قیدهای نتیجه و دیدگاه - قیدهای دامنه

این قیدها حوزه‌ای را مشخص می‌کنند که در آن یک عمل یا تصمیم قابل اعمال است، مانند "در سطح ملی"، "به صورت جهانی"، "به صورت منطقه‌ای" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای نتیجه و دیدگاه
universally [قید]
اجرا کردن

عموماً

Ex: The concept of time is universally measured in seconds , minutes , and hours .

مفهوم زمان به طور جهانی در ثانیه، دقیقه و ساعت اندازه‌گیری می‌شود.

globally [قید]
اجرا کردن

در سطح جهانی

Ex: Education initiatives aim to improve literacy rates globally .

ابتکارات آموزشی به دنبال بهبود نرخ سواد در سطح جهانی هستند.

worldwide [قید]
اجرا کردن

در سرتاسر جهان

Ex: The charity operates worldwide , providing aid to those in need .

خیریه در سراسر جهان فعالیت می‌کند و به نیازمندان کمک می‌رساند.

nationwide [قید]
اجرا کردن

در سطح ملی

Ex: The product launch will be promoted nationwide through various marketing channels .

راه‌اندازی محصول از طریق کانال‌های بازاریابی مختلف در سطح ملی تبلیغ خواهد شد.

nationally [قید]
اجرا کردن

ملی

Ex: The study 's findings have implications nationally for public health policies .

یافته‌های مطالعه تأثیرات در سطح ملی برای سیاست‌های بهداشت عمومی دارد.

اجرا کردن

در سطح بین‌المللی

Ex: The company expanded its operations internationally , opening branches in various countries .

شرکت عملیات خود را در سطح بین‌المللی گسترش داد و در کشورهای مختلف شعبه باز کرد.

statewide [قید]
اجرا کردن

در سطح ایالت

Ex: The policy changes were adopted statewide to address environmental concerns .

تغییرات سیاستی در سطح ایالت برای رسیدگی به نگرانی‌های زیست‌محیطی اتخاذ شد.

regionally [قید]
اجرا کردن

منطقه ای

Ex: The music festival attracts artists and audiences regionally .

جشنواره موسیقی هنرمندان و مخاطبان را به صورت منطقه‌ای جذب می‌کند.

locally [قید]
اجرا کردن

به‌طور محلی

Ex: The community event attracted attendees locally , fostering neighborhood connections .

رویداد جامعه، شرکت‌کنندگان را به صورت محلی جذب کرد و ارتباطات محله‌ای را تقویت کرد.

اجرا کردن

در سطح داخلی

Ex: Security measures were heightened domestically to address rising concerns about internal threats .

اقدامات امنیتی در سطح داخلی برای مقابله با نگرانی‌های فزاینده درباره تهدیدات داخلی افزایش یافت.

internally [قید]
اجرا کردن

از درون

Ex: The organization is addressing conflicts internally before involving external mediators .

سازمان در حال رسیدگی به تعارضات به صورت داخلی قبل از درگیر کردن میانجی‌گران خارجی است.

externally [قید]
اجرا کردن

بیرونی

Ex: The plant 's growth was influenced externally by exposure to sunlight and weather conditions .

رشد گیاه به صورت خارجی تحت تأثیر قرار گرفتن در معرض نور خورشید و شرایط آب و هوایی قرار گرفت.

topically [قید]
اجرا کردن

موضعی

Ex: The pharmacist recommended using the antibiotic eye drops topically to treat the bacterial infection .

داروساز استفاده از قطره‌های چشمی آنتی‌بیوتیک را موضعی برای درمان عفونت باکتریایی توصیه کرد.

herein [قید]
اجرا کردن

در اینجا

Ex:

نتیجه‌گیری‌های انجام شده در اینجا بر اساس تحقیقات و تحلیل‌های گسترده است.

therein [قید]
اجرا کردن

در آنجا

Ex: The report discusses the challenges and opportunities , providing insights therein .

این گزارش به بررسی چالش‌ها و فرصت‌ها می‌پردازد و بینش‌هایی در آن ارائه می‌دهد.

outwardly [قید]
اجرا کردن

ظاهری

Ex: The team maintained unity outwardly , even during challenging times , to present a cohesive image .

تیم حتی در زمان‌های چالش‌برانگیز نیز ظاهری وحدت را حفظ کرد تا تصویری منسجم ارائه دهد.

اجرا کردن

سطحی

Ex: The repair was done superficially , addressing only the visible damage .

تعمیر سطحی انجام شد، فقط به آسیب‌های قابل مشاهده پرداخت.

else [قید]
اجرا کردن

دیگر

Ex: She did n't want pizza , so we ordered something else for her

او پیتزا نمی‌خواست، بنابراین برایش چیز دیگری سفارش دادیم.

otherwise [قید]
اجرا کردن

جور دیگر

Ex: According to the company policy , all employees are entitled to paid leave unless stated otherwise .

بر اساس سیاست شرکت، همه کارمندان حق مرخصی با حقوق دارند مگر اینکه خلاف آن ذکر شده باشد.

instead [قید]
اجرا کردن

در عوض

Ex: We had to cancel our trip due to the weather , so we watched a movie instead .

ما مجبور شدیم سفرمان را به دلیل آب و هوا لغو کنیم، بنابراین به جای آن یک فیلم تماشا کردیم.