مقدماتی ۱ - مقدار و شدت

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مقدار و شدت، مانند "بیشتر"، "کمی" و "کاملا"، آماده شده برای دانش آموزان سطح ابتدایی را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مقدماتی ۱
most [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

بیشترین

Ex: In the survey , most participants expressed satisfaction with the product .

در نظرسنجی، اکثر شرکت‌کنندگان رضایت خود را از محصول ابراز کردند.

more [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

بیشتر

Ex: They 've promised to donate more food to the shelter .

آنها قول داده‌اند که بیشتر غذا به پناهگاه اهدا کنند.

more [قید]
اجرا کردن

تر (نشانه صفت تفضیلی)

Ex: He smiled more warmly when he saw his old friend .

وقتی دوست قدیمی خود را دید بیشتر گرم لبخند زد.

less [قید]
اجرا کردن

کمتر

Ex: The weather was less warm than yesterday .

هوا کمتر از دیروز گرم بود.

less [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

کمتر

Ex: There are less people at the park today .

امروز مردم کمتری در پارک هستند.

little [قید]
اجرا کردن

کم

Ex: The city has changed little over the years .

شهر در طول سال‌ها کم تغییر کرده است.

little [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

کمی

Ex: There is little room for error in this task .

در این کار کمی جای خطا وجود دارد.

too [قید]
اجرا کردن

بیش از حد

Ex: I 'm too tired to keep working tonight .

من خیلی خسته‌ام که امشب به کار کردن ادامه دهم.

really [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: That film was really funny .

آن فیلم واقعاً خیلی خنده‌دار بود.

third [صفت]
اجرا کردن

سوم

Ex: The third day of our trip was the most fun .

سومین روز سفر ما از همه سرگرم‌کننده‌تر بود.

completely [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: She was completely unaware of the time .

او کاملاً از زمان بی‌خبر بود.

so [قید]
اجرا کردن

آن قدر

Ex: He was so tired that he fell asleep immediately .

او آنقدر خسته بود که بلافاصله خوابش برد.

great [صفت]
اجرا کردن

بزرگ‌

Ex: Her great talent in music was evident from a young age .

استعداد بزرگ او در موسیقی از سنین پایین آشکار بود.

rest [اسم]
اجرا کردن

باقی‌مانده

Ex: The teacher divided the candy among the students and kept the rest for herself .

معلم آب نبات را بین دانش‌آموزان تقسیم کرد و بقیه را برای خودش نگه داشت.