کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 8 - 8D
در اینجا واژگان از واحد 8 - 8D در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "جیره"، "ضیافت"، "شکار غیرقانونی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to ask for something, especially food, drinks, services, etc. in a restaurant, bar, or shop

سفارش دادن
او عاشق سفارش دادن غذاهای دریایی تازه است وقتی کنار ساحل غذا میخوریم.
an amount of food served to one person

پرس (غذا)
پرسهای رستوران به اندازهای بزرگ بودند که بین دو نفر قابل تقسیم باشند.
a selection or variety of food or drink, often of a particular type or from a certain region

غذا و نوشیدنی
کافه در غذاهای گیاهی تخصص دارد.
a fixed amount of something that is officially allowed to each person during a particular time, especially during a war or other period of shortage

جیره, سهم
در طول جنگ، خانوادهها مجبور بودند با جیرهبندی سخت زندگی کنند.
a meal bought from a restaurant or store to be eaten somewhere else

غذای بیرونبر
غذای بیرونبر در کمتر از 30 دقیقه مستقیماً به درب خانه ما تحویل داده شد.
a small meal that is usually eaten between the main meals or when there is not much time for cooking

میانوعده, غذای سبک
او برخی از تنقلات را در کشوی میز خود در محل کار نگه میدارد.
a large and formal meal for many people, often for a special event

ضیافت
ضیافت سالانه شرکت، دستاوردهای تیم در سال گذشته را با سخنرانیها، جوایز و یک شام مجلل جشن گرفت.
to cook food, usually in an oven, without any extra fat or liquid

پختن
او دوست دارد در تعطیلات آخر هفته نان را از ابتدا بپزد.
to grill food over fire, adding flavor with marinades or spices

کباب کردن
آنها برای پیک نیک حیاط خلوت، دنده های خوک و ذرت روی بلال را باربیکیو می کنند.
to cook food in very hot water

آبپز کردن
شما باید ماکارونی را بجوشانید تا آل دنته شود.
to cook in hot oil or fat

سرخ کردن
من ترجیح میدهم سیبزمینیهایم را سرخ کنم تا اینکه آنها را بپزم.
to cook food directly over or under high heat, typically on a metal tray

کبابپز کردن
او از کباب کردن سبزیجات روی باربیکیو در تابستان لذت میبرد.
to cook food, especially fish, in a small amount of boiling water or another liquid

آبپز کردن
دستور پخت پیشنهاد کرد که مرغ را در آبگوشت بپزید برای طعم بیشتر.
to cook something, especially meat, over a fire or in an oven for an extended period

بریان کردن, برشته کردن
او عاشق کباب کردن سبزیجات در فر با روغن زیتون و گیاهان معطر برای یک غذای جانبی خوشمزه است.
to mix an egg yolk with its egg whites and then cook it, usually with milk or butter

همزدن سفیده و زرده تخممرغ
آشپز با مهارت نشان داد که چگونه تخممرغ را هم بزند، با افزودن کره برای طعمی غنی و خوشمزه.
to cook using the steam of boiling water

بخارپز کردن
سرآشپز ترجیح میدهد ماهی را بخارپز کند تا اینکه سرخ کند تا عطر و طعم طبیعی آن حفظ شود.
to cook something at a low temperature in liquid in a closed container

آبپز کردن
او دوست دارد مرغ را با گوجهفرنگی و ادویه در یک فر هلندی خورشتی کند برای یک وعده غذایی مقوی.
to cook small pieces of meat or vegetables by constantly moving them around in very hot oil

تفت دادن و سرخ کردن (در روغن داغ)
او توفو و بوک چوی را در یک تابه با سس سویا تفت میدهد تا یک وعده غذایی سریع و سالم داشته باشد.
