پر
ظرف نگهداری پر از لباسها و وسایل قدیمی بود.
در اینجا شما برخی از صفات کیفی انگلیسی مانند "پر"، "سخت" و "عمیق" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پر
ظرف نگهداری پر از لباسها و وسایل قدیمی بود.
خالی
چمدان خالی در گوشه نشسته بود، منتظر بود تا با لباسهای سفر پر شود.
ساده
حل پازل ساده بود؛ فقط نیاز به تفکر منطقی و مشاهده داشت.
سخت
انجام جراحی سخت است و به مهارتهای دقیق و سالها آموزش پزشکی نیاز دارد.
دور
یک فانوس دریایی انتهای دور ساحل سنگی را نشان میداد.
آزاد
تقویم خالی روی تلفنش نشاندهنده فرصتی نادر برای داشتن یک روز آزاد بدون قرار ملاقات یا تعهدات بود.
تنبل
او فرصتهای پیشرفت در کار را از دست داد زیرا برای دنبال کردن آموزشها یا گواهینامههای اضافی خیلی تنبل بود.
سختکوش
کشاورز سختکوش بیوقفه از محصولات خود مراقبت کرد و برداشت فراوانی را تضمین کرد.
راحت (لباس و ...)
بعد از یک روز طولانی، دوست دارم به پیژامههای راحت تغییر لباس بدهم.
خاص
آنها اتاق را با بادکنکها تزئین کردند تا ویژه به نظر برسد.
عمیق
دره عمیق بود، با دیوارههای بلندی که به نظر میرسید بیپایان کشیده شدهاند.
نرم
او بافت نرم پلیور کشمیر را دوست داشت.