مواد غذایی - پنیر

در اینجا نام انواع مختلف پنیر به انگلیسی مانند "موزارلا"، "پنیر کوتاژ" و "ریکوتا" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
اجرا کردن

پنیر آمریکایی

Ex: American cheese is a popular choice for making cheeseburgers due to its smooth melting properties.

پنیر آمریکایی به دلیل ویژگی‌های ذوب نرم آن، انتخاب محبوبی برای تهیه چیزبرگر است.

blue cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر رگه‌آبی

Ex: I love the combination of blue cheese and pears in a salad .

من عاشق ترکیب پنیر آبی و گلابی در سالاد هستم.

camembert [اسم]
اجرا کردن

پنیر کامامبر

Ex: Camembert is an excellent choice for a picnic .

کاممبرت انتخابی عالی برای پیک نیک است.

Cheddar [اسم]
اجرا کردن

پنیر چدار

Ex:

من عاشق درست کردن ساندویچ پنیر گریل شده با پنیر چدار هستم.

cheese rind [اسم]
اجرا کردن

*پوسته دور پنیر

Ex: As the Camembert matured , the cheese rind turned soft and bloomy .

همانطور که کاممبر پخته شد، پوست پنیر نرم و شکوفه‌ای شد.

اجرا کردن

پنیر چشایر

Ex: Today 's special is a Cheshire cheese and caramelized onion tart .

ویژه امروز تارت پنیر چشایر و پیاز کاراملیزه است.

اجرا کردن

پنیر کوتاژ

Ex: Use cottage cheese as a substitute for ricotta cheese in recipes like stuffed shells or lasagna .

از پنیر کوتاژ به عنوان جایگزینی برای پنیر ریکوتا در دستورهایی مانند پوسته‌های پر یا لازانیا استفاده کنید.

اجرا کردن

پنیر خامه‌ای

Ex: He used cream cheese as a base for homemade dips , blending it with herbs and spices for a flavorful appetizer .

او از پنیر خامه‌ای به عنوان پایه‌ای برای دیپ‌های خانگی استفاده کرد، آن را با گیاهان و ادویه‌ها مخلوط کرد تا یک پیش‌غذای خوش‌طعم درست کند.

curd cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر دلمه

Ex: Curd cheese can be used in Mediterranean dishes like Greek salad .

پنیر محلی می‌تواند در غذاهای مدیترانه‌ای مانند سالاد یونانی استفاده شود.

Edam [اسم]
اجرا کردن

پنیر ادامر

Ex: Edam cheese can be melted and used as a filling for stuffed mushrooms or peppers .

پنیر ادام را می‌توان ذوب کرد و به عنوان پرکننده برای قارچ یا فلفل پر شده استفاده کرد.

اجرا کردن

پنیر لبنه

Ex:

من عاشق مخلوط کردن پنیر محلی با گیاهان و ادویه‌ها برای درست کردن یک دیپ خوشمزه و خامه‌ای هستم.

feta cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر فتا

Ex: Adding feta cheese to your homemade pizza takes it to the next level .

اضافه کردن پنیر فتا به پیتزای خانگی شما آن را به سطح بعدی می‌برد.

اجرا کردن

پنیر فروماژ بلان

Ex: For a quick and easy dessert , mix fromage frais with honey and fresh berries .

برای یک دسر سریع و آسان، fromage frais را با عسل و توت‌های تازه مخلوط کنید.

goat cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر بز

Ex: They served goat cheese with crackers and a variety of fruit as part of the appetizer platter .

آنها پنیر بز را به همراه کراکر و انواع میوه به عنوان بخشی از پیش‌غذا سرو کردند.

gorgonzola [اسم]
اجرا کردن

پنیر گورگونزولا

Ex: I love adding crumbled Gorgonzola to my spinach salad for an extra burst of flavor.

من عاشق اضافه کردن گورگونزولا خرد شده به سالاد اسفناجم برای انفجاری اضافی از طعم هستم.

Gouda [اسم]
اجرا کردن

پنیر گودا

Ex: She picked up a wheel of Gouda from the cheese shop to serve at her dinner party .

او یک چرخ گودا از مغازه پنیر فروشی برداشت تا در مهمانی شام خود سرو کند.

اجرا کردن

پنیر پروسس

Ex: process cheese is a processed product and may not have the same qualities as natural cheese .

پنیر فرآوری شده یک محصول فرآوری شده است و ممکن است همان کیفیت پنیر طبیعی را نداشته باشد.

ricotta [اسم]
اجرا کردن

پنیر ریکوتا

Ex: The rich and smooth ricotta filling is what makes cannoli so addictive .

پر کردن غنی و صاف ریکوتا چیزی است که کانولی را بسیار اعتیاد آور می کند.

stilton [اسم]
اجرا کردن

پنیر استیلتون

Ex: I ordered the Stilton and spinach quiche in the restaurant.

من در رستوران کوئیش استیلتون و اسفناج سفارش دادم.

