مواد غذایی - روغن‌های مایع و جامد مخصوص آشپزی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به روغن‌ها و چربی‌های آشپزی مانند "روغن حیوانی"، "کره" و "پیه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
butterfat [اسم]
اجرا کردن

روغن شیر

Ex: My mother always uses the rich butterfat to make decadent pastries and cakes .

مادرم همیشه از چربی کره برای درست کردن شیرینی‌ها و کیک‌های مجلل استفاده می‌کند.

animal fat [اسم]
اجرا کردن

روغن حیوانی

Ex: He used animal fat to grease the baking pan before putting in the cake batter .

او از چربی حیوانی برای چرب کردن قالب قبل از ریختن خمیر کیک استفاده کرد.

butter [اسم]
اجرا کردن

کره

Ex: Spread some melted butter on warm toast for a simple and comforting breakfast .

کمی کره ذوب شده را روی نان تست گرم پخش کنید تا یک صبحانه ساده و دلچسب داشته باشید.

margarine [اسم]
اجرا کردن

کره گیاهی

Ex: The recipe called for margarine as a substitute for butter in baking cookies .

دستور غذا مارگارین را به عنوان جایگزینی برای کره در پخت کلوچه ها پیشنهاد کرد.

اجرا کردن

روغن نباتی

Ex: He added a few drops of vegetable oil to prevent the pan from sticking .

او چند قطره روغن نباتی اضافه کرد تا از چسبیدن تابه جلوگیری کند.

اجرا کردن

روغن حیوانی

Ex: My grandmother always uses clarified butter to enhance the taste and texture of her homemade cookies .

مادربزرگ من همیشه از کره تصفیه شده برای بهبود طعم و بافت کلوچه‌های خانگی خود استفاده می‌کند.

drippings [اسم]
اجرا کردن

قطرات چربی گوشت (هنگام سرخ یا کباب‌شدن)

Ex: After cooking the sausages , she poured off the excess drippings and used them to fry vegetables .

بعد از پخت سوسیس‌ها، او چربی‌های اضافی را ریخت و از آن‌ها برای سرخ کردن سبزیجات استفاده کرد.

ghee [اسم]
اجرا کردن

*روغن حیوانی گی

Ex: I spread a layer of fragrant ghee on my toast , enjoying its smooth texture and delightful richness .

من یک لایه از روغن حیوانی معطر روی نان تستم پخش کردم، از بافت نرم و غنای دلپذیر آن لذت بردم.

lard [اسم]
اجرا کردن

چربی خوک

Ex: He discovered that lard has a higher smoke point compared to other fats .

او کشف کرد که پیه در مقایسه با چربی‌های دیگر نقطه دود بالاتری دارد.

shortening [اسم]
اجرا کردن

چرب‌مایه

Ex: He discovered that shortening was the secret ingredient for achieving a perfect flaky texture in his biscuits .

او کشف کرد که شورتنینگ ماده مخفی برای دستیابی به بافت پوسته پوسته عالی در بیسکویت‌هایش است.

suet [اسم]
اجرا کردن

پیه

Ex: He bought a suet block and hung it in the garden to attract woodpeckers and other insect-eating birds .

او یک بلوک پیه خرید و آن را در باغ آویزان کرد تا دارکوب‌ها و دیگر پرندگان حشره‌خوار را جذب کند.

tallow [اسم]
اجرا کردن

پیه

Ex: The antique collector stumbled upon a collection of vintage candles made from tallow .

کلکسیونر عتیقه به مجموعه‌ای از شمع‌های قدیمی ساخته شده از پیه برخورد کرد.

tail fat [اسم]
اجرا کردن

دنبه

Ex: She collected the tail fat from the butcher to make traditional candles for a special celebration .

او چربی دم را از قصابی جمع آوری کرد تا شمع های سنتی برای یک جشن خاص درست کند.

اجرا کردن

چربی ترانس

Ex:

او از مصرف بخش بزرگی از فست فود پشیمان شد، بعداً متوجه شد که پر از اسیدهای چرب ترانس است.

اجرا کردن

*اسید چرب اشباع‌شده

Ex: He avoided consuming saturated fatty acids in his diet to maintain a healthy lifestyle .

