فرد جوان و ناپخته
مایکل در قلمرو کدنویسی یک جوجه بهاری بود تا اینکه در اردوی کدنویسی شرکت کرد.
بر اصطلاحات انگلیسی مربوط به سن مسلط شوید، مانند 'جوجه بهار' و 'دندان بلند'.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
فرد جوان و ناپخته
مایکل در قلمرو کدنویسی یک جوجه بهاری بود تا اینکه در اردوی کدنویسی شرکت کرد.
فرد جوان و پرانرژی
تیم ورزشی خون تازه را به ترکیب خود اضافه کرد، که انرژی و اشتیاق جدیدی به بازی تزریق کرد.
از کودکی
نیموجببچه
دوران خامی و جوانی
لیزا در حال حاضر در روزهای جوانی خود است، از زندگی بیپروای دانشگاهی خود لذت میبرد و با دوستانش به کاوش ماجراهای جدید میپردازد.
دوران سالخوردگی
پیر
پیر و ناتوان
قوی و سالم (با وجود کهولت سن)
کاربر مسن اینترنت
مارک، یک آقای بازنشسته، فناوری را پذیرفته و به یک موجسوار نقرهای تبدیل شده است، اینترنت را کاوش میکند، با دوستان در شبکههای اجتماعی ارتباط برقرار میکند و سرگرمیهای جدیدی را به صورت آنلاین کشف میکند.
سن مادر یا پدر کسی را داشتن (استعاری)
کسی که دورهاش به سر آمده (به علت سن بالا)