مواد غذایی - سبزیجات ریشهدار و غدهای
در اینجا نام سبزیجات ریشهای و غدهای به انگلیسی مانند "زنجبیل"، "شلغم" و "سیب زمینی" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a vegetable with a round dark red root that is used in cooking or producing sugar

چغندر
او چغندر را ترشی انداخت تا به عنوان چاشنی ترش برای ساندویچها و برگرها استفاده کند.
the tender and edible shoot of the bamboo plant

*ساقه خیزران, ساقه بامبو
او قبلاً جوانههای بامبو را امتحان نکرده بود، اما تصمیم گرفت به آنها در سالادش فرصتی بدهد.
a plant with edible roots and large leaves, known for its potential health benefits

*بابا آدم
آنها از طعم منحصر به فرد چیپس بورداک، یک جایگزین سالم تر برای چیپس سیب زمینی معمولی، متعجب شدند.
a flowering plant native to North America, known for its edible bulbs

*کاماسیا
او یک غذای خوشمزه از کاماس تهیه کرد، با ترکیب پیازهای پخته شده با گیاهان تازه.
a long orange vegetable that grows beneath the ground and is eaten cooked or raw

هویج
سارا برای یک مناسبت ویژه کیک هویج با رویه پنیر خامهای درست کرد.
a thick and spicy root with pale brown color used as a seasoning in cooking, particularly in powder form

زنجبیل
آنها ریشههای زنجبیل را در باغ حیاط خلوت خود کاشتند و با اشتیاق منتظر جوانه زدن آنها بودند.
the long and starchy roots of a tropical plant that is native to South America, used in cooking

مانیوک, کاساو
ما از یک بازار محلی دیدن کردیم و کاساوا تازه خریدیم تا با دستور العملهای مختلف آزمایش کنیم.
a mild radish with a white slender root that is used in Asian cuisine

ترب سفید
ما به یک رستوران ژاپنی رفتیم و از یک کاسه سوپ میسوی خوشمزه با برشهای دایکون لذت بردیم.
a plant that grows small, peanut-like tubers that can be eaten

*خلر غدهدار
ما به پیکنیک رفتیم و از نخود زمینی به عنوان یک میانوعده سالم و قابل حمل لذت بردیم.
a large edible root of a tropical climbing plant with a red skin

یم (سبزیجات)
ما به یک جزیره گرمسیری رفتیم و از یک غذای سنتی متشکل از یام کبابی همراه با غذاهای دریایی تازه لذت بردیم.
a root vegetable commonly used in cooking, with a starchy texture and a nutty flavor

*تارو
او ریشه تارو را پوست کند و جوشاند، سپس آن را به یک سوپ خامهای و آرامشبخش تارو تبدیل کرد.
an aromatic herb with flat or curly leaves, typically chopped and used to garnish or season food

جعفری (گیاه)
جعفری خرد شده به خوبی طراوت را به سالاد اضافه میکند.
the root of a European plant of the mustard family, with a white color and a strong flavor

ترب کوهی
ما از یک مزرعه بازدید کردیم و در مورد فرآیند برداشت و آمادهسازی ریشههای ترب کوهی برای استفاده آشپزی یاد گرفتیم.
a spicy root with a citrusy taste, often used in Southeast Asian cooking

*خسرودار
ما به یک رستوران تایلندی رفتیم و یک کاسه سوپ مرغ با نودل معطر شده با گالانگال را که آب دهانآور بود، چشیدیم.
the white root of a plant of the parsley family with a sweet taste that is used in cooking

شقاقل
ما از یک مزرعه بازدید کردیم و در مورد انواع مختلف شلغم زرد یاد گرفتیم.
a small edible tuber with a nutty flavor, commonly found in woodlands and used as a wild food source

*گردوی گرمسیری
خواهرم یک pignut پیدا کرد و برای اولین بار خواست آن را بچشد.
a tropical plant with edible rhizomes that are commonly used as a source of starch in cooking and baking

*آراروت
آنها در حال کاوش در جنگل، بیشهای پنهان از گیاهان آروروت را کشف کردند.
a round vegetable that grows beneath the ground, has light brown skin, and is used cooked or fried

سیبزمینی
من سیبزمینی را با سیر و رزماری برشته کردم.
a root vegetable with creamy flesh and white and purple skin, used in cooking

شلغم
من شلغم را به صورت حلقههای نازک برش دادم و ترشی انداختم.
an edible root of red color with a pungent taste that is eaten raw in salads

تربچه
او تربچه را به صورت حلقههای نازک برش داد و به یک سالاد تازه باغچه اضافه کرد.
the swollen yellow root of a plant of the cabbage family, used in cooking

شلغم زرد, شلغم سوئدی
او مکعبهای روتاباگا را با روغن زیتون و گیاهان کباب کرد.
the swollen yellow root of a plant of the cabbage family, used in cooking

شلغم زرد
من شلغم سوئدی را با کره و چاشنیها له کردم و یک غذای جانبی خامهای درست کردم.
a root vegetable with a long, slender shape and a mild, earthy flavor often compared to that of oysters

*شنگ
او از سالسify برای ایجاد یک چرخش منحصر به فرد در پوره سیب زمینی استفاده کرد.
a root vegetable with a long, black-skinned appearance and a subtle, nutty flavor reminiscent of asparagus or artichokes

شنگاسبی
او تصور کرد بچهها بعد از امتحان کردن scorzonera برای اولین بار صورتهای خندهدار درمیآورند.
a root vegetable with a sweet and delicate flavor, resembling a combination of carrots and parsnips

*شقاقل جویباری
او معمولاً اسکیرت را به سالاد تازهاش اضافه میکرد.
a vegetable similar to a potato in shape that has a sweet taste and white flesh

سیبزمینی شیرین
سیبزمینی شیرین یک ماده کلیدی در پای بود که به آن طعمی غنی و خاکی میداد.
a yellow aromatic powder that is obtained by grinding the root of a plant of the ginger family, widely used in Asian cuisines

زردچوبه
ما از زردچوبه در یک اسکراب صورت خانگی برای اثرات لایهبرداری و روشنکنندگی بالقوه استفاده کردیم.
an aquatic plant known for its distinctive horn-shaped nuts

*سهکنجهخیز
شاه بلوط آبی حاوی مواد معدنی ضروری مانند پتاسیم و ویتامین K است.
an aquatic plant that produces edible, tuber-like corms with a crisp texture and subtly sweet flavor

*خس سه کله
به طور شگفتانگیزی، من شاه بلوط آبی را در بازار محلی کشف کردم.
a root vegetable known for its high sugar content, commonly cultivated for the production of sugar

*چغندر قند
او دستور العمل مورد علاقه خود را برای یک سالاد رنگارنگ و مغذی که ترکیبی از چغندر قند و سبزیجات مخلوط بود به اشتراک گذاشت.
a vegetable with a round and dark red root that is eaten as food

چغندر
من به مهمانانم برگرهای خوشمزه چغندر را به عنوان یک گزینه گیاهی خوشطعم پیشنهاد دادم.
a mild radish with a white slender root that is used in Asian cuisine

ترب سفید, مولی سفید
او از یک بازار محلی کشاورزان دیدن کرد و نتوانست در مقابل خرید یک دسته تازه مولی مقاومت کند.