او از مصرف اسیدهای چرب اشباع در رژیم غذایی خود اجتناب کرد تا سبک زندگی سالمی را حفظ کند.

اجرا کردن

*اسید چرب غیر اشباع

Ex: He enjoys eating avocado , which is rich in unsaturated fatty acids , as a healthy source of fat in his diet .

او از خوردن آووکادو که سرشار از اسیدهای چرب غیراشباع است، به عنوان یک منبع سالم چربی در رژیم غذایی خود لذت می‌برد.

اجرا کردن

*چربی غیراشباع چندگانه

Ex: She enjoys cooking with polyunsaturated fats like soybean oil and flaxseed oil for their health benefits .

او از پخت و پز با چربی‌های چند غیراشباع مانند روغن سویا و روغن بذر کتان به دلیل فواید سلامتی آنها لذت می‌برد.

اجرا کردن

*اسید چرب تک غیر اشباع

Ex: I like snacking on almonds , which are packed with monounsaturated fatty acids .

من دوست دارم بادام بخورم، که سرشار از اسیدهای چرب تک غیراشباع است.

sesame oil [اسم]
اجرا کردن

روغن کنجد

Ex: He marinated the chicken in a mixture of soy sauce , ginger , and sesame oil for a delicious Asian-inspired flavor .

او مرغ را در مخلوطی از سس سویا، زنجبیل و روغن کنجد برای طعمی لذیذ با الهام از آسیا مارینه کرد.

olive oil [اسم]
اجرا کردن

روغن زیتون

Ex: They prefer extra virgin olive oil for its rich flavor .

آن‌ها روغن زیتون بکر ممتاز را به خاطر طعم غنی‌اش ترجیح می‌دهند.

اجرا کردن

روغن گلرنگ

Ex: She combined safflower oil with honey and lemon juice for a homemade hair mask .

او روغن گلرنگ را با عسل و آب لیمو برای یک ماسک موی خانگی ترکیب کرد.

اجرا کردن

روغن آفتابگردان

Ex: They discovered that sunflower oil worked well as a substitute for other cooking oils in various recipes .

آنها دریافتند که روغن آفتابگردان به خوبی به عنوان جایگزینی برای روغن‌های پخت و پز دیگر در دستورهای مختلف عمل می‌کند.

palm oil [اسم]
اجرا کردن

روغن پالم

Ex: He likes to cook his french fries in palm oil for a crispy texture .

او دوست دارد سیب‌زمینی سرخ کرده‌اش را در روغن پالم بپزد تا ترد شود.

peanut oil [اسم]
اجرا کردن

روغن بادام‌زمینی

Ex: As a healthier alternative , they opted for peanut oil instead of butter when making their favorite cookies .

به عنوان یک جایگزین سالم‌تر، آنها به جای کره، روغن بادام زمینی را برای درست کردن کلوچه‌های مورد علاقه‌شان انتخاب کردند.

mustard oil [اسم]
اجرا کردن

روغن خردل

Ex: It 's important to choose high-quality mustard oil for cooking to ensure its authentic taste and health benefits .

انتخاب روغن خردل با کیفیت بالا برای پخت و پز مهم است تا طعم اصیل و فواید سلامتی آن تضمین شود.

corn oil [اسم]
اجرا کردن

روغن ذرت

Ex: Corn oil is a common ingredient in salad dressings .

روغن ذرت یک ماده رایج در سس‌های سالاد است.

soybean oil [اسم]
اجرا کردن

روغن دانه سویا

Ex: As a vegan , she relies on soybean oil as a versatile cooking oil to create delicious plant-based meals .

به عنوان یک گیاهخوار، او به روغن سویا به عنوان یک روغن پخت و پز همه‌کاره برای ایجاد وعده‌های غذایی خوشمزه گیاهی تکیه می‌کند.

اجرا کردن

روغن علف لیمو

Ex: As the candles burned , the room filled with the pleasant aroma of lemongrass oil , creating a peaceful ambiance .

همانطور که شمع‌ها می‌سوختند، اتاق با عطر دلپذیر روغن لمون گراس پر شد و فضایی آرامش‌بخش ایجاد کرد.