اجرا کردن

پنیر رشته‌ای

Ex: I brought some string cheese for us to enjoy .

من کمی پنیر رشتهای آوردم تا از آن لذت ببریم.

اجرا کردن

پنیر سوئیسی

Ex:

او از خوردن تکه‌های پنیر سوئیسی همراه با برش‌های ترد سیب و کراکر لذت می‌برد.

Danish blue [اسم]
اجرا کردن

پنیر رگه‌آبی دانمارکی

Ex: Danish Blue cheese is fantastic in vegetarian dishes.

پنیر Danish Blue در غذاهای گیاهی فوق العاده است.

Emmental [اسم]
اجرا کردن

پنیر امنتال

Ex: Emmental 's creamy texture and slightly sweet taste make it a crowd-pleaser .

بافت خامه‌ای و طعم کمی شیرین امنتال آن را به پنیری محبوب تبدیل می‌کند.

brie [اسم]
اجرا کردن

پنیر بری

Ex: we 'll be serving brie and baguette for breakfast .

ما برای صبحانه بری و باگت سرو خواهیم کرد.

crowdie [اسم]
اجرا کردن

پنیر کرودی

Ex: Crowdie can be a great alternative to heavy cream in pasta sauces.

کروادی می‌تواند جایگزین مناسبی برای خامه سنگین در سس‌های پاستا باشد.

halloumi [اسم]
اجرا کردن

پنیر کبابی

Ex: Crisp up halloumi in a hot pan and use it as a topping for homemade pizzas .

هالومی را در تابه داغ ترد کنید و از آن به عنوان تاپینگ برای پیتزاهای خانگی استفاده کنید.

mascarpone [اسم]
اجرا کردن

ماسکارپونه

Ex: I always use mascarpone cheese as a light and creamy topping .

من همیشه از پنیر ماسکارپونه به عنوان یک رویه سبک و خامه‌ای استفاده می‌کنم.

muenster [اسم]
اجرا کردن

پنیر مونستر

Ex: I ate a sandwich with scrambled eggs and melted muenster cheese for breakfast .

من برای صبحانه یک ساندویچ با تخم مرغ همزده و پنیر مونستر آب شده خوردم.

paneer [اسم]
اجرا کردن

پنیر آسیایی

Ex: I 've always wanted to learn how to make paneer at home .

من همیشه می‌خواستم یاد بگیرم که چگونه در خانه پنیر درست کنم.

quark [اسم]
اجرا کردن

پنیر کوآرک

Ex: He enjoyed quark mixed with fresh fruit and honey .
Roquefort [اسم]
اجرا کردن

پنیر روکفور

Ex: I brought a cheese platter with Roquefort , Camembert , and Cheddar .

من یک سینی پنیر با رکفور، کاممبر و چدار آوردم.

اجرا کردن

پنیر رنده‌شده

Ex: The pizza was covered with a generous amount of grated cheese .

پیتزا با مقدار زیادی پنیر رنده شده پوشیده شده بود.

gruyere [اسم]
اجرا کردن

پنیر سوئیسی

Ex: All my friends agree that Gruyère is a fantastic melting cheese.

همه دوستانم موافقند که گرویر یک پنیر ذوب شونده عالی است.

Jack cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر مونتری

Ex: Jack cheese melts beautifully on homemade pizzas , providing a stretchy and flavorful topping .

پنیر جک به زیبایی روی پیتزاهای خانگی آب می‌شود و یک رویه کشدار و خوشمزه فراهم می‌کند.

limburger [اسم]
اجرا کردن

پنیر لیمبرگر

Ex: Let's serve traditional German dishes. We can't forget the limburger cheese!

بیایید غذاهای سنتی آلمانی سرو کنیم. ما نمی‌توانیم پنیر لیمبورگر را فراموش کنیم!

mozzarella [اسم]
اجرا کردن

پنیر موتزارلا

Ex: As a vegetarian , I often substitute mozzarella for meat in my sandwiches .

به عنوان یک گیاهخوار، اغلب در ساندویچ‌هایم گوشت را با موتزارلا جایگزین می‌کنم.

parmesan [اسم]
اجرا کردن

پنیر پارمزان

Ex: A warm bowl of minestrone soup is even more comforting with a sprinkle of grated Parmesan cheese.

یک کاسه گرم سوپ مینسترون با پاشیدن کمی پنیر پارمسان رنده شده حتی آرامش‌بخش‌تر می‌شود.

pot cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر کوتاژ

Ex: A creamy and herby pot cheese dip is perfect for serving alongside a platter of crispy vegetables .

دیپ خامه‌ای و گیاهی پنیر دلمه برای سرو همراه با بشقابی از سبزیجات ترد عالی است.

اجرا کردن

پنیر قالبی

Ex: I brought some brick cheese to go along with the crackers and grapes .

من کمی پنیر آجری آوردم تا همراه با کراکرها و انگورها میل شود.