مواد غذایی - میوه‌های آبدار و سایر میوه‌ها

در اینجا نام خربزه ها و سایر میوه ها به انگلیسی مانند "انجیر"، "هندوانه" و "خربزه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
cantaloupe [اسم]
اجرا کردن

طالبی

Ex: They bought a whole cantaloupe from the market and cut it into wedges for a picnic .

آنها یک طالبی کامل از بازار خریدند و برای پیکنیک آن را به قطعاتی تقسیم کردند.

اجرا کردن

طالبی

Ex: A ripe honeydew melon has a sweet aroma .

یک خربزه عسلی رسیده عطر شیرینی دارد.

melon [اسم]
اجرا کردن

ملون (خربزه، طالبی و...)

Ex: He enjoyed a bowl of mixed melon chunks as a healthy and delicious snack after exercise .

او از یک کاسه تکه‌های مخلوط خربزه به عنوان یک میان‌وعده سالم و خوشمزه بعد از ورزش لذت برد.

watermelon [اسم]
اجرا کردن

هندوانه

Ex: The farmer harvested a bountiful crop of watermelons from his fields .

کشاورز محصول فراوانی از هندوانه را از مزارع خود برداشت کرد.

carob [اسم]
اجرا کردن

خرنوب (گیاه شرق مدیترانه)

Ex: I replaced cocoa powder with carob powder in my favorite cake recipe .

من پودر کاکائو را با پودر خرنوب در دستور پخت کیک مورد علاقه‌ام جایگزین کردم.

fig [اسم]
اجرا کردن

انجیر

Ex: She added chopped figs to her morning yogurt and granola .

او انجیر خرد شده را به ماست و گرانولای صبحانه اش اضافه کرد.

breadfruit [اسم]
اجرا کردن

*درخت نان

Ex: Breadfruit is heart-healthy and good for your heart because it has low fat and no cholesterol.

میوه نان برای قلب سالم است و برای قلب شما خوب است زیرا چربی کمی دارد و کلسترول ندارد.

rose hip [اسم]
اجرا کردن

*میوه گل رز

Ex: She likes to infuse her water with dried rose hips for a refreshing and slightly fruity taste .

او دوست دارد آب خود را با میوه گل سرخ خشک شده برای یک طعم تازه و کمی میوه‌ای مخلوط کند.

baobab [اسم]
اجرا کردن

*بائوباب

Ex: Baobab fruit is a great source of dietary fiber, which helps support a healthy digestive system.

میوه بائوباب منبع عالی فیبر غذایی است که به حمایت از سیستم گوارشی سالم کمک می‌کند.

muskmelon [اسم]
اجرا کردن

*خربزه تخم‌قند

Ex: A scoop of muskmelon sorbet is the perfect dessert to cool down after a spicy meal.

یک اسکوپ خربزه شربت، دسر کامل برای خنک شدن بعد از یک وعده غذایی تند است.

اجرا کردن

گرمک

Ex: My mother sliced open the netted melon to reveal its vibrant orange flesh .

مادرم خربزه توری را برید تا گوشت نارنجی پرجنب و جوش آن را نشان دهد.

اجرا کردن

خربزه مشهدی

Ex: The Persian melon I tried in Iran was incredibly juicy and sweet.

خربزه ایرانی که در ایران چشیدم، فوق العاده آبدار و شیرین بود.

raisin [اسم]
اجرا کردن

کشمش

Ex: The child picked out all the raisins from his cookie .

کودک تمام کشمش‌ها را از کلوچه خود جدا کرد.

اجرا کردن

*خربزه زمستانی

Ex: In many Asian countries , winter melon is a staple ingredient in traditional dishes .

در بسیاری از کشورهای آسیایی، کدو تنبل زمستانی یک ماده اصلی در غذاهای سنتی است.

اجرا کردن

کدوی تلخ

Ex: The sour gourd pickle had a delightful combination of tanginess and spiciness.

ترشی کدوی تلخ ترکیبی دلپذیر از ترشی و تندی داشت.

Galia melon [اسم]
اجرا کردن

خربزه گالیا

Ex: She decided to surprise her friends with a Galia melon smoothie at the picnic .

او تصمیم گرفت دوستانش را با اسموتی خربزه گالیا در پیکنیک غافلگیر کند.