مواد غذایی - سبزیجات ریشه‌دار و غده‌ای

در اینجا نام سبزیجات ریشه‌ای و غده‌ای به انگلیسی مانند "زنجبیل"، "شلغم" و "سیب زمینی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
beet [اسم]
اجرا کردن

چغندر

Ex: The salad was topped with sliced , cooked beets and crumbled goat cheese .

سالاد با چغندر ورقه‌ورقه شده و پخته شده و پنیر بز خرد شده تزئین شده بود.

اجرا کردن

*ساقه خیزران

Ex: As a chef , I add bamboo shoots to my signature soup for a delightful twist .

به عنوان یک سرآشپز، من جوانه‌های بامبو را به سوپ امضای خود اضافه می‌کنم برای یک چرخش دلپذیر.

burdock [اسم]
اجرا کردن

*بابا آدم

Ex: After hearing about its benefits , I wanted to incorporate burdock into my daily diet .

بعد از شنیدن درباره فواید آن، می‌خواستم بوروک را در رژیم غذایی روزانه‌ام بگنجانم.

camas [اسم]
اجرا کردن

*کاماسیا

Ex: My sister was enjoying a meal that included roasted camas bulbs .

خواهرم از یک وعده غذایی لذت می‌برد که شامل پیازهای کاماس برشته شده بود.

carrot [اسم]
اجرا کردن

هویج

Ex: They fed the carrot to their pet rabbit , who happily munched on it .

آنها هویج را به خرگوش خانگی خود دادند، که با خوشحالی آن را جوید.

ginger [اسم]
اجرا کردن

زنجبیل

Ex: She used ginger essential oil to create a relaxing atmosphere in her bedroom .

او از روغن ضروری زنجبیل برای ایجاد یک فضای آرامش‌بخش در اتاق خوابش استفاده کرد.

cassava [اسم]
اجرا کردن

مانیوک

Ex: They discovered a new cassava dish during their travels and could n't wait to recreate it at home .

آنها در طول سفرهایشان یک غذای جدید از کاساوا کشف کردند و نمی‌توانستند صبر کنند تا آن را در خانه دوباره درست کنند.

daikon [اسم]
اجرا کردن

ترب سفید

Ex: He used daikon as a natural remedy for congestion .

او از دایکون به عنوان یک درمان طبیعی برای احتقان استفاده کرد.

اجرا کردن

*خلر غده‌دار

Ex: She used earthnut peas as a unique ingredient in her vegetarian curry .

او از نخود زمینی به عنوان یک ماده منحصر به فرد در کاری گیاهی خود استفاده کرد.

yam [اسم]
اجرا کردن

یم (سبزیجات)

Ex: She used grated yam to make fluffy and satisfying yam pancakes for breakfast .

او از یام رنده شده برای درست کردن پنکیک‌های پفکی و رضایت‌بخش یام برای صبحانه استفاده کرد.

taro [اسم]
اجرا کردن

*تارو

Ex: Combining taro with coconut milk creates a delightful taro pudding for dessert .

ترکیب تارو با شیر نارگیل یک پودینگ تارو خوشمزه برای دسر ایجاد می‌کند.

parsley [اسم]
اجرا کردن

جعفری (گیاه)

Ex: He mixed parsley into the stuffing for extra flavor .
horseradish [اسم]
اجرا کردن

ترب کوهی

Ex: He mixed horseradish with cream cheese and spread it on crackers for a quick snack .

او ترب کوهی را با پنیر خامه ای مخلوط کرد و روی کراکرها مالید تا یک میان وعده سریع درست کند.

galangal [اسم]
اجرا کردن

*خسرودار

Ex: She used galangal as a natural remedy , brewing it with hot water to make a soothing herbal tea .

او از گلنگال به عنوان یک درمان طبیعی استفاده کرد، آن را با آب داغ دم کرد تا یک چای گیاهی آرام‌بخش درست کند.

parsnip [اسم]
اجرا کردن

شقاقل

Ex: She used parsnips in her homemade baby food puree .

او از شلغم زرد در پوره غذای کودک خانگی خود استفاده کرد.

pignut [اسم]
اجرا کردن

*گردوی گرمسیری

Ex: He used pignuts as a creative substitute for nuts in his homemade granola bars .

او از بادام زمینی به عنوان جایگزین خلاقانه ای برای آجیل در بارهای گرانولای خانگی خود استفاده کرد.

arrowroot [اسم]
اجرا کردن

*آراروت

Ex: He planted arrowroot in his backyard garden .

