مواد غذایی - شیر و خامه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شیر و خامه مانند "خامه لخته شده"، "کفیر" و "شیر دوغ" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

اجرا کردن

شیر هموژنیزه

Ex: I always prefer using homogenized milk in my coffee because it creates a creamy texture .

من همیشه ترجیح می‌دهم در قهوه‌ام از شیر همگن‌شده استفاده کنم چون بافتی خامه‌ای ایجاد می‌کند.

اجرا کردن

شیر پاستوریزه

Ex: My doctor advised me to drink pasteurized milk during my pregnancy for the safety of my baby .

پزشکم به من توصیه کرد که برای ایمنی فرزندم در دوران بارداری شیر پاستوریزه بنوشم.

اجرا کردن

شیر جوشیده

Ex: A classic hot chocolate recipe calls for scalded milk to be mixed with cocoa powder and sugar .

یک دستورالعمل کلاسیک شکلات داغ نیاز به شیر جوشانده دارد که با پودر کاکائو و شکر مخلوط شود.

اجرا کردن

شیرعسلی

Ex: I added a dollop of condensed milk to my coffee to make it sweeter .

من یک قاشق شیر تغلیظ شده به قهوه ام اضافه کردم تا آن را شیرین تر کنم.

اجرا کردن

شیر خشک

Ex: I like to add a splash of evaporated milk to my coffee for a creamy and rich flavor .

من دوست دارم کمی شیر تبخیر شده به قهوه‌ام اضافه کنم تا طعمی خامه‌ای و غنی داشته باشد.

اجرا کردن

شیرعسلی

Ex: I added a dollop of caramelized milk to my coffee , giving it a delightful caramel twist .

من یک قاشق شیر کاراملیزه به قهوه ام اضافه کردم، که به آن یک پیچ کارامل دلپذیر داد.

اجرا کردن

شیرخشک

Ex: A glass of cold water mixed with powdered milk is a quick and refreshing way to enjoy a glass of milk on the go .

یک لیوان آب سرد مخلوط با شیر خشک یک راه سریع و طراوت‌بخش برای لذت بردن از یک لیوان شیر در حال حرکت است.

formula [اسم]
اجرا کردن

شیر خشک کودک

Ex: The pediatrician recommended a hypoallergenic formula .
whey [اسم]
اجرا کردن

آب‌پنیر

Ex: The whey leftover from cheese production can be used as a nutritious addition to smoothies .

آب پنیر باقی‌مانده از تولید پنیر می‌تواند به عنوان یک افزودنی مغذی به اسموتی‌ها استفاده شود.

buttermilk [اسم]
اجرا کردن

آب‌دوغ

Ex: Adding buttermilk to mashed potatoes gives them a tangy and creamy flavor .

اضافه کردن دوغ به پوره سیب زمینی به آن طعم تند و خامه ای می‌دهد.

milk skin [اسم]
اجرا کردن

سرشیر

Ex: I love how the milk skin on the hot milk tea melts in my mouth , leaving behind a creamy taste .

من دوست دارم که چگونه پوست شیر روی چای شیر داغ در دهانم آب می‌شود و یک طعم خامه‌ای به جا می‌گذارد.

cream [اسم]
اجرا کردن

خامه

Ex:

آنها از یک برش کیک با لایه‌ای از خامه زده شده و توت‌های تازه لذت بردند.

اجرا کردن

خامه لخته

Ex: The clotted cream added a creamy element to the homemade trifle .

خامه غلیظ یک عنصر خامه‌ای به تریفل خانگی اضافه کرد.

اجرا کردن

خامه زده‌شده

Ex: The bakery sells pies with freshly made whipped cream .

نانوایی پای با خامه زده شده تازه می‌فروشد.

اجرا کردن

خامه سنگین

Ex: Double cream adds indulgence to creamy pasta sauces .

خامه دوبل به سس‌های خامه‌ای پاستا تجمل می‌بخشد.

اجرا کردن

خامه سبک

Ex: Add a dollop of single cream to your fresh fruit salad for a creamy and refreshing twist .

یک قاشق خامه سبک به سالاد میوه تازه خود اضافه کنید تا طعمی خامه‌ای و تازه داشته باشد.

kaymak [اسم]
اجرا کردن

سرشیر

Ex: Enhance the flavor of a warm bowl of rice pudding by swirling in a spoonful of kaymak .

با مخلوط کردن یک قاشق کایماک، طعم یک کاسه گرم پودینگ برنج را بهبود ببخشید.

sour cream [اسم]
اجرا کردن

خامه ترش

Ex: I like to dollop sour cream on top of my spicy chili to balance out the heat .

