توصیف افراد - سن
بر اصطلاحات انگلیسی مربوط به سن مسلط شوید، مانند 'جوجه بهار' و 'دندان بلند'.
مرور
فلشکارتها
آزمون
a young individual with little or no experience

جوان بیتجربه, جوان ناپخته
او یک جوان بیتجربه است که تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده است.
a young energetic person that brings new ideas, enthusiasm, and vitality to a group, organization, or activity

نیروی جوان, جوان پرانرژی
نیروی جوان در تیم دیدگاههای تازهای به پروژه آورد.
used when someone has learned or experienced something from a very young age

از کودکی, از همان دوران طفولیت
از کودکی ادب را یاد گرفت.
(of a person) very young or very small

بچه جغله, کمسنوسال
از وقتی بچه جغله بود پیانو زدن را شروع کرد.
the time in a person's life marked by youthfulness, inexperience, and being carefree

ایام خامی و جوانی, دوران جوانی
دوران جوانی خیلی سادهلوح بودیم.
used to refer to people who look older than the age they are at

شکستهتر از سن, پیرتر از سن
با همه آن استرس، او قطعاً شکستهتر از سی سال به نظر میرسد.
an advanced stage of life characterized by a long lifespan and great wisdom

دوران سالخوردگی, دوران پیری
در دوران سالخوردگی ۸۰ سالگی، هنوز هر روز صبح به پیادهروی میرود.
used to describe someone or something that is old and has existed for a long time

بسیار قدیمی, بسیار پیر
بهانههای او بسیار قدیمی است.
describing an individual who has lived for a very long time and is not able to do certain activities due to old age

پیر و فرتوت, پیر و ناتوان
ممکن است پیر و فرتوت باشم، اما احمق نیستم.
used to describe an old person who is still very active and healthy

سرحال و سالم, قبراق و سرحال
با وجود سنش، همچنان سرحال و سالم است، هر روز پنج کیلومتر پیادهروی میکند.
a senior citizen that spends a lot of time using the Internet

کاربر مسن اینترنت, سالمند همیشه آنلاین
کتابخانه کلاسهای رایگانی برای کاربران مسن اینترنت ارائه میدهد که میخواهند رسانههای اجتماعی را یاد بگیرند.
used to refer to a significant age difference between two people, especially those who are romantically involved with one another

سن مادر/پدر کسی را داشتن, سن مادر/پدر کسی بودن
با مردی ازدواج میکند که سن پدرش را دارد.
considered old and no longer at one's best

سنی ازش گذشته, دورهاش به سر آمده
بسیاری از ورزشکاران از اوایل سی سالگی دورهاشان سرمیآید.
