قیدهای نتیجه و دیدگاه - قیدهای حوزه
این قیدها حوزهای را مشخص میکنند که در آن یک عمل یا تصمیم قابل اعمال است، مانند "در سطح ملی"، "به صورت جهانی"، "به صورت منطقهای" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a way that is appropriate or accepted everywhere, by everyone, or in all cases

عموماً, بهطور گسترده
قانون گرانش به طور جهانی در زمین قابل اجرا است.
in a way that is related to the entire world

در سطح جهانی, در مقیاس جهانی
روندهای اقتصادی میتوانند بر بازارها در سطح جهانی تأثیر بگذارند و باعث اثرات موجی در سراسر جهان شوند.
in or to all parts of the world

در سرتاسر جهان
کنفرانس شرکتکنندگانی از سراسر جهان را جذب کرد.
in a manner involving the entire nation or country

در سطح ملی, در سراسر کشور
ابتکار آموزشی به دنبال بهبود نرخ سواد در سطح ملی است.
in a way that involves an entire nation

ملی, در سطح ملی
قانون جدید به صورت ملی اجرا خواهد شد و یکنواختی را در سراسر کشور تضمین میکند.
in a way that relates to multiple nations or the entire world

در سطح بینالمللی
این فیلم بینالمللی اکران شد و تنوع فرهنگی را به نمایش گذاشت.
in a way that involves an entire state

در سطح ایالت, در سراسر ایالت
مقررات جدید ترافیکی در سطح ایالت برای ایمنی بهتر جادهها اجرا خواهد شد.
in a way that relates to a specific area

منطقه ای, محلی
شرکت تلاشهای بازاریابی خود را به صورت منطقهای متمرکز میکند تا مصرفکنندگان محلی را هدف قرار دهد.
in a way that relates to a specific location or nearby area

بهطور محلی, در محل
بخش خبری مسائلی را برجسته کرد که بر ساکنان محلی تأثیر میگذارد.
in a manner that relates to a country's own government matters

در سطح داخلی, در سطح ملی
قانون جدید به صورت داخلی تدوین شد، با در نظر گرفتن نیازها و نگرانیهای جمعیت محلی.
in a way that is related to things happening or existing inside of a specific thing or being

از درون, از داخل، بهصورت داخلی
اشکال نرمافزاری شناسایی و به صورت داخلی توسط تیم توسعه رفع شد.
in a manner related to things happening or existing outside or beyond a particular thing or being

بیرونی, به صورت بیرونی
دادههای خارجی برای افزایش دقت یافتههای تحقیق مورد استفاده قرار گرفت.
directly onto a specific area of the body

موضعی
پس از ارزیابی سوختگی، پرستار به آرامی پماد تسکین دهنده را موضعی روی پوست سوخته مالید.
in this document, situation, place, etc.

در اینجا, در این صفحه، در این بخش
راه حل مشکل در اینجا توضیح داده شده است، دستورالعملهای گام به گام را ارائه میدهد.
in or into that place, time, situation, etc.

در آنجا, در آن
زیبایی نقاشی نه تنها در رنگها بلکه در احساسات ثبت شده در آن است.
in a manner referring to how things look or appear on the outside

ظاهری, از نظر بیرونی
شرکت به ظاهر از طریق روشهای دوستدار محیط زیست خود تعهد به پایداری را نشان میدهد.
with a focus only on the surface or outer appearance

سطحی
تحقیق اولیه فقط سطح را خراش داد، با مسئله سطحی برخورد کرد.
in addition to what is already mentioned or known

دیگر
من دنبال کلیدهایم میگردم. آیا آنها را جای دیگری دیدهای؟