من دوست دارم خامه ترش را روی فلفل تندم بگذارم تا تندی آن را متعادل کند.

butter [اسم]
اجرا کردن

کره

Ex: Spread some melted butter on warm toast for a simple and comforting breakfast .

کمی کره ذوب شده را روی نان تست گرم پخش کنید تا یک صبحانه ساده و دلچسب داشته باشید.

clabber [اسم]
اجرا کردن

خامه‌ترش

Ex: Grandma 's clabber pancakes are a family favorite for Sunday brunch .

پنکیک‌های شیر ترش مادربزرگ مورد علاقه خانواده برای برانچ یکشنبه است.

kefir [اسم]
اجرا کردن

کفیر

Ex: I enjoy starting my day with a refreshing glass of homemade kefir .

من از شروع روزم با یک لیوان کفیر خانگی و طراوت‌بخش لذت می‌برم.

yogurt [اسم]
اجرا کردن

ماست

Ex: He uses yogurt as a base for his smoothies , adding creaminess and a tangy flavor .

او از ماست به عنوان پایه اسموتی هایش استفاده می‌کند، که باعث کرمی شدن و طعم تند می‌شود.

cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بازار انواع مختلفی از گزینه‌های پنیر را داشت، از جمله گودا، بری و پنیر آبی.

ayran [اسم]
اجرا کردن

دوغ

Ex: Ayran pairs well with spicy dishes as it helps balance the heat with its creamy and tangy taste .

آیران به خوبی با غذاهای تند جفت می‌شود زیرا به تعادل گرمی با طعم خامه‌ای و ترش خود کمک می‌کند.

custard [اسم]
اجرا کردن

کرم کاستارد

Ex: I enjoy the silky texture of custard-filled donuts.

من از بافت ابریشمی دونات‌های پر شده با کاسترد لذت می‌برم.

اجرا کردن

خامه‌ترش

Ex: Adding crème fraîche to mashed potatoes gives them a silky smooth texture and a subtle tang.

اضافه کردن خامه تازه به پوره سیب‌زمینی به آن بافتی ابریشمی و طعمی ملایم و ترش می‌دهد.

raw milk [اسم]
اجرا کردن

شیر خام

Ex: Raw milk is commonly used in certain traditional desserts , like rice pudding and flan .

شیر خام معمولاً در برخی دسرهای سنتی، مانند پودینگ برنج و فلان استفاده می‌شود.

اجرا کردن

شیر نیم‌چرب

Ex: I enjoyed a warm cup of hot chocolate made with semi-skimmed milk on a chilly evening .

من از یک فنجان گرم شکلات داغ که با شیر نیمه چرب در یک عصر سرد درست شده بود لذت بردم.

whole milk [اسم]
اجرا کردن

شیر کامل

Ex: I prefer using whole milk in my pancake batter to achieve a moist and fluffy stack .

من ترجیح می‌دهم در خمیر پنکیک خود از شیر کامل استفاده کنم تا یک دسته مرطوب و پف‌دار به دست آورم.

اجرا کردن

شیر کم‌چرب

Ex: He added low-fat milk to his coffee for a creamier texture without the extra calories .

او شیر کم چرب را به قهوه خود اضافه کرد تا بافتی خامه‌ای‌تر بدون کالری اضافی داشته باشد.

اجرا کردن

شیرخامه

Ex: Add a splash of half-and-half to your coffee for creaminess .

برای خامه‌ای شدن، کمی نصف-نصف به قهوه خود اضافه کنید.

اجرا کردن

شیر نارگیل

Ex: They made a smoothie with coconut milk and bananas .

آنها یک اسموتی با شیر نارگیل و موز درست کردند.

اجرا کردن

کره مونییر

Ex: I prepared a delicious fillet of trout with a generous dollop of meunière butter on top.

من یک فیله خوشمزه از قزل‌آلا با یک قاشق پر از کره مونییر روی آن آماده کردم.

skim milk [اسم]
اجرا کردن

شیر بدون‌چربی

Ex: Skim milk is often used in baking and cooking as a healthier alternative to full-fat milk .

شیر بدون چربی اغلب در پخت و پز به عنوان جایگزینی سالم‌تر برای شیر پرچرب استفاده می‌شود.

soymilk [اسم]
اجرا کردن

شیر سویا

Ex: I enjoy pouring soymilk over my cereal for a nutritious and plant-based breakfast .

من از ریختن شیر سویا روی غلاتم برای یک صبحانه مقوی و گیاهی لذت می‌برم.