مواد غذایی - سبزیجات پیازمانند و ساقهای
در اینجا نام سبزیهای پیازی و ساقهای به انگلیسی مانند "کرفس"، "سیر" و "پیازچه" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a green vegetable that people eat raw or use in cooking

کرفس
او برشهای نازک کرفس را در رژیم غذایی خود قرار میدهد.
a vegetable with both lettuce-like leaves and a thick stem

*کاهوی مارچوبه
رستوران یک غذای ویژه در منوی خود داشت که همهکاره بودن کاهو ساقهای را هم به صورت خام و هم پخته نشان میداد.
a long green vegetable with edible stems, used in cooking or eaten raw

مارچوبه
او محتوای تغذیهای بالا و طبیعت کمکالری مارچوبه را در رژیم غذاییاش ارزشمند دانست.
a thistle-like plant with edible stalks and leaves, commonly used in Mediterranean cuisine

*کنگر فرنگی خاردار
ما در باغ جامعهمان کاردون کاشتیم تا حشرات مفیدی مانند پروانهها را جذب کنیم.
the knobby edible root of a plant of the celery family that is very scented, eaten as a vegetable

کرفس کوهی
سیبزمینی سرخ کرده کرفس که او درست کرد در مهمانی باربیکیو موفقیت بزرگی بود و همه دستور آن را خواستند.
the slender leaves of a plant closely related to the onion, with purple flowers, that is used as a culinary herb

تره
مادرم پیازچه را در طاقچه پنجره آشپزخانه اش کاشت، که منبع تازه ای از این گیاه همه کاره برای آشپزی او فراهم میکند.
a type of vegetable having a strong smell and spicy flavor that is used in cooking

سیر
او سیر خرد شده را به تابه اضافه کرد تا طعم بیشتری داشته باشد.
a plant with feathery leaves and a round thick stem, used as a vegetable or for adding flavor to food

رازیانه, بادیانه
ما کشف کردیم که رازیانه نه تنها طعم را بهبود میبخشد بلکه فواید گوارشی نیز دارد.
a herbaceous plant with flat, narrow leaves that have a distinct garlic-like flavor

*پیازچه
رولهای سوشی به صورت هنرمندانهای چیده شده بودند، با نوار ظریفی از تره فرنگی سیر که هر قطعه را به زیبایی تزئین میکرد.
the edible swollen stem of a plant of the cabbage family, used in cooking or salads

کلم قمری, کلم سنگی
ما کلم قمری را در فروشگاه مواد غذایی کشف کردیم و نتوانستیم از خرید آن مقاومت کنیم.
a fragrant herb with a distinct citrus-like flavor

*علف لیمو
من علف لیمو را در باغ گیاهانم کاشتم، و هر بار که از کنارش رد میشدم از عطر دلپذیرش لذت میبردم.
a plant of the onion family with layers of green leaves and a white stem, used in cooking

ترهفرنگی
او در یک بعدازظهر بارانی در یک کاسه گرم سوپ خامهای ترهفرنگی و سیبزمینی آرامش یافت.
a type of cactus commonly used in Mexican cuisine for its edible pads or paddles

*انجیر هندی
من اغلب نوپال را برای محتوای فیبر بالا و خواص غنی از مواد مغذی آن در اسموتی هایم قرار می دهم.
a round vegetable with many layers and a strong smell and taste

پیاز
او به طور تصادفی به جای سیب از کاسه میوه پیاز را برداشت و یک گاز ترد برد.
a unique variety of asparagus known for its tender stalks and distinct flavor

*شیرمرغ پرگل
با فرا رسیدن بهار، او مشتاقانه منتظر اولین برداشت مارچوبه پروسی بود تا یک برانچ سنتی عید پاک آماده کند.
a young onion taken from the ground before the root is formed, with a long green stem, eaten as a vegetable

پیازچه, پیاز بهاره
شما میتوانید از پیازچه به عنوان چاشنی خوشمزه برای گوشت یا سبزیجات کبابی خود استفاده کنید.
a young onion taken from the ground before the root is enlarged, with a long green stem, eaten as a vegetable

پیازچه, پیاز بهاره
همسرم دوست دارد پیازچه را خرد کند و روی نان تست آووکادویش بپاشد تا طعمی انفجاری ایجاد کند.
a type of onion plant producing small clustered mild-flavored bulbs used as seasoning

شالت (نوعی پیاز کوچک)
او ترجیح میدهد به جای پیاز در سس سالادش از شالوت استفاده کند چون طعم ملایمتری دارد.
a perennial plant with long, slender green leaves and a mild onion flavor

*ترهپیاز
در حالی که پیازهای معمولی طعمی تند و تیز دارند، پیاز ولزی طعمی ظریفتر و لطیفتر دارد.
a type of wild onion with a distinct garlicky flavor

*تره کوهی
آنها یک نقطه پنهانی را کشف کردند که در آن تره فرنگی وحشی به وفور رشد میکرد.
a young onion taken from the ground before the root is enlarged, with a long green stem, eaten as a vegetable

پیازچه, پیاز بهاره
دستور غذا نیاز به پیازچههای نازک برش خورده داشت، بنابراین او شروع به خرد کردن آنها کرد.
a type of onion with a vibrant purple outer skin and a mild, sweet flavor

*پیاز بنفش
آنها از حلقههای پیاز بنفش برای تزئین برگرهای آبدار خود استفاده کردند.
a small, round onion used in culinary applications for its mild flavor and pearl-like appearance

*سوهان کوچک
a type of green vegetable that is long and thin and is used in cooking

لوبیاسبز
شما میتوانید لوبیا سبز را در فر با پاشیدن کمی پنیر پارمزان برای یک میان وعده خوشمزه برشته کنید.
a green seed, eaten as a vegetable

نخودفرنگی
او پاستا پخت و نخودفرنگی و پنیر اضافه کرد.
a flat-podded pea variety that is harvested and eaten when both the pod and the peas inside are still young and tender

*نخودفرنگی
او دانههای نخود برفی را در حیاط پشتی خود کاشت و با اشتیاق رشد آنها را تماشا کرد.
a variety of pea with edible pods that are sweet and crunchy

*نخودفرنگی سبز
ما تصمیم گرفتیم نخود فرنگی شیرین را به عنوان یک میانوعده سالم و ترد برای سفر جادهای خود بستهبندی کنیم.
a seed growing in long pods on a climbing plant, eaten as a vegetable

لوبیا
من اغلب از لوبیا به عنوان پرکننده تاکوهای گیاهی استفاده میکنم.
a dwarf bean with yellow pods

لوبیازرد
لوبیا مومی کم کالری و کم چربی است، که آن را به یک افزودنی مغذی به رژیم غذایی متعادل تبدیل میکند.
a scarlet bean that grows in green pods on a climbing plant, used in cooking

لوبیا قرمز, لوبیای زینتی
او از گلهای قرمز پررنگ گیاه لوبیا قرمز در حیاط خلوتش تحسین کرد، در انتظار برداشتی پربار.
