علوم انسانی ACT - بیقاعدگی و غیرمنطقی بودن
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بی نظمی و غیرمنطقی را یاد خواهید گرفت، مانند "پراکنده"، "پوچ"، "شانس"، و غیره که به شما کمک می کند ACT خود را با موفقیت پشت سر بگذارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a feature that sets something or someone apart

ویژگی, عجیب بودن
خانه دارای بسیاری از ویژگیهای عجیب و غریب بود، از جمله یک در مخفی که پشت یک قفسه کتاب پنهان شده بود.
the quality of being noticeably new or different

تازگی, اصالت
تازگی کتاب او در ساختار روایی منحصر به فرد آن نهفته است.
a surprising piece of good luck

یک بخت بلند, یک شانس غیرمنتظره
پیروزی تیم یک اتفاق خوشیمن بود، که همه را متعجب کرد.
happening unexpectedly and without deliberate planning or foresight

تصادفی, همزمان
این واقعیت که او همان کتابی را که من از کتابخانه انتخاب کردم، کاملاً تصادفی بود؛ ما سلیقههای متفاوتی در ادبیات داریم.
exciting or beautiful because of having qualities that are very unusual or different

منحصربهفرد, خاص
تاتوهای عجیب و غریب او داستانهایی از سرزمینهای دور را روایت میکردند.
curiously distinct, unique, or unusual

عجیب و جالب, عجیب و غریب ، منحصربهفرد
حس طنز عجیب او اغلب مردم را با هوش خاصش غافلگیر میکند.
slightly strange in behavior, appearance, or ideas

غیر عادی, عجیب و غریب
این هنرمند به دلیل رویکرد عجیب و غریب خود در نقاشی شناخته شده بود.
occurring unexpectedly or without prior planning

تصادفی, غیرعمدی
ریزش کاملاً تصادفی بود، زیرا بطری توسط باد واژگون شده بود.
occurring from time to time, in an irregular manner

تکوتوک, پراکنده، انفرادی
شیوع پراکنده خشونت در منطقه گزارش شده است.
departing from established customs, norms, or expectations

متفاوت (نسبت به آداب و رسوم یا هنجارها)
دانشمندان الگوهای منحرف در نتایج آزمایش را مطالعه کردند.
differing from what is usual, expected, or standard

غیر معمول, نامتعارف
رفتار غیرمعمول او نگرانیهایی در میان دوستانش ایجاد کرد.
possessing a quality that is noticeable and different

متمایز, مشخص
سبک نوشتاری متمایز او مقاله را برجسته کرد.
recently invented or introduced, often implying novelty over practicality

تازه اختراع شده, مدرن
کشاورز پیر نسبت به تکنیکهای کشاورزی نوین پیشنهادی توسط متخصصان جوان شک داشت.
strange or unexpected in appearance, style, or behavior

عجیبغریب, غیر عادی
رفتار عجیب مردی که اصرار داشت برای کار لباس مرغ بپوشد، ابروهای همکارانش را بالا برد.
never having existed or happened before

بیسابقه, بینظیر
دولت برای کنترل بحران اقداماتی بیسابقه انجام داد.
unmatched in comparison to others

بینظیر
فداکاری و کار سخت تیم منجر به موفقیتی بینظیر در صنعت شد.
having characteristics that are unique to an individual or group

منحصربهفرد
رویکرد خاص تیم در حل مسئله اغلب به راهحلهای نوآورانهای منجر شد که رقبایشان را متعجب کرد.
happening at irregular intervals

نادر, کمیاب
سرویس اتوبوس کمتواتر رفت و آمد را دشوار میکرد.
different from what is usual or expected

غیرطبیعی
اندازه غیرعادی ریشههای درخت، کاشتن درختچههای مجاور را دشوار کرد.
in a manner that is unlikely to happen or occur

به شکلی غیرمحتمل, به روشی نامحتمل
برنده شدن در قرعهکشی به دلیل تعداد زیاد شرکتکنندگان به شدت غیرمحتمل است.
not on a regular basis

