علوم انسانی ACT - ادبیات و فرهنگ

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ادبیات و فرهنگ، مانند "elegy"، "satirical"، "memoir" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما در قبولی در آزمون های ACT کمک می کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم انسانی ACT
stanza [اسم]
اجرا کردن

بند (شعر)

Ex: The poet wrote a lengthy stanza to elaborate on the central idea .

شاعر برای توضیح ایده مرکزی یک بند طولانی نوشت.

sonnet [اسم]
اجرا کردن

قطعه شعر 14 سطری

Ex: His original sonnet explored themes of love and nature in elegant verse .

سونات اصلی او مضامین عشق و طبیعت را در اشعار زیبا کاوش کرد.

prose [اسم]
اجرا کردن

نثر

Ex: While poetry often relies on rhyme and meter , prose allows for more freedom in sentence structure and narrative flow .

در حالی که شعر اغلب به قافیه و وزن متکی است، نثر اجازه آزادی بیشتری در ساختار جمله و جریان روایت می‌دهد.

ballad [اسم]
اجرا کردن

تصنیف

Ex: Ballads often include elements of folklore and mythology , capturing the imagination of listeners .

بالادها اغلب شامل عناصر فولکلور و اساطیر می‌شوند، که تخیل شنوندگان را به خود جلب می‌کنند.

اجرا کردن

جان‌بخشی

Ex: She taught her students how personification enhances imagery in writing .

او به دانش‌آموزانش آموخت که چگونه شخصیت‌پردازی تصاویر را در نوشتن بهبود می‌بخشد.

allusion [اسم]
اجرا کردن

تلمیح

Ex: The movie was filled with allusions to classic films , creating a rich tapestry of references for cinema buffs to enjoy .

فیلم پر بود از اشارات به فیلم‌های کلاسیک، که یک تابلوی غنی از ارجاعات را برای دوستداران سینما ایجاد کرد تا لذت ببرند.

pun [اسم]
اجرا کردن

جناس (آرایه ادبی)

Ex: He loves making puns and always finds a way to work them into conversation .

او عاشق بازی با کلمات است و همیشه راهی برای گنجاندن آنها در مکالمه پیدا می‌کند.

metaphor [اسم]
اجرا کردن

استعاره

Ex: In her poem , the author uses a metaphor to compare love to a blooming flower .
simile [اسم]
اجرا کردن

تشبیه

Ex: The simile " like a fish out of water " captures the protagonist 's sense of displacement and discomfort in unfamiliar surroundings .

تشبیه "مثل ماهی بیرون از آب" احساس جابجایی و ناراحتی شخصیت اصلی در محیط های ناآشنا را به تصویر می کشد.

irony [اسم]
اجرا کردن

وارونه‌گویی

Ex: The comedian ’s irony added humor to his harsh social commentary .

طنز کمدین به تفسیر اجتماعی تند او طنز اضافه کرد.

اجرا کردن

خودزندگی‌نامه

Ex: Many celebrities publish an autobiography to give fans insight into their private lives .

بسیاری از افراد مشهور یک زندگینامه خودنوشت منتشر می‌کنند تا به طرفدارانشان بینشی از زندگی خصوصی خود بدهند.

اجرا کردن

رمان گرافیکی

Ex: I enjoy graphic novels because they combine both art and literature .

من از رمان‌های گرافیکی لذت می‌برم چون هم هنر و هم ادبیات را ترکیب می‌کنند.

anthology [اسم]
اجرا کردن

مجموعه

Ex: The anthology of essays provided insightful perspectives on contemporary issues .

گلچین مقاله‌ها دیدگاه‌های بینشی در مورد مسائل معاصر ارائه داد.

satirical [صفت]
اجرا کردن

هجوآمیز

Ex: A satirical comedy mocked corporate greed .

یک کمدی هجوآمیز طمع شرکت‌ها را مسخره کرد.

اجرا کردن

حرف ندا (دستورزبان)

Ex: Students were asked to identify examples of interjection in the passage they were reading .

