قطع ارتباط کردن
تفاوتهای سیاسی باعث شد که همسایهها با هم دعوا کنند، که منجر به رابطهای پرتنش شد.
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 5 در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "شکست خوردن"، "بیاعتقادی"، "دور زدن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
قطع ارتباط کردن
تفاوتهای سیاسی باعث شد که همسایهها با هم دعوا کنند، که منجر به رابطهای پرتنش شد.
تحمل کردن
ساکنان تحمل میکنند سر و صدای زندگی شهری را به خاطر راحتیهایی که ارائه میدهد.
متلاشی شدن
ماشین قدیمی نادیده گرفته شده، که برای دههها در معرض عناصر طبیعی رها شده بود، در نهایت شروع به از هم پاشیدن کرد، زنگ زد و خراب شد.
(از ناچاری) به کسی یا چیزی متوسل شدن
وقتی برنامه اولیه شکست خورد، آنها مجبور شدند برای نجات موقعیت به استراتژی پشتیبان خود متوسل شوند.
عاشق کسی شدن
مدتی طول کشید، اما در نهایت، او عاشق بهترین دوستش شد.
با شکست مواجه شدن
برنامههای تعطیلات ما ممکن است به هم بخورد اگر پیشبینی آب و هوا طوفان را پیشبینی کند.
فرار کردن
در طول تمرین آتشسوزی، همه تمرین کردند که چگونه به سرعت و ایمن از ساختمان دور شوند.
قسر در رفتن
او فکر میکرد میتواند با تقلب در امتحان از مجازات فرار کند، اما معلم فهمید.
پایین آوردن
آنها نیاز داشتند تزئینات را از اتاق زیر شیروانی برای فصل تعطیلات پایین بیاورند.
دور زدن (مشکلات و غیره)
او توانست با تمرین کردن ترس خود از سخنرانی در جمع را دور بزند.
فرصت انجام کاری را یافتن
او بالاخره وقت پیدا کرد که قفسه کتاب ها رو آخر هفته گذشته مرتب کنه.
دزد
او وحشت زده شد وقتی متوجه شد که دزد کیفش را برداشته در حالی که او در کافه حواسش پرت بود.
خرابکار
مدرسه پس از چندین حادثه فعالیت وندالی در پارکینگ تصمیم به نصب دوربینهای امنیتی گرفت.
کِش رفتن (از فروشگاه و مغازه)
دوربینهای امنیتی فردی را ثبت کردند که سعی در دزدی از فروشگاه اقلام از فروشگاه داشت.
دلخور کردن
تصمیم جنجالی شرکت برای کاهش پاداشها کارمندان را عمیقاً آزرده کرد.
دزدی کردن
مقامات قانونی افرادی را که قصد دزدی از یک کسب و کار محلی را داشتند دستگیر کردند.
زورگیری کردن
هم اکنون، دزدان به طور فعال در حال دزدی از افراد بیخبر نزدیک ایستگاه قطار هستند.
اختلاف
زوجین درباره چگونگی گذراندن تعطیلات خود اختلاف نظر داشتند، یکی میخواست در ساحل استراحت کند و دیگری ترجیح میداد یک سفر ماجراجویانه داشته باشد.
بدبیاری
بدشانسی او یک فرصت ارزشمند را برایش تمام کرد.
حقهبازی
بیصداقتی سیاستمدار منجر به از دست رفتن اعتماد عمومی شد.
منصف
آنها به یک توافق عادلانه رسیدند که به نفع هر دو طرف به طور مساوی بود.
اجباری
در برخی فرهنگها، واجب است قبل از ورود به خانه کفشهای خود را درآورید.
حقوقی
او یک متخصص حقوقی استخدام کرد تا به او در پیمودن پیچیدگیهای سیستم حقوقی کمک کند.
اختیاری
مدرسه فعالیتهای فوقبرنامه اختیاری مانند باشگاه شطرنج و باشگاه تئاتر را بعد از مدرسه ارائه میدهد.
ممنوع
آنها بدون اجازه وارد یک منطقه ممنوعه شدند.
بازدارنده
بودجه محدودکننده مانع از انجام بهبودهای لازم در زیرساختها شد.
رفتار نادرست
شرکت رفتار نادرست کارمندان را تحمل نمیکند.