کتاب 'اینسایت' متوسطه - بینش واژگان 7
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 7 در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "glare"، "differentiate"، "utter" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
each of two or more words with the same spelling or pronunciation that vary in meaning and origin

همنام (زبانشناسی)
همنویسه "row" میتواند هم به معنای ردیفی از چیزها و هم به معنای بحث باشد.
(grammar) one of two or more words with the same pronunciation that differ in meaning, spelling or origin

همآوا
هنگام نوشتن شعر، برخی از شاعران به هوشمندانه از همآواها استفاده میکنند تا لایههای معنایی به اشعار خود اضافه کنند.
to carefully look at something

بررسی کردن
او با تحسین جزئیات نقاشی را مینگرد.
to pay attention and become aware of a particular thing or person

متوجه شدن, دیدن
او نتوانست متوجه نشانههای هشداردهنده طوفان قریبالوقوع شود.
to recognize and mentally separate two things, people, etc.

متمایز کردن, تمایز قائل شدن
او به راحتی میتوانست بین دوقلوهای همسان بر اساس شخصیتشان تمایز قائل شود.
a person of the same age, social status, or capability as another specified individual

همتا, همتراز
به عنوان یک مدیرعامل، او داشتن همتایان در صنعت را ارزشمند میدانست که بتواند با آنها ایدهها و تجربیات را تبادل کند.
to look closely or attentively at something, often in an effort to see or understand it better

با دقت نگاه کردن
او به جزئیات پیچیده اثر هنری در موزه نگاه دقیق میاندازد.
a long platform built from the shore into the sea that people can go for entertainment or a walk

اسکله, لنگرگاه
در انتهای اسکله، ماهیگیران قلابهای خود را به آبهای درخشان میاندازند به امید شام.
to have a sudden or complete understanding of a fact or situation

پی بردن, متوجه شدن، فهمیدن
آنها فقط زمانی که خیلی دیر شده بود متوجه اهمیت جلسه شدند.
to look at someone or something without moving the eyes or blinking, usually for a while, and often without showing any expression

خیره شدن
او ساعتهای طولانی به صفحه کامپیوترش خیره میشود در حالی که کار میکند.
to allow the presence of an unpleasant person, thing, or situation without complaining or giving up

تحمل کردن, تاب آوردن
او نمیتوانست فکر تحمل کردن یک جلسه خستهکننده دیگر را تحمل کند.
to open and close the eyes quickly and for a brief moment

پلک زدن
ما چشمک زدیم تا چشمانمان را به نور کم عادت دهیم.
a steady and sharp stare that conveys anger, disapproval, or hostility

چشمغره
نگاه خشمگین معلم کلاس پرسر و صدا را ساکت کرد.
to recognize the difference present between two people or things

تشخیص دادن
او در حال حاضر بین انواع مختلف گلها در باغ تفاوت قائل میشود.
to notice or discover something that is difficult to find

کشف کردن
کارآگاه میتوانست سرنخهای ظریفی را تشخیص دهد که دیگران نادیده گرفته بودند.
to consider something or someone important and to have a feeling of worry or concern toward them

اهمیت دادن, ارزش قائل شدن
او به کارش اهمیت میدهد و همیشه بهترین خود را ارائه میدهد.
a challenge or circumstance, typically encountered while trying to reach a goal or finish something

دشواری, سختی
تیم تحقیقاتی با مشکلات جدی در به دست آوردن یک معرف خالص مواجه شد که پیشرفت آزمایشهای آنها را به تأخیر انداخت.
involving or describing the whole of something

تمام
او کل کتاب را در یک نشست خواند، از ابتدا تا انتها مجذوب داستان شد.
to have a specific flavor

مزه داشتن, مزه دادن
سس طعمی شبیه گوجهفرنگیهای تند و سیر داشت، عالی برای پاستا.
to express something verbally

بیان کردن, بر زبان آوردن
او نمیتوانست باور کند که او چنین کلمات تندی را در طول بحثشان بر زبان خواهد آورد.
having a large length from side to side

عریض, پهن
جاده عریض بود، که هم ماشینها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای میداد.
the act of breathing noisily, especially when one has a cold or respiratory illness

(صدای نفس) خسخس
او با وجود خرناس کودک سعی کرد بخوابد.
to breathe through one's nose and mouth in a noisy way while asleep

خروپف کردن, خرناس کشیدن
سگ روی فرش دراز کشیده بود، بعد از یک روز بازی در حیاط با رضایت خرخر میکرد.
to speak very softly or quietly, usually to avoid being overheard by others who are nearby

نجوا کردن, پچپچ کردن
دوستان در مورد یک مهمانی غافلگیرانه برای همکارشان پچ پچ میکنند.
to try to find the truth about a crime, accident, etc. by carefully examining its facts

بررسی کردن, تحقیق کردن
مقامات در حال کار برای تحقیق در مورد منبع آلودگی هستند.
