قانون را دور زدن
کشف اصطلاحات انگلیسی که مربوط به نقض هنجارها هستند با مثال هایی مانند "قلمرو راهزنان" و "شکستن صفوف".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
قانون را دور زدن
حین ارتکاب جرم
مقصر مرگ کسی (بودن)
دلیل و مدرک قطعی
محققان شاهد قطعی را کشف کردند، یک فیلم نظارتی که مظنون را در حال ارتکاب جرم ضبط کرده است.
به دل خطر زدن
صف خود را از حزب یا گروهی جدا کردن
شخصا قانون را برای کسی اجرا کردن
چراغ قرمز را رد کردن
قانون جنگل
شهر هرت
حومه شهر به عنوان قلمرو راهزنان بدنام است، جایی که عدم حضور اجرای قانون به هرج و مرج اجازه میدهد تا غالب شود.
صف را رعایت نکردن
(کالا) دزدی
غایب (غیر موجه)
دانشجو اغلب بدون اجازه از کلاسها غیبت میکند، که باعث نگرانی در میان اساتید میشود.
غیبت غیر موجه
شرکت قصد دارد سیاستهای سختگیرانهتری را برای جلوگیری از مرخصی بدون اطلاع کارکنان اجرا کند.
توهم (ناشی از مصرف مواد یا مستی)
آنها با شوخی به یاد زمانی افتادند که فکر میکردند در دوران دانشگاه فیلهای صورتی میبینند.
(شکار) در فصل غیرمجاز