فهرست واژگان سطح B2 - ورزش
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد تمرینات ورزشی، مانند "هالتر"، "ورزشی"، "ایروبیک" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح B2 را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a type of exercise that is designed to make one's lungs and heart stronger, often performed with music

تمرینهای هوازی
برنامه تناسب اندام ایروبیک را با تمرینات قدرتی ترکیب کرد تا یک روال تمرینی همهجانبه داشته باشد.
related to athletes or their career

ورزشی, ورزشکاری
برنامه ورزشی مدرسه دانشآموزان را تشویق میکند تا در انواع ورزشها شرکت کنند.
a room in a school, etc. that contains lockers in which people can change their clothes

رختکن
او کیسه ورزشی خود را در رختکن گذاشت در حالی که روی تردمیل کار میکرد.
a metal bar with heavy discs hanging at each end, used in bodybuilding

هالتر, میلوزنه
پس از هفتهها تمرین، او وزن روی میله هالتر خود را افزایش داد تا به چالش کشیدن عضلاتش ادامه دهد.
two heavy discs with a short handle in between, used in bodybuilding

دمبل
پس از شروع با دمبلهای سبکتر، او به تدریج وزن را افزایش داد زیرا قدرت او بهبود یافت.
a piece of equipment at a gym with two parts that one stands on while holding two bars and pushing each part and bar as an exercise

کراس ترینر
سطوح مقاومت قابل تنظیم دستگاه کراس به کاربران اجازه میدهد تا شدت تمرین خود را سفارشی کنند.
a bar fixed horizontally above the ground for used for various exercises requiring gripping and pulling motions

بارفیکس
ورزشکار یک روال بیعیب و نقص روی میله افقی اجرا کرد و داوران را با مهارت خود تحت تأثیر قرار داد.
a rope with a handle on each end that is swung over a person's head and under their feet as they jump

طناب
مارک یک طناب پرش وزندار خرید تا روال تمرین خود را شدیدتر کند.
a thick plastic or rubber material used in particular sports for landing or lying on

تشک ورزشی
باشگاه مت هایی را برای کاربران فراهم کرد تا تمرینات کف را انجام دهند و تاثیر روی مفاصلشان را کاهش دهند.
a piece of exercise equipment designed to improve different muscles of the body

دستگاه بدنسازی چندمنظوره
بعد از استفاده منظم از مالتیژیم، او بهبودهای قابل توجهی در قدرت کلی و تن عضلانی خود مشاهده کرد.
a piece of gymnastics equipment with two handles on its surface by which gymnasts can perform particular moves on

خرک حلقه
تمرین روی اسب حلقه به مقدار قابل توجهی از قدرت و هماهنگی بالاتنه نیاز دارد.
a piece of exercise equipment with a bar and a sliding seat that improves the same muscles engaged in rowing

دستگاه روئینگ
دستگاه پاروزنی یک تمرین کمضربه ارائه میدهد که برای مفاصل آسان است و در عین حال بسیار مؤثر است.
a hanging stuffed bag that is often used for practicing punching and striking techniques in boxing and martial arts

کیسهبوکس
زدن به کیسه بوکس راهی عالی برای رهایی از استرس و بهبود قدرت بالاتنه است.
a piece of exercise equipment that consists of a stretchy cloth attached to a frame on which people can jump for fun or exercise

ترامپولین
ژیمناستها از ترامپولین برای تمرین مانورهای هوایی و پشتکها استفاده میکنند.
a fitness machine with a moving surface that allows people to walk or run in one place for exercise

تردمیل
شیب قابل تنظیم تردمیل به او کمک کرد تا دویدن در تپه را شبیهسازی کند و تمرین خود را شدت بخشد.
to jump up and down over and over again, especially on a stretchy surface

بالا و پایین پریدن
در طول کنسرت، جمعیت شروع به پریدن به ریتم موسیقی پرانرژی کرد.
to jump using one leg

روی یک پا پریدن, لیلی کردن
ورزشکار مصدوم فقط میتوانست روی یک پا بپرد در حالی که برای بهبودی سریع تمرین میکرد.
to extend one's body parts or one's entire body to full length

