کلمات انگلیسی برای "سلطنت" | واژگان B2

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سلطنت، مانند "سلسله"، "امپراتوری"، "قلعه" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
to border [فعل]
اجرا کردن

هم‌مرز بودن

Ex: Canada borders the United States , with a long shared boundary running from east to west .

کانادا با ایالات متحده هم‌مرز است، با یک مرز مشترک طولانی که از شرق به غرب امتداد دارد.

to honor [فعل]
اجرا کردن

احترام گذاشتن

Ex: Students are encouraged to honor their teachers by expressing gratitude for their guidance and support .

از دانش‌آموزان تشویق می‌شود که با ابراز قدردانی از راهنمایی و حمایتشان، معلمان خود را گرامی دارند.

aristocracy [اسم]
اجرا کردن

آریستوکراسی

Ex: Throughout history , the aristocracy has held significant political power .

در طول تاریخ، اشرافیت قدرت سیاسی قابل توجهی داشته است.

dynasty [اسم]
اجرا کردن

دودمان

Ex: The Romanov Dynasty was the last imperial dynasty to rule Russia .

سلسله رومانوف آخرین سلسله امپراتوری بود که بر روسیه حکومت کرد.

empire [اسم]
اجرا کردن

امپراتوری

Ex: Citizens of the empire paid taxes to the central government .

شهروندان امپراتوری مالیات‌ها را به دولت مرکزی پرداخت می‌کردند.

Renaissance [اسم]
اجرا کردن

رنسانس

Ex: Leonardo da Vinci and Michelangelo are two of the most celebrated artists of the Renaissance .

لئوناردو داوینچی و میکل‌آنژ دو تن از مشهورترین هنرمندان رنسانس هستند.

اجرا کردن

قرون وسطی

Ex: Many important universities and centers of learning were established in Europe during the Middle Ages .

بسیاری از دانشگاه‌ها و مراکز یادگیری مهم در اروپا در طول قرون وسطی تأسیس شدند.

castle [اسم]
اجرا کردن

قلعه

Ex: The castle ’s architecture featured elaborate turrets and battlements , reflecting its historical importance .

معماری قلعه شامل برج‌ها و دیوارهای دفاعی پیچیده بود که اهمیت تاریخی آن را نشان می‌داد.

fortress [اسم]
اجرا کردن

دژ

Ex: Soldiers were stationed at the fortress to protect the kingdom from invaders .

سربازان در قلعه مستقر شده بودند تا پادشاهی را از مهاجمان محافظت کنند.

armor [اسم]
اجرا کردن

زره (جنگ‌افزار)

Ex: The museum featured an exhibit on medieval armor , showcasing different styles and designs used throughout history .

موزه یک نمایشگاه از زره‌های قرون وسطایی داشت که سبک‌ها و طرح‌های مختلف مورد استفاده در طول تاریخ را به نمایش می‌گذاشت.

اجرا کردن

نشان خاندان

Ex: The knight 's shield bore his family 's coat of arms , proudly displaying their heraldic symbols .

سپر شوالیه نشان خانوادگی خانواده اش را داشت که با افتخار نمادهای هرالدیک آنها را نمایش می داد.

crown [اسم]
اجرا کردن

تاج (پادشاه)

Ex: The crown was passed down through generations , representing the continuity of the royal lineage .

تاج از نسلی به نسل دیگر منتقل شد، که نشان دهنده تداوم نسل سلطنتی بود.

arrow [اسم]
اجرا کردن

تیر

Ex: She found an ancient arrowhead while hiking near the old battlefield.

او یک نوک پیکان باستانی را در حال پیاده‌روی در نزدیکی میدان جنگ قدیمی پیدا کرد.

sword [اسم]
اجرا کردن

شمشیر

Ex: He admired the ancient samurai sword displayed in the museum .

او از شمشیر سامورایی باستانی که در موزه به نمایش گذاشته شده بود، تحسین کرد.

emblem [اسم]
اجرا کردن

نشان‌واره

Ex: Each branch of the military has its own emblem to signify its specific role and history .

هر شاخه از نیروهای مسلح نشان مخصوص خود را دارد تا نقش و تاریخ خاص خود را نشان دهد.

royal [صفت]
اجرا کردن

سلطنتی

Ex: The royal palace was adorned with opulent decorations for the grand reception .

کاخ سلطنتی با تزئینات مجلل برای پذیرایی بزرگ آراسته شده بود.

royalty [اسم]
اجرا کردن

خاندان سلطنتی

Ex: The ceremony was attended by royalty from several countries , adding to its grandeur .

مراسم با حضور خاندان سلطنتی از چند کشور برگزار شد که به شکوه آن افزود.

noble [صفت]
اجرا کردن

نجیب‌زاده

Ex: She was born into a noble lineage , with ancestors who had served the monarchy for generations .

او در یک تبار اشرافی به دنیا آمد، با نیاکانی که نسل‌ها به سلطنت خدمت کرده بودند.

nobility [اسم]
اجرا کردن

طبقه اشراف

Ex: Many members of the nobility were involved in the governance of the realm .

بسیاری از اعضای اشراف در حکومت قلمرو دخیل بودند.

count [اسم]
اجرا کردن

کنت (عنوان اشرافی)

Ex: In medieval times , the count was responsible for overseeing the administration of his territory .

در قرون وسطی، کنت مسئول نظارت بر اداره قلمرو خود بود.

countess [اسم]
اجرا کردن

کