مقدماتی ۱ - مواد و مفاهیم

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مواد و مفاهیم، مانند "سنگ"، "ابزار" و "مثال" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مقدماتی ۱
silver [اسم]
اجرا کردن

نقره

Ex:

سرویس چای عتیقه از نقره استرلینگ ساخته شده بود.

stone [اسم]
اجرا کردن

سنگ

Ex: The pathway in the garden was paved with smooth stones .

مسیر در باغ با سنگ‌های صاف فرش شده بود.

example [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: This aspect stands out as a notable example .

این جنبه به عنوان یک مثال قابل توجه برجسته می‌شود.

tool [اسم]
اجرا کردن

ابزار

Ex: A paintbrush is an essential tool for applying paint to surfaces .

قلم مو یک ابزار ضروری برای اعمال رنگ روی سطوح است.

fact [اسم]
اجرا کردن

حقیقت

Ex: The scientist presented evidence to support the fact of climate change .

دانشمند شواهدی را برای حمایت از واقعیت تغییرات آب و هوایی ارائه داد.

technology [اسم]
اجرا کردن

فناوری

Ex: The impact of technology on daily life is undeniable .

تأثیر فناوری بر زندگی روزمره انکارناپذیر است.

sound [اسم]
اجرا کردن

صدا

Ex: The sound of footsteps echoed through the empty hallway .

صدای قدم‌ها در راهروی خالی طنین انداز شد.

laboratory [اسم]
اجرا کردن

آزمایشگاه

Ex: Environmental scientists monitor water quality in their laboratory to assess pollution levels .

دانشمندان محیط زیست کیفیت آب را در آزمایشگاه خود نظارت می‌کنند تا سطح آلودگی را ارزیابی کنند.

surprise [اسم]
اجرا کردن

غافلگیری

Ex: The discovery of a hidden treasure in the attic was met with disbelief and surprise .

کشف یک گنج پنهان در اتاق زیر شیروانی با ناباوری و تعجب روبرو شد.

wooden [صفت]
اجرا کردن

چوبی

Ex: He carved a wooden sculpture from a large piece of oak , showcasing his talent as a woodworker .

او یک مجسمه چوبی را از یک تکه بزرگ بلوط تراشید، که استعدادش به عنوان یک نجار را نشان می‌داد.

plastic [اسم]
اجرا کردن

پلاستیک

Ex: The artist sculpted a beautiful statue out of plastic .

هنرمند مجسمه‌ای زیبا از پلاستیک تراشید.

gold [اسم]
اجرا کردن

طلا

Ex: The crown jewels of the monarch are encrusted with diamonds and set in gold .

جواهرات تاج پادشاه با الماس تزئین شده و در طلا قرار گرفته‌اند.