فهرست واژگان سطح B2 - اخبار
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره اخبار و روزنامهنگاری، مانند "پوشش"، "ستوننویس"، "خبرگزاری" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبانآموزان سطح B2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to confirm a legal decision or judgment

تأیید کردن
قضات پس از بررسی تصمیم را تأیید کردند.
to broadcast something or be broadcast on TV or radio

پخش کردن (از رادیو و تلویزیون)
ایستگاه رادیویی یک مصاحبه با نویسنده درباره آخرین کتابش را پخش کرد.
(of news) to be released or made known to the public

پخش شدن (خبر), منتشر شدن
پس از ماهها شایعه، بالاخره رسوایی منفجر شد.
to express one's opinion about something or someone

نظر دادن
او در جلسه تیم در مورد سیاست جدید بدون تردید اظهار نظر کرد و نگرانیهای خود را در مورد تأثیر بالقوه آن بیان کرد.
to write stories, articles, etc. for a newspaper or magazine

نوشتن (در روزنامه، مجله و غیره)
او برای مشارکت در یک داستان ویژه به مجله دعوت شد.
to refuse to admit the truth or existence of something

تکذیب کردن, انکار کردن
دانشجو مجبور شد تقلب در امتحان را انکار کند، و بر انصاف پاسخهایش اصرار ورزد.
to explain something thoroughly and with specific information

با جزئیات شرح دادن, به جزئیات پرداختن
در طول ارائه، سخنران ویژگیهای کلیدی و مزایای خط تولید جدید را به تفصیل شرح خواهد داد.
to share something between a large number of people

توزیع کردن, پخش کردن
شرکت محصولات خود را به فروشگاههای سراسر کشور توزیع میکند.
to give information about someone or something, especially in an official manner

اطلاع دادن, آگاهی دادن
گوینده اخبار عموم را از آخرین تحولات در تحقیقات جاری مطلع خواهد کرد.
to contain or include something as a necessary part

شامل بودن, در بر گرفتن
من نمیدانستم که اجرای یک نمایش مستلزم این همه کار است.
the profession of collecting and editing pieces of news and articles either to be published in a newspaper, magazine, etc. or broadcast

خبرنگاری, روزنامهنگاری
او پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، به دنبال شغلی در روزنامهنگاری رفت.
an organization that gathers news stories for newspapers, TV, or radio stations

خبرگزاری
خبرگزاری بهروزرسانیهایی درباره بحران بینالمللی ارائه داد.
a system of delivering television programming to subscribers, using wires under the ground

تلویزیون کابلی, تلویزیون بافهای
بسیاری از خانوارها برای اخبار، سرگرمی و برنامههای ورزشی به تلویزیون کابلی متکی هستند.
the reporting of specific news or events by the media

پوشش (خبری), گزارش
او از روزنامه به خاطر پوشش کامل انتخابات تقدیر کرد.
a piece of news that is not true or confirmed

اخبار جعلی
مقاله به سرعت به عنوان اخبار جعلی توسط چندین بررسیکننده واقعیت رد شد.
a radio or TV presenter who is in charge of giving information about different programs

گوینده (رادیو و تلویزیون)
او به عنوان گوینده برای ایستگاه رادیویی محلی کار می کرد.
a person whose job is to talk on radio or TV programs or to present them

گوینده (رادیو و تلویزیون)
او پس از سالها کار در رادیو، به یک گوینده معروف تبدیل شد.
the department of a newspaper or a TV or radio station that is in charge of collecting and reporting the news

میز خبر (مسئول گردآوری و گزارش خبر)
او با دبیرخانه خبر تماس گرفت تا جزئیات خبر فوری را تأیید کند.
a group of people with special skills or knowledge who have been brought together to discuss, give advice, or make a decision about an issue

گروه کارشناسی, گروه تحلیلی
کنفرانس شامل یک پنل با دانشمندان پیشرو در این زمینه بود.
a type of TV or radio program on which famous people appear as guests to answer questions about themselves or other subjects

گفتوگوی تلویزیونی یا رادیویی, برنامه گفتوگو محور
برنامه گفتگو شامل مصاحبههایی با چندین شخصیت مشهور بود.
a meeting during which a very important person talks to journalists and answers their questions or makes a statement

نشست خبری, نشست رسانهای، کنفرانس مطبوعاتی
رئیسجمهور یک کنفرانس خبری را برای رسیدگی به بحران اخیر برنامهریزی کرد.
a humorous drawing on the topics that are covered in the news, usually published in a newspaper or magazine

کاریکاتور
کارتون روزنامه به بحث سیاسی اخیر طعنه زد.
a section of a newspaper or magazine that regularly publishes articles about a particular subject

ستون (نوشتاری)
ستون او بر نکاتی برای زندگی سالم تمرکز دارد.
a journalist who regularly writes articles on a particular subject for a newspaper or magazine

ستوننویس (روزنامه)
او یک ستوننویس مد است که به خاطر بینشهایش در مورد آخرین روندها شناخته میشود.
an individual who provides information

منبع موثق, منبع آگاه
استفاده از چندین منبع به تضمین دقت گزارش خبری کمک میکند.
a newspaper article expressing the views of the editor on a particular subject

سرمقاله
او یک مقالهٔ سرمقاله دربارهٔ اهمیت رأیدادن در انتخابات محلی نوشت.
a lengthy article in a newspaper or magazine, often written by a specialist about a certain topic

مقاله (روزنامه و مجله), مقاله اصلی
آخرین شماره مجله شامل یک گزارش ویژه درباره زندگی پایدار است.
a written or spoken description of an event, especially one that is intended to be broadcast or published

گزارش (خبری)
گزارش خبری آخرین تحولات پرونده را پوشش داد.
the activity or job of producing news stories for publication or broadcast

گزارش, اخبار
گزارشدهی خوب به عموم مردم کمک میکند تا مسائل پیچیده را بهتر درک کنند.
an overall way in which something is changing or developing

جهتگیری کلی, سیر
در میان شرکتها روند رو به رشدی به سمت کار از راه دور و برنامهریزی انعطافپذیر وجود دارد.
having a close connection with the situation or subject at hand

مرتبط
او فقط اطلاعات مرتبط را در ارائه خود گنجاند تا آن را متمرکز نگه دارد.
a written or spoken statement that proves the truth of something

تصدیق
او قبل از رزرو پرواز منتظر تأیید ماند.
in a state in which one is not informed about important things

بیخبر, در بیخبری
اگر برنامه تغییر کرد، من را بیخبر نگذار.
