علوم انسانی ACT - بی نظمی و غیرمنطقی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بی نظمی و غیرمنطقی را یاد خواهید گرفت، مانند "پراکنده"، "پوچ"، "شانس"، و غیره که به شما کمک می کند ACT خود را با موفقیت پشت سر بگذارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم انسانی ACT
peculiarity [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The local dialect had several peculiarities that puzzled visitors from other regions .

گویش محلی چندین ویژگی داشت که بازدیدکنندگان از مناطق دیگر را متحیر می‌کرد.

novelty [اسم]
اجرا کردن

تازگی

Ex: She always seeks novelty in her travels , visiting places off the beaten path .

او همیشه در سفرهایش به دنبال تازگی است، از مکان‌های ناشناخته دیدن می‌کند.

fluke [اسم]
اجرا کردن

یک بخت بلند

Ex: Finding the rare coin in the attic was a fluke .

پیدا کردن سکه نادر در اتاق زیر شیروانی یک شانس بود.

اجرا کردن

تصادفی

Ex: The fact that we both ordered the same dish for lunch was coincidental ; we did n't discuss our choices beforehand .

این واقعیت که ما هر دو برای ناهار همان غذا را سفارش دادیم تصادفی بود؛ ما انتخاب‌های خود را از قبل بحث نکرده بودیم.

exotic [صفت]
اجرا کردن

منحصربه‌فرد

Ex: She wore an exotic dress with bold , intricate patterns .

او یک لباس عجیب و غریب با طرح‌های جسورانه و پیچیده پوشید.

quaint [صفت]
اجرا کردن

عجیب و جالب

Ex:

عمارت قدیمی یک فضای عجیب و غریب داشت، با آثار عجیب و غریبی که در هر اتاق پراکنده بود.

eccentric [صفت]
اجرا کردن

غیر عادی

Ex: The eccentric billionaire spent his fortune on bizarre inventions .

میلیاردر عجیب و غریب ثروت خود را صرف اختراعات عجیب و غریب کرد.

accidental [صفت]
اجرا کردن

تصادفی

Ex: The fire was accidental , caused by faulty wiring in the old building .

آتش‌سوزی تصادفی بود، ناشی از سیم‌کشی معیوب در ساختمان قدیمی.

sporadic [صفت]
اجرا کردن

تک‌وتوک

Ex: The sporadic nature of her migraines made it challenging to predict when they would occur .

طبیعت پراکنده میگرن‌هایش پیش‌بینی زمان وقوع آن‌ها را دشوار می‌کرد.

deviant [صفت]
اجرا کردن

متفاوت (نسبت به آداب و رسوم یا هنجارها)

Ex: The artist 's deviant approach to sculpture challenged traditional forms , pushing the boundaries of contemporary art .

رویکرد منحرف هنرمند به مجسمه‌سازی، فرم‌های سنتی را به چالش کشید و مرزهای هنر معاصر را گسترش داد.

atypical [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: The atypical design of the building caught everyone 's attention .

طراحی غیرمعمول ساختمان توجه همه را جلب کرد.

distinctive [صفت]
اجرا کردن

متمایز

Ex: Her distinctive laugh could be heard from across the room , making her easily recognizable in a crowd .

خنده متمایز او از آن سوی اتاق شنیده می‌شد، که او را در جمع به راحتی قابل تشخیص می‌کرد.

newfangled [صفت]
اجرا کردن

تازه اختراع شده

Ex:

بسیاری از مردم در پذیرفتن ایده‌های نوظهور تردید دارند تا زمانی که ارزش خود را ثابت کنند.

bizarre [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌غریب

Ex: The bizarre sight of a cow wandering through the city streets left residents scratching their heads .

منظره عجیب یک گاو که در خیابان‌های شهر پرسه می‌زد، ساکنان را متحیر کرد.

اجرا کردن

بی‌سابقه

Ex: The pandemic caused an unprecedented disruption to global travel and commerce .

همه‌گیری باعث اختلال بی‌سابقه در سفر و تجارت جهانی شد.

اجرا کردن

بی‌نظیر

Ex: The technology company 's groundbreaking invention offered unparalleled efficiency and performance .

اختراع پیشگامانه شرکت فناوری، کارایی و عملکردی بی‌نظیر ارائه داد.

اجرا کردن

منحصربه‌فرد

Ex: His idiosyncratic way of laughing , with a snort at the end , always brought smiles to those around him .

روش منحصر به فرد او در خندیدن، با یک خرناس در پایان، همیشه لبخند را به اطرافیانش می‌آورد.

infrequent [صفت]
اجرا کردن

نادر

Ex:

بارش‌های برف کم‌تکرار در منطقه ساکنان را متعجب کرد.

abnormal [صفت]
اجرا کردن

غیرطبیعی

Ex: The abnormal behavior of the animal raised concerns among the researchers .

رفتار غیرعادی حیوان نگرانی‌هایی را در میان محققان ایجاد کرد.

improbably [قید]
اجرا کردن

به شکلی غیرمحتمل

Ex: Her proposal was met with an improbably high level of skepticism from the team .

