کتابفروشی
در میان کافهها و بوتیکها، کتابفروشی با فضای دنج و قفسههای پر از ادبیات برای تمام سلیقهها، همراه با انتخاب مناسبی از ملزومات نوشتافزار، به استقبال میآید.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مکانهای اطراف شهر، مانند "کتابفروشی"، "بازار" و "کتابخانه" را یاد خواهید گرفت، که برای دانشآموزان سطح ابتدایی آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کتابفروشی
در میان کافهها و بوتیکها، کتابفروشی با فضای دنج و قفسههای پر از ادبیات برای تمام سلیقهها، همراه با انتخاب مناسبی از ملزومات نوشتافزار، به استقبال میآید.
میدان
شما باید هنگام رسیدن به میدان، خروجی دوم را بگیرید.
روستا
والدین من یک خانه مزرعه زیبا در روستا دارند که در آن سبزیجات خود را پرورش می دهند.
جایگاه سوخت
آنها ماشین خود را در پمپ بنزین در حالی که سوخت گیری میکردند شستند.
اداره پلیس
او یک کیف پول گم شده پیدا کرد و آن را به بخش اشیای گمشده کلانتری تحویل داد.
زندان
آنها برنامههای توانبخشی را برای کمک به زندانیان در بازگشت به جامعه پس از آزادی از زندان اجرا کردند.
بازار
بازار ماهی با فعالیت شلوغ بود در حالی که ماهیگیران صید روز خود را تخلیه میکردند.
کتابخانه
دیروز کتابهایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.
کلیسا
پنجرههای شیشهرنگی در کلیسا صحنههایی از کتاب مقدس را به تصویر میکشید.
پل
آنها از روی پل رد شدند تا از شهر همسایه دیدن کنند.
میدان
او روی نیمکتی در میدان نشست و کتابی خواند.