کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 5 - 5A
در اینجا واژگان از واحد 5 - 5A در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بدشانسی"، "حبس خانگی"، "اعدام کردن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the illegal act of taking something from a place or person without permission

دزدی, سرقت
موزه پس از سرقت پرسر و صدا از قطعات هنری بیقیمت از گالری خود، اقدامات امنیتی خود را افزایش داد.
a situation or event that causes bad luck or hardship for someone

بدبیاری, بداقبالی
او بدبختی خود را به بدشانسی نسبت داد.
the act of not telling the truth or deliberately misleading someone in order to gain an advantage or avoid punishment

حقهبازی, دوزوکلک
او به بیصداقتی خود اعتراف کرد و به خاطر گمراه کردن تیم عذرخواهی کرد.
an argument or a situation in which people have different opinions about something

اختلاف, اختلافنظر
اختلاف نظر بین دو بخش، نیاز به ارتباط و همکاری بهتر درون سازمان را برجسته کرد.
behavior that is inappropriate or unacceptable according to social norms or rules

رفتار نادرست, سوء رفتار
رفتار نادرست او در مهمانی دوستانش را شرمسار کرد.
an action or speech that offends a person or thing

بیاحترامی
او نمیتواند بیاحترامی را به هر شکلی تحمل کند.
the act of treating someone in a cruel, abusive, or unfair way, often causing physical or emotional harm

بدرفتاری
بدرفتاری به هر شکلی نباید تحمل شود.
the state of not believing or accepting something as true or real

ناباوری, بیاعتمادی
تماشاگران با ناباوری به ادعاهای عجیب گوش دادند.
a group of elected people who govern a city, town, etc.

شورا, انجمن
شورا مقررات جدید محیط زیستی را پیشنهاد کرد.
a reliable and experienced person who helps those with less experience

مربی, مرشد
منتور او را تشویق کرد تا اهداف بلندپروازانهای تعیین کند و منابع لازم و تشویق را برای کمک به آنها در دستیابی به موفقیت فراهم کرد.
the act of making someone suffer because they have done something illegal or wrong

مجازات, تنبیه
او مجازات خود را بدون شکایت پذیرفت.
equipped with weapons or firearms

مسلح, مسلحانه
تیم SWAT با تجهیزات تاکتیکی و تفنگهای تهاجمی مسلح به صحنه رسید، آماده برای یک عملیات پرخطر.
the crime of stealing money or goods from someone or somewhere, especially by violence or threat

سرقت, دزدی
جواهرفروشی در روشنایی روز مورد سرقت قرار گرفت و اقلام گران قیمتی به سرقت رفت.
unpaid work done either as a form of punishment by a criminal or as a voluntary service by a citizen

خدمات اجتماعی, خدمات عمومی
او در خدمات اجتماعی تحقق یافت، با این دانش که تلاشهایش تأثیر مثبتی بر نیازمندان داشت.
the punishment of killing a criminal, which is officially ordered by a court

مجازات اعدام
مجازات اعدام به ندرت در برخی ایالتها استفاده میشود.
a group of criminals who work together

باند خلافکاران, دسته
اعضای گروه اغلب دیده میشدند که صاحبان کسبوکارهای محلی را برای پرداخت پول حفاظت میترسانند.
a crime that is intentionally directed toward a person or thing to hurt, intimidate, or kill them

خشونت, عمل خشونتآمیز
شهر در چند ماه گذشته شاهد افزایش خشونت بوده است که منجر به افزایش حضور پلیس شده است.
a type of sentence or punishment where a person is confined to their home instead of being in jail or prison

حصر خانگی, بازداشت خانگی
او قوانین حصر خانگی خود را نقض کرد.
the act of cheating in order to make illegal money

کلاهبرداری
او وقتی فهمید که هویتش دزدیده شده و برای کلاهبرداری استفاده شده است، شوکه شد و این باعث شد که امتیاز اعتباریش آسیب ببیند.
a sharp blade with a handle that is used for cutting or as a weapon

چاقو
ما از چاقوی سرآشپز برای خرد کردن پیازها استفاده کردیم.
the punishment in which an individual is made to stay in jail for the rest of their life, typically for committing a serious crime

حبس ابد
مجرم بدنام سرانجام دستگیر شد و برای جنایات خشونتآمیز خود چندین حبس ابد دریافت کرد.
having little significance

کماهمیت, جزئی
دادگاه پرونده را رد کرد و آن را یک اختلاف بیاهمیت دانست که مستحق اقدام قانونی نبود.
the length of time someone must spend in jail or prison as a punishment for breaking the law

دوران حبس
برای جرم حبس ابد صادر شد.
an amount of money that must be paid as a legal punishment

جریمه
قاضی به دلیل تخلفات زیستمحیطی جریمه ای بر شرکت تحمیل کرد.
the coming and going of cars, airplanes, people, etc. in an area at a particular time

عبورومرور, ترافیک
ترافیک در مترو صبح زود به طور غیرمعمولی سبک بود.
to kill someone, especially as a legal penalty

اعدام کردن
سازمانهای بینالمللی حقوق بشر اغلب دولتهایی را محکوم میکنند که بدون محاکمه عادلانه یا نمایندگی قانونی مناسب افراد را اعدام میکنند.
a place where criminals are put into by law as a form of punishment for their crimes

زندان
پس از محکومیت، او از زندان شهرستان به زندان ایالتی منتقل شد.
forbidden by the law

غیرقانونی
کارفرمایانی که بر اساس نژاد یا جنسیت علیه کارکنان تبعیض قائل میشوند، در حال انجام رفتار غیرقانونی هستند.
the direction in which the gun is aimed

تیررس اسلحه
آدمرباها قربانیان را در نوک اسلحه نگه داشتند تا اینکه باج را دریافت کردند.
to force someone to act or obey by instilling intense fear, often through threats or violence

ایجاد رعبووحشت کردن, همه ترسی کردن، ارعاب کردن
جنایتکاران صاحبان مغازهها را ترساندند تا به آنها برای محافظت پول بپردازند.
a person who attacks and robs people in a public place

زورگیر, خفتگیر
او یک دزد کیف بود که مردم را در مترو هدف قرار میداد، به سرعت کیفهایشان را میدزدید و از صحنه فرار میکرد.
a person who secretly takes goods from a store without paying

کفزَن
مقامات دزد فروشگاه را به دزدی جزئی متهم کردند.
someone who steals something from a person or place without using violence or threats

دزد, سارق
دزد سعی کرد از کوچه فرار کند، اما پلیس به سرعت او را گیر انداخت.
someone who intentionally damages or destroys public or private property

خرابکار
به عنوان مجازات، وندال مجبور شد آشفتگی که ایجاد کرده بود را تمیز کند و هزینه تعمیرات را بپردازد.
a person who commits a crime

مجرم
خدمات اجتماعی میتواند راهی سازنده برای متخلفان باشد تا برای اعمال خود جبران کنند و به صورت مثبت به جامعه کمک کنند.
