فهرست واژگان سطح B2 - خانواده سلطنتی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سلطنت، مانند "سلسله"، "امپراتوری"، "قلعه" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
to border [فعل]
اجرا کردن

هم‌مرز بودن

Ex: Canada borders the United States , with a long shared boundary running from east to west .

کانادا با ایالات متحده هممرز است، با مرز مشترک طولانی که از شرق به غرب امتداد دارد.

to honor [فعل]
اجرا کردن

احترام گذاشتن

Ex: The community honored the local hero by renaming the park in his honor .

جامعه با تغییر نام پارک به افتخار او، از قهرمان محلی تقدیر کرد.

aristocracy [اسم]
اجرا کردن

آریستوکراسی

Ex: Many members of the aristocracy were patrons of the arts .

بسیاری از اعضای اشراف حامی هنر بودند.

dynasty [اسم]
اجرا کردن

دودمان

Ex: The Romanov Dynasty was the last imperial dynasty to rule Russia .

سلسله رومانوف آخرین سلسله امپراتوری بود که بر روسیه حکومت کرد.

empire [اسم]
اجرا کردن

امپراتوری

Ex: Many languages were spoken within the empire .
Renaissance [اسم]
اجرا کردن

رنسانس

Ex: The printing press , invented during the Renaissance , revolutionized the way knowledge was disseminated .

ماشین چاپ، که در دوره رنسانس اختراع شد، روش انتشار دانش را متحول کرد.

اجرا کردن

قرون وسطی

Ex: Many important universities and centers of learning were established in Europe during the Middle Ages .

بسیاری از دانشگاه‌ها و مراکز یادگیری مهم در اروپا در طول قرون وسطی تأسیس شدند.

castle [اسم]
اجرا کردن

قلعه

Ex: The castle ’s restoration project aimed to preserve its historical features while making it accessible to visitors .

پروژه مرمت قلعه با هدف حفظ ویژگی‌های تاریخی آن در حالی که برای بازدیدکنندگان قابل دسترس باشد، انجام شد.

fortress [اسم]
اجرا کردن

دژ

Ex: The medieval castle was both a fortress and a royal residence for the king .
armor [اسم]
اجرا کردن

زره (جنگ‌افزار)

Ex: The museum featured an exhibit on medieval armor , showcasing different styles and designs used throughout history .

موزه یک نمایشگاه از زره‌های قرون وسطایی داشت که سبک‌ها و طرح‌های مختلف مورد استفاده در طول تاریخ را به نمایش می‌گذاشت.

اجرا کردن

نشان خاندان

Ex: They discovered an old painting in the attic that included their ancestors ' coat of arms .

آن‌ها یک نقاشی قدیمی در اتاق زیر شیروانی کشف کردند که شامل نشان خانوادگی اجدادشان بود.

crown [اسم]
اجرا کردن

تاج (پادشاه)

Ex: The crown was passed down through generations , representing the continuity of the royal lineage .

تاج از نسلی به نسل دیگر منتقل شد، که نشان دهنده تداوم نسل سلطنتی بود.

arrow [اسم]
اجرا کردن

تیر

Ex: In medieval times , arrows were crucial weapons used by soldiers in battle .

در قرون وسطی، تیرها سلاح‌های حیاتی بودند که توسط سربازان در نبرد استفاده می‌شدند.

sword [اسم]
اجرا کردن

شمشیر

Ex: He admired the ancient samurai sword displayed in the museum .
emblem [اسم]
اجرا کردن

نشان‌واره

Ex: Each branch of the military has its own emblem to signify its specific role and history .
royal [صفت]
اجرا کردن

سلطنتی

Ex: The book explored the history and traditions of the royal lineage throughout the centuries .

کتاب تاریخ و سنت‌های خاندان سلطنتی را در طول قرن‌ها بررسی کرد.

royalty [اسم]
اجرا کردن

خاندان سلطنتی

Ex: The ceremony was attended by royalty from several countries , adding to its grandeur .

مراسم با حضور اعضای خانواده سلطنتی از چندین کشور برگزار شد که به شکوه آن افزود.

noble [صفت]
اجرا کردن

نجیب‌زاده

Ex: The noble couple hosted lavish banquets and soirées at their opulent mansion , entertaining guests from far and wide .

