سوار شدن (هر وسیله نقلیه)
اگر میخواهیم به موقع به فیلم برسیم، باید سوار ماشین شویم.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سفر و گردشگری، مانند "راهنما"، "پرواز" و "بازدید از جاذبه های گردشگری" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
سوار شدن (هر وسیله نقلیه)
اگر میخواهیم به موقع به فیلم برسیم، باید سوار ماشین شویم.
منطقه
منطقه جنگلی زیستگاه بسیاری از گونههای حیات وحش است.
عبور کردن
او در سفرهای ماجراجویانه خود چندین بار این بیابان را عبور کرده است.
گردشگری
ما به یک تور راهنما پیوستیم تا بیشتر درباره حیات وحش پارک ملی یاد بگیریم.
گردشگر
گردشگر از هنر محلی نمایش داده شده در فضاهای عمومی شهر قدردانی کرد.
تماشای اماکن دیدنی
آژانس مسافرتی یک تور گردشگری از محبوبترین نقاط دیدنی شهر ترتیب داد.
راهنما (گردشگری)
راهنما در گالری هنری تفسیرهای بینشآمیزی درباره آثار هنری ارائه داد.
مسافر
مسافر بازار محلی را برای سوغاتی جستجو کرد.
پرواز
او پرواز خود را از دست داد و مجبور شد یکی دیگر رزرو کند.
صندلی
او خوششانس بود که یک صندلی در قطار شلوغ پیدا کرد.
رزرو کردن
آنها تصمیم گرفتند برای شام سالگردشان در رستوران مورد علاقهشان یک میز رزرو کنند.
سوار شدن
من هر روز با مترو به مدرسه میروم.
سوار شدن (وسایل نقلیه)
آنها اتوبوس آخر شب را برای بازگشت به هتلشان گرفتند.
جا ماندن (از قطار، هواپیما و غیره)
او زیاد خوابید و اتوبوس صبحگاهی خود را برای رفتن به کار از دست داد.
استقبال کردن
راهنمای تور از گردشگران در لابی هتل استقبال کرد.