گاهی اوقات, گاه و بیگاه
او گاهی اوقات سفرهای جاده ای خودجوش انجام میدهد.
not based on reason or logic

نامعقول, غیرمنطقی، غیرعقلانی
طرح آنها برای حل مشکل غیرمنطقی به نظر میرسید، زیرا عوامل کلیدی و پیامدهای بالقوه را نادیده میگرفت.
having no basis in fact or reality, making something unreliable or untrue

بیاساس, بیپایه، بیاصل
اتهامات علیه او بیاساس و بدون پایه بود، زیرا هیچ مدرکی برای حمایت از آنها وجود نداشت.
so unreasonable or illogical that it provokes disbelief or laughter

بیمعنی, مضحک
این تصور که گربهها میتوانند پرواز کنند کاملاً پوچ است.
strangely unbelievable or bizarre

خیالی, غیر واقعی
او داستانی فانتاستیک درباره ملاقات با موجودات فضایی در راه رفتن به کار تعریف کرد.
beyond what is explainable by natural laws, often attributed to divine or mystical forces

ماوراء الطبیعه, فراطبیعی
گفته میشد که شهر توسط موجودات ماوراءالطبیعه تسخیر شده است که تنها تعداد کمی آنها را دیدهاند.
so absurd or ridiculous that it provokes laughter

خنده دار, مسخره
ایده پنگوئنی که کلاه بر سر دارد برای بچهها خندهدار بود.
extremely silly and deserving to be laughed at

مسخره, مضحک
قیمت مسخره برای یک فنجان قهوه من را شوکه کرد.
too unlikely to believe or imagine

باورنکردنی, غیرممکن
این ایده که آنها میتوانستند کل پروژه را در یک هفته تمام کنند، بدون منابع مناسب غیرقابل تصور بود.
absurd and contrary to common sense

مضحک, نامعقول، مهمل، مسخره
باور کردن اینکه قوانین شامل حال او نمیشوند مسخره بود.
unconventional or strange in a way that is striking or shocking

عجیبوغریب
جوکهای عجیب و غریب کمدین، که مرزهای طنز را جابجا میکند، هم خنده و هم ناراحتی از مخاطبان برانگیخت.
beyond the scope of normal scientific understanding or explanation

ماوراء الطبیعه, غیرعادی
بسیاری از مردم ادعا میکنند که شاهد پدیدههای فراطبیعی، مانند رویت اشباح یا ملاقات با یوفوها بودهاند.
contradictory to the expectations that are formed on common sense or intuition

بر خلاف عقل سلیم
تصمیم او برای کاهش نیرو در دوران رونق به نظر غیر شهودی میرسید.
not based on reason but on chance or personal impulse, which is often unfair

سلیقهای, اللهبختکی، دیمی، بیحسابوکتاب ، دلبخواه
او احساس کرد که فرآیند انتخاب دلخواه بود و صلاحیت های او را منعکس نمی کرد.
related to an artistic style that emphasizes the bizarre, dreamlike, or irrational, often blending reality with fantasy in unexpected ways

سورئال, فراواقعگرا
عکاسی سورئال صحنههای غیرمعمول و رویاگونهای را ثبت میکند که درک از واقعیت را به چالش میکشند.
unreasonable or exaggerated to the point of being ridiculous

مضحک, چرند، مزخرف، خندهآور
ادعای مسخره او برای برنده شدن در قرعهکشی هر هفته با شک و تردید مواجه شد.
the intentional deviation from what is considered right or good

انحراف, کجروی
انحراف مجرم او را به ارتکاب جرم بدون دلیل واضحی سوق داد.
a logically contradictory statement that might actually be true

پارادوکس
مفهوم سفر در زمان یک پارادوکس ایجاد میکند، زیرا سوالاتی درباره علیت و امکان تغییر گذشته مطرح میکند.