زوج اشراف در عمارت مجلل خود ضیافت‌ها و مهمانی‌های پرزرق و برق برگزار می‌کردند و از مهمانان از نقاط دور و نزدیک پذیرایی می‌کردند.

nobility [اسم]
اجرا کردن

طبقه اشراف

Ex: Her family 's nobility traced back several centuries , with ancestors who served as advisors to the monarch .

اشرافیت خانواده او به چندین قرن پیش برمی‌گردد، با اجدادی که به عنوان مشاور پادشاه خدمت می‌کردند.

count [اسم]
اجرا کردن

کنت (عنوان اشرافی)

Ex: The count inherited his title from his father , who was known for his military prowess .

کنت عنوان خود را از پدرش به ارث برد، که به دلیل مهارت نظامی اش شناخته شده بود.

countess [اسم]
اجرا کردن

کنتس (عنوان زن اشرافی)

Ex: Nobility greeted the countess with respect at the banquet .
knight [اسم]
اجرا کردن

شوالیه

Ex: The knight wore armor adorned with his family 's crest .

شوالیه زرهی را پوشیده بود که با نشان خانواده‌اش تزئین شده بود.

duchess [اسم]
اجرا کردن

دوشس (مقام اشرافی)

Ex: As a duchess , she enjoyed a life of privilege and influence within aristocratic circles .

به عنوان یک دوشس، او از زندگی پر از امتیاز و نفوذ در محافل اشرافی لذت می‌برد.

king [اسم]
اجرا کردن

پادشاه

Ex: The king knighted the brave soldier for his valor in battle .

پادشاه سرباز شجاع را به خاطر شجاعتش در نبرد به عنوان شوالیه منصوب کرد.

queen [اسم]
اجرا کردن

ملکه

Ex: The royal crown was passed down from queen to queen for generations .

تاج سلطنتی از ملکه به ملکه در طول نسل‌ها منتقل شد.

kingdom [اسم]
اجرا کردن

قلمروی پادشاهی

Ex: The royal family resided in the capital city at the heart of the kingdom .

خانواده سلطنتی در پایتخت در قلب پادشاهی ساکن بودند.

lady [اسم]
اجرا کردن

بانو (عنوان اشرافی)

Ex:

در این رویداد، لیدی النور با گرمی درباره پروژه‌های جامعه‌ای که توسط اشراف حمایت می‌شد صحبت کرد.

majesty [اسم]
اجرا کردن

اعلی‌حضرت

Ex:

نامه به اعلیحضرت نوشته شد، که بیانگر قدردانی و وفاداری شهروندان بود.

lord [اسم]
اجرا کردن

ارباب

Ex: The feudal system placed lords in charge of administering justice and collecting taxes from their vassals .

سیستم فئودالی لردها را مسئول اجرای عدالت و جمع‌آوری مالیات از رعیت‌هایشان قرار داد.

monarch [اسم]
اجرا کردن

پادشاه

Ex: The monarch addressed the nation during a televised speech , discussing important issues and upcoming events .

پادشاه در یک سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت، درباره مسائل مهم و رویدادهای آینده صحبت کرد.

prince [اسم]
اجرا کردن

شاهزاده

Ex: Princes often receive formal education and training in diplomacy and statecraft .

شاهزاده‌ها اغلب آموزش رسمی و تمرین در دیپلماسی و کشورداری دریافت می‌کنند.

princess [اسم]
اجرا کردن

شاهدخت

Ex: He gave his daughter a book about a brave princess who overcame great challenges .

او به دخترش کتابی درباره یک شاهدخت شجاع داد که بر چالش‌های بزرگ غلبه کرد.

Duke [اسم]
اجرا کردن

دوک (عنوان اشرافی)

Ex:

قلعه دوک نمادی از ثروت و قدرت او در پادشاهی قرون وسطی بود.

slavery [اسم]
اجرا کردن

برده‌داری

Ex: Abolitionists fought tirelessly to end slavery and secure rights for enslaved individuals .

منعقدکنندگان برده‌داری بی‌وقفه برای پایان دادن به برده‌داری و تضمین حقوق افراد برده جنگیدند.