پیشنهاد او با سطح باورنکردنی بالایی از شک و تردید از سوی تیم مواجه شد.

اجرا کردن

گاهی اوقات

Ex: They occasionally attend live performances .

آنها گاه به گاه در اجراهای زنده شرکت می‌کنند.

irrational [صفت]
اجرا کردن

نامعقول

Ex: The irrational behavior of the group led to chaos .

رفتار غیرمنطقی گروه به هرج و مرج منجر شد.

unfounded [صفت]
اجرا کردن

بی‌اساس

Ex: The doctor reassured the patient that their worries about a serious illness were unfounded , as the symptoms were likely benign .

پزشک به بیمار اطمینان داد که نگرانی‌هایش در مورد یک بیماری جدی بی‌اساس بوده است، زیرا علائم احتمالاً خوش‌خیم بودند.

absurd [صفت]
اجرا کردن

بی‌معنی

Ex: The comedian 's jokes were so absurd that they had the audience in stitches .

شوخی‌های کمدین آنقدر پوچ بود که تماشاگران را به خنده انداخت.

fantastical [صفت]
اجرا کردن

خیالی

Ex: Her dress , with its bright colors and feathers , was fantastical and eye-catching .

لباس او، با رنگ‌های روشن و پرها، خیالی و جلب‌کننده‌ی توجه بود.

اجرا کردن

ماوراء الطبیعه

Ex: The supernatural events depicted in the movie , such as ghosts and spirits , added an eerie and mysterious atmosphere .

رویدادهای ماوراءالطبیعه به تصویر کشیده شده در فیلم، مانند اشباح و ارواح، فضایی ترسناک و مرموز اضافه کردند.

laughable [صفت]
اجرا کردن

خنده دار

Ex: The play 's exaggerated characters and situations made it laughable and entertaining .

شخصیت‌ها و موقعیت‌های اغراق‌آمیز نمایش آن را خنده‌دار و سرگرم‌کننده کرد.

ridiculous [صفت]
اجرا کردن

مسخره

Ex: The idea of teaching fish to ride bicycles is simply ridiculous .

ایده آموزش دوچرخه‌سواری به ماهی‌ها کاملاً مسخره است.

اجرا کردن

باورنکردنی

Ex: It was inconceivable to think that such a young child could solve such a complex puzzle .

فکر کردن به اینکه یک کودک خردسال بتواند چنین پازل پیچیده‌ای را حل کند غیرقابل تصور بود.

اجرا کردن

مضحک

Ex: The idea that elephants can fly is preposterous and defies all known laws of physics .

این ایده که فیل‌ها می‌توانند پرواز کنند پوچ است و تمام قوانین شناخته‌شده فیزیک را نقض می‌کند.

outlandish [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌وغریب

Ex: The outlandish architectural design , resembling a futuristic spaceship , sparked debate and controversy in the local community .

طراحی معماری عجیب و غریب، که شبیه به یک سفینه فضایی آینده‌نگر است، بحث و جدال در جامعه محلی برانگیخت.

paranormal [صفت]
اجرا کردن

ماوراء الطبیعه

Ex: The house was known for its paranormal reputation , with numerous reports of ghostly apparitions and poltergeist activity .

این خانه به دلیل شهرت ماوراءالطبیعه خود شناخته شده بود، با گزارش‌های متعدد از ظهور ارواح و فعالیت پولترگایست.

اجرا کردن

بر خلاف عقل سلیم

Ex: The solution to the problem was counterintuitive but effective .

راه‌حل مسئله خلاف‌آمد اما مؤثر بود.

arbitrary [صفت]
اجرا کردن

سلیقه‌ای

Ex: The judge 's ruling was criticized for being arbitrary and lacking legal precedent .

حکم قاضی به دلیل دلخواه بودن و فقدان سابقه قانونی مورد انتقاد قرار گرفت.

surreal [صفت]
اجرا کردن

سورئال

Ex: Surreal art often challenges the viewer ’s understanding of reality by combining the everyday with the fantastical .

هنر سوررئال اغلب درک بیننده از واقعیت را با ترکیب روزمره با خیال‌انگیز به چالش می‌کشد.

ludicrous [صفت]
اجرا کردن

مضحک

Ex: The idea of a flying pig delivering mail seemed ludicrous to the townsfolk .

ایده یک خوک پرنده که نامه‌ها را تحویل می‌دهد برای مردم شهر مسخره به نظر می‌رسید.

perversity [اسم]
اجرا کردن

انحراف

Ex: Her perversity in rejecting help from others resulted in her isolation .

انحراف او در رد کمک دیگران منجر به انزوايش شد.

paradox [اسم]
اجرا کردن

پارادوکس

Ex: The concept of " less is more " is a common paradox in minimalist design .

مفهوم "کمتر بیشتر است" یک پارادوکس رایج در طراحی مینیمالیستی است.