مقدماتی ۱ - افعال عبارتی حرکت

در اینجا شما برخی از افعال عبارتی حرکت در انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "بیرون رفتن"، "گذاشتن"، و "آمدن"، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مقدماتی ۱
to go in [فعل]
اجرا کردن

وارد شدن

Ex: It 's quite chilly outside ; why do n't you go in and warm up by the fireplace ?

بیرون کاملاً سرد است؛ چرا داخل نمی‌روی و کنار شومینه گرم نمی‌شوی؟

to go out [فعل]
اجرا کردن

بیرون رفتن

Ex: They often go out on weekends to explore new restaurants .

آن‌ها اغلب آخر هفته‌ها بیرون می‌روند تا رستوران‌های جدید را کشف کنند.

to get out [فعل]
اجرا کردن

بیرون رفتن

Ex:

وقت آن است که از دفتر خارج شوید؛ روز کاری به پایان رسیده است.

to go up [فعل]
اجرا کردن

بالا رفتن

Ex: The rocket will go up into space tomorrow morning .

موشک فردا صبح به فضا پرواز خواهد کرد.

to go down [فعل]
اجرا کردن

پایین رفتن

Ex:

کوهنوردان مجبور بودند با دقت از شیب تند کوه پایین بروند.

to put down [فعل]
اجرا کردن

زمین گذاشتن

Ex: Please put down your backpack before you hurt yourself .

لطفاً قبل از اینکه به خودتان آسیب بزنید، کوله‌پشتی‌تان را بگذارید زمین.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The kids have to pick up their toys before bedtime .

بچه‌ها باید قبل از خواب اسباب‌بازی‌هایشان را بردارند.

to come in [فعل]
اجرا کردن

وارد شدن

Ex: The coach told the substitute player to come in .

مربی به بازیکن ذخیره گفت وارد شود.

to get up [فعل]
اجرا کردن

بلند شدن

Ex: The athlete got up quickly after taking a fall during the race .

ورزشکار پس از زمین خوردن در مسابقه سریع بلند شد.

اجرا کردن

بیرون انداختن

Ex:

ما باید این جعبه‌ها را دور بیندازیم، آنها فضای زیادی را اشغال کرده‌اند.

اجرا کردن

به اطراف نگاه کردن

Ex: The lost dog looked around for its owner , feeling anxious and disoriented .

سگ گمشده به اطراف نگاه کرد تا صاحبش را پیدا کند، احساس اضطراب و سردرگمی می‌کرد.

اجرا کردن

چرخیدن

Ex:

او مجبور شد بچرخد و به خانه برگردد زیرا کیف پولش را فراموش کرده بود.

to get back [فعل]
اجرا کردن

برگشتن

Ex:

او برای بازگشت به زادگاهش برای گردهمایی خانواده هیجان زده بود.