موله خامه‌ای و کمی تند متقاعد شدند.

fumet [اسم]
اجرا کردن

فومه

Ex: I asked my sister to add a touch of fumet to her creamy mushroom sauce .

از خواهرم خواستم که کمی آب گوشت ماهی به سس قارچ خامه‌ای خود اضافه کند.

caper [اسم]
اجرا کردن

کبر

Ex: The dish was sprinkled with chopped capers .