مقدماتی ۱ - مکان‌های اطراف شهر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مکان‌های اطراف شهر، مانند "کتابفروشی"، "بازار" و "کتابخانه" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش‌آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مقدماتی ۱
bookstore [اسم]
اجرا کردن

کتاب‌فروشی

Ex: Nestled among the cafes and boutiques , the bookstore beckons with its cozy atmosphere and shelves stocked with literature for all tastes , complemented by a curated selection of stationery essentials .

در میان کافه‌ها و بوتیک‌ها، کتابفروشی با فضای دنج و قفسه‌های پر از ادبیات برای تمام سلیقه‌ها، همراه با انتخاب مناسبی از ملزومات نوشت‌افزار، به استقبال می‌آید.

اجرا کردن

میدان

Ex: You will need to take the second exit when you reach the traffic circle .

شما باید هنگام رسیدن به میدان، خروجی دوم را بگیرید.

the country [اسم]
اجرا کردن

روستا

Ex: My parents have a beautiful farmhouse in the country where they grow their own vegetables .

والدین من یک خانه مزرعه زیبا در روستا دارند که در آن سبزیجات خود را پرورش می دهند.

gas station [اسم]
اجرا کردن

جایگاه سوخت

Ex: They had their car washed at the gas station while refueling .

آنها ماشین خود را در پمپ بنزین در حالی که سوخت گیری می‌کردند شستند.

اجرا کردن

اداره پلیس

Ex: He found a lost wallet and turned it in to the police station 's lost and found department .

او یک کیف پول گم شده پیدا کرد و آن را به بخش اشیای گمشده کلانتری تحویل داد.

prison [اسم]
اجرا کردن

زندان

Ex: They implemented rehabilitation programs to help inmates reintegrate into society after their release from prison .

آنها برنامه‌های توانبخشی را برای کمک به زندانیان در بازگشت به جامعه پس از آزادی از زندان اجرا کردند.

market [اسم]
اجرا کردن

بازار

Ex: The fish market was bustling with activity as fishermen unloaded their catch of the day .

بازار ماهی با فعالیت شلوغ بود در حالی که ماهیگیران صید روز خود را تخلیه می‌کردند.

library [اسم]
اجرا کردن

کتابخانه

Ex: I returned the books I borrowed to the library yesterday .

دیروز کتاب‌هایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.

church [اسم]
اجرا کردن

کلیسا

Ex: The stained glass windows in the church depicted scenes from the Bible .

پنجره‌های شیشه‌رنگی در کلیسا صحنه‌هایی از کتاب مقدس را به تصویر می‌کشید.

traffic [اسم]
اجرا کردن

عبورومرور

Ex:

ترافیک عابران پیاده در اطراف مرکز خرید در تعطیلات آخر هفته شلوغ بود.

bridge [اسم]
اجرا کردن

پل

Ex: They drove across the bridge to visit the neighboring town .

آنها از روی پل رد شدند تا از شهر همسایه دیدن کنند.

square [اسم]
اجرا کردن

میدان

Ex: He sat on a bench in the square and read a book .

او روی نیمکتی در میدان نشست و کتابی خواند.