از دانش‌آموزان خواسته شد تا نمونه‌هایی از حرف ندا را در متنی که می‌خواندند شناسایی کنند.

tone [اسم]
اجرا کردن

لحن

Ex: She adjusted her tone to calm the audience .
canon [اسم]
اجرا کردن

مجموعه آثار (مذهب)

Ex: Darwin 's " On the Origin of Species " is a seminal work in the scientific canon of evolutionary biology .

"منشاء گونه‌ها" داروین یک اثر بنیادین در کانون علمی زیست‌شناسی تکاملی است.

protagonist [اسم]
اجرا کردن

قهرمان داستان

Ex: As the story unfolds , the protagonist undergoes a transformative journey , evolving from a reluctant hero into a symbol of hope and resilience .

همانطور که داستان پیش می‌رود، شخصیت اصلی یک سفر دگرگون‌کننده را تجربه می‌کند، از یک قهرمان بی‌میل به نمادی از امید و تاب‌آوری تبدیل می‌شود.

heroine [اسم]
اجرا کردن

قهرمان زن

Ex: The heroine of the play is a strong and determined woman .

قهرمان زن نمایش زنی قوی و مصمم است.

اجرا کردن

بیش از حد احساسی یا اغراق‌آمیز

Ex: The politician 's speech was criticized for its melodramatic appeal , using emotional rhetoric to sway public opinion .

سخنرانی سیاستمدار به دلیل جذابیت ملودراماتیک آن مورد انتقاد قرار گرفت، که از خطابه‌های احساسی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده می‌کرد.

اجرا کردن

داستانی کردن

Ex: The playwright fictionalized the political intrigue of the era in his latest play .

نمایشنامه‌نویس در آخرین نمایش خود، دسیسه‌های سیاسی آن دوران را داستانی کرد.

backstory [اسم]
اجرا کردن

پیش‌داستان

Ex: The actress delved deep into her character 's backstory to better portray her complex emotions on screen .

بازیگر به عمق پیش‌زمینه شخصیت خود فرو رفت تا احساسات پیچیده او را بهتر روی صفحه نمایش دهد.

ghostwriter [اسم]
اجرا کردن

سایه‌‌نویس

Ex: Many bestselling books are the work of a talented ghostwriter behind the scenes .

بسیاری از کتاب‌های پرفروش کار یک نویسنده شبح بااستعداد در پشت صحنه هستند.

glyph [اسم]
اجرا کردن

نشانه حکاکی‌شده

syntax [اسم]
اجرا کردن

نحو (زبان‌شناسی)

Ex: The syntax of English typically follows a subject-verb-object order , but this structure can vary significantly across different languages .

نحو انگلیسی معمولاً از ترتیب فاعل-فعل-مفعول پیروی می‌کند، اما این ساختار می‌تواند در زبان‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

dialect [اسم]
اجرا کردن

گویش

Ex: African American Vernacular English ( AAVE ) is a dialect spoken primarily by African American communities in the United States , characterized by distinctive grammar , vocabulary , and intonation patterns .

انگلیسی عامیانه آفریقایی-آمریکایی (AAVE) یک گویش است که عمدتاً توسط جوامع آفریقایی-آمریکایی در ایالات متحده صحبت می‌شود و با دستور زبان، واژگان و الگوهای آهنگ گفتار متمایز مشخص می‌شود.

intonation [اسم]
اجرا کردن

آهنگ (زبان‌شناسی)

Ex:

زبان‌شناسان از تکنیک‌هایی مانند ردیابی زیروبمی و طیف‌نگاره‌ها برای تحلیل الگوهای آهنگ گفتار و درک نقش آن‌ها در ارتباط استفاده می‌کنند.

acronym [اسم]
اجرا کردن

سرواژه

Ex: AIDS is an acronym for acquired immunodeficiency syndrome .

ایدز یک سرنام برای سندرم نقص ایمنی اکتسابی است.

etymology [اسم]
اجرا کردن

ریشه‌شناسی (واژگان)

Ex: Etymology sheds light on cultural exchanges and historical influences on language .