کشوقوس دادن, حرکت کششی انجام دادن
گربه از چرت خود بیدار شد و به کشیدن پاهایش و قوس دادن به پشتش قبل از پریدن از مبل پرداخت.
to make something more powerful

تقویت کردن
اضافه کردن تقویتکنندهها ساختار ساختمان را تقویت میکند و آن را پایدارتر میسازد.
to go to a position in which the knees are bent and the back of thighs are touching or very close to one's heels

اسکات زدن
گیرنده بیسبال پشت صفحه چمباتمه زد، آماده دریافت پرتاب پیچر.
to produce small drops of liquid on the surface of one's skin

عرق کردن
در حال کار کردن زیر آفتاب داغ، او میتوانست احساس کند که شروع به عرق کردن کرده است.
an exercise for the arms in which one hangs from a bar and tries to pull oneself up until the chin is above the bar

تمرین بارفیکس
او برای تکمیل اولین چین-آپ خود تلاش کرد اما وقتی به آن دست یافت احساس غرور کرد.
an exercise in which one lies face down and tries to raise one's body off the ground by pushing against the floor

شنای سوئدی
او با شناهای اصلاح شده روی زانوهایش شروع کرد قبل از اینکه به شناهای استاندارد پیشرفت کند.
an exercise in which a person can strengthen their stomach muscles by constantly changing from lying to sitting position without moving the legs

درازنشست
آنها دراز و نشست را در برنامه ورزشی صبحگاهی خود گنجاندند تا به تقویت عضلات مرکزی کمک کنند.
an exercise that is performed by jumping from a standing position with legs both spread wide and the hands touching overhead and then returning to a position with the feet together and the arms at the sides

پروانه (حرکت ورزشی), جامپینگ جک
او قبل از شروع تمرینش یک سری جامپینگ جک انجام داد تا عضلاتش را شل کند.
to press or rub a part of a person's body, typically with the hands, to make them feel refreshed

ماساژ دادن
پس از یک پرواز طولانی، او یک جلسه رزرو کرد تا یک ماساژور حرفهای پاهای خستهاش را ماساژ دهد.
the body's ability to recover and rebuild muscle more efficiently after a period of inactivity

حافظه ناخودآگاه
حافظه عضلانی او به او اجازه داد تا پس از یک دوره طولانی بهبودی از آسیب، به سرعت در ورزش خود از جایی که متوقف شده بود ادامه دهد.
a person's strong stomach muscles that are easily visible

شکم ششتکه, سیکسپک
مربی شخصی چند تمرین را نشان داد که به توسعه six-pack کمک میکنند.
any type of sports that include fighting which are especially originated in the Far East, such as judo, kung fu, etc.

هنرهای رزمی
بسیاری از هنرهای رزمی بر هر دو تمرین بدنی و انضباط ذهنی تأکید میکنند.
to lift heavy weights as a form of exercise or strength training

وزنهبرداری کردن
ورزشکاران در آمادهسازی برای مسابقه آینده وزنهبرداری میکردند.
to exercise in order to get healthier or stronger

ورزش کردن, تمرین کردن
ما باید زمانی را برای ورزش کردن با هم و انگیزه دادن به یکدیگر پیدا کنیم.
a person's speed when walking, moving, or running

سرعت (در راه رفتن، دویدن...)
آنها برای پیادهروی روزانه خود یک سرعت تند تعیین کردند، با هدف افزایش ضربان قلبشان.
to consume energy by doing physical activity

کالری سوزاندن, انرژی سوزاندن
بعد از یک وعده غذایی دلچسب، او تصمیم گرفت کالریهای اضافی را در باشگاه بسوزاند.
a room for athletes to change clothes and prepare for their competition or game

رختکن
تیم فوتبال در رختکن جمع شدند تا قبل از مسابقه بزرگ در مورد استراتژی خود بحث کنند.
used to describe the comparative skill, strength, or ability of athletes regardless of their size or weight, especially in boxing

در وزن برابر