او آروروت را در باغ حیاط خلوت خود کاشت.

potato [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی

Ex: The farmer harvested a basket of potatoes from the field , satisfied with a successful yield .

کشاورز یک سبد سیب‌زمینی از مزرعه برداشت کرد، از برداشت موفق راضی بود.

turnip [اسم]
اجرا کردن

شلغم

Ex: She added diced turnips to the stew , allowing them to cook down and add a subtle sweetness to the dish .

او شلغم خرد شده را به خورش اضافه کرد، اجازه داد تا بپزد و شیرینی ملایمی به غذا اضافه کند.

radish [اسم]
اجرا کردن

تربچه

Ex: She harvested a bunch of radishes from the garden and shared them with her neighbors .

او یک دسته تربچه از باغ چید و با همسایه‌هایش تقسیم کرد.

rutabaga [اسم]
اجرا کردن

شلغم زرد

Ex: She planted rutabaga seeds in her garden .

او بذرهای شلغم سوئدی را در باغش کاشت.

swede [اسم]
اجرا کردن

شلغم زرد

Ex: He used swede slices as a healthier alternative to french fries .

او از برش‌های شلغم سوئدی به عنوان جایگزین سالم‌تری برای سیب‌زمینی سرخ شده استفاده کرد.

salsify [اسم]
اجرا کردن

*شنگ

Ex: He used salsify as a main ingredient in a creamy soup .

او از سالسیفی به عنوان ماده اصلی در یک سوپ خامه ای استفاده کرد.

scorzonera [اسم]
اجرا کردن

شنگ‌اسبی

Ex: He hid scorzonera in kid-friendly recipes , aiming to mask its taste for children .

او اسکورزونرا را در دستورالعمل‌های دوست‌داشتنی برای کودکان پنهان کرد، با هدف پنهان کردن طعم آن برای کودکان.

skirret [اسم]
اجرا کردن

*شقاقل جویباری

Ex: I did n't know that skirret may not be as readily available as more common root vegetables .

من نمی‌دانستم که اسکیرت ممکن است به راحتی سبزیجات ریشه‌ای معمولی در دسترس نباشد.

اجرا کردن

سیب‌زمینی شیرین

Ex: He mashed the sweet potatoes and added a touch of butter for a creamy , flavorful side .

او سیب‌زمینی شیرین را له کرد و کمی کره برای یک غذای جانبی خامه‌ای و خوش‌طعم اضافه کرد.

turmeric [اسم]
اجرا کردن

زردچوبه

Ex:

زردچوبه یک ماده کلیدی در بسیاری از غذاهای خوشمزه است.

اجرا کردن

*سه‌کنجه‌خیز

Ex: He grew water caltrop in his backyard garden and shared it by preparing a mouthwatering side dish for a family gathering .

او شاه بلوط آبی را در باغ حیاط خلوت خود پرورش داد و با تهیه یک غذای جانبی خوشمزه برای جمع خانوادگی آن را به اشتراک گذاشت.

اجرا کردن

*خس سه کله

Ex: She attended a cooking class where she learned to prepare a Chinese dish using water chestnut as the main ingredient .

او در یک کلاس آشپزی شرکت کرد که در آن یاد گرفت چگونه یک غذای چینی با استفاده از water chestnut به عنوان ماده اصلی تهیه کند.

sugar beet [اسم]
اجرا کردن

*چغندر قند

Ex: He asked the farmer about the best way to store sugar beets to keep them fresh for a longer period .

او از کشاورز پرسید که بهترین راه برای ذخیره‌سازی چغندر قند برای تازه نگه داشتن آن برای مدت طولانی‌تر چیست.

beetroot [اسم]
اجرا کردن

چغندر

Ex: He discovered a new recipe for beetroot hummus and could n't wait to try it out at his next family gathering .

او یک دستور جدید برای هوموس چغندر کشف کرد و نمی‌توانست صبر کند تا آن را در گردهمایی بعدی خانواده امتحان کند.

mooli [اسم]
اجرا کردن

ترب سفید

Ex: My roommate and I engaged in a friendly debate about the different ways to prepare mooli .

من و هم اتاقی‌ام در یک بحث دوستانه درباره روش‌های مختلف تهیه مولی شرکت کردیم.

spud [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی

Ex: I 'm craving some crispy spud tonight .

امشب هوس سیب زمینی ترد کرده ام.

manioc [اسم]
اجرا کردن

مانیوک

Ex: The locals generously shared their knowledge of manioc processing techniques.

محلی‌ها به سخاوت دانش خود را در مورد تکنیک‌های پردازش مانیوک به اشتراک گذاشتند.