ریشه‌شناسی به تبادلات فرهنگی و تأثیرات تاریخی بر زبان نور می‌تاباند.

linguist [اسم]
اجرا کردن

زبان‌شناس

Ex: The linguist served as a consultant on a film , ensuring accurate portrayal of linguistic diversity and accents .

زبانشناس به عنوان مشاور در یک فیلم خدمت کرد، و اطمینان حاصل کرد که تنوع زبانی و لهجه‌ها به درستی به تصویر کشیده شوند.

mythology [اسم]
اجرا کردن

اسطوره‌شناسی

Ex: The study of mythology helps us understand the beliefs and traditions of ancient civilizations and their cultural heritage .

مطالعه اسطوره‌شناسی به ما کمک می‌کند تا باورها و سنت‌های تمدن‌های باستانی و میراث فرهنگی آن‌ها را درک کنیم.

chimera [اسم]
اجرا کردن

کیمرا (اسطوره یونان باستان)

basilisk [اسم]
اجرا کردن

باسیلیسک

Ex: Artists in medieval manuscripts illustrated the basilisk as a creature with a crown-like crest and sharp fangs .

هنرمندان در نسخه‌های خطی قرون وسطی باسیلیسک را به عنوان موجودی با تاجی مانند تاج و نیش‌های تیز به تصویر کشیده‌اند.

folklore [اسم]
اجرا کردن

فرهنگ عامه

Ex: Many cultures around the world have their own unique folklore , which serves to preserve and transmit cultural knowledge from one generation to the next .

بسیاری از فرهنگ‌ها در سراسر جهان فولکلور منحصر به فرد خود را دارند، که به حفظ و انتقال دانش فرهنگی از یک نسل به نسل دیگر کمک می‌کند.

custom [اسم]
اجرا کردن

سنت

Ex: In their culture , it is a custom to bow as a sign of respect .
lore [اسم]
اجرا کردن

دانش

Ex: She studied the lore of medieval knights and chivalry for her research project .

او فولکلور شوالیه‌های قرون وسطی و شوالیه‌گری را برای پروژه تحقیقاتی خود مطالعه کرد.

elegy [اسم]
اجرا کردن

مرثیه

Ex: The elegy 's somber tone and lyrical beauty resonated deeply with listeners , offering solace in the face of sorrow .

تن غمگین و زیبایی غنایی مرثیه به عمق در شنوندگان طنین انداخت، تسلیتی در برابر اندوه ارائه داد.

heritage [اسم]
اجرا کردن

ارثیه

Ex: The museum exhibit focused on the rich heritage of the indigenous people , showcasing their art , music , and history .

نمایشگاه موزه بر میراث غنی مردم بومی متمرکز بود، که هنر، موسیقی و تاریخ آنها را به نمایش گذاشت.

اجرا کردن

محترم

Ex: The chef prepared the dish using a time-honored recipe passed down through his family .

آشپز با استفاده از یک دستور کهن که از خانواده‌اش به ارث رسیده بود، غذا را آماده کرد.

subculture [اسم]
اجرا کردن

خرده‌فرهنگ

Ex: The gamer subculture encompasses a diverse range of individuals who engage in video gaming as a primary hobby , forming online communities and participating in gaming conventions .

زیرفرهنگ گیمرها شامل طیف متنوعی از افراد می‌شود که بازی ویدئویی را به عنوان سرگرمی اصلی خود انجام می‌دهند، جوامع آنلاین تشکیل می‌دهند و در کنوانسیون‌های بازی شرکت می‌کنند.

rebirth [اسم]
اجرا کردن

تولد دوباره

Ex: Vinyl records are experiencing a rebirth among music enthusiasts who appreciate their warm sound quality .

صفحات وینیل در حال تجربه یک تولد دوباره در میان علاقه‌مندان به موسیقی هستند که کیفیت گرم صوتی آن را تحسین می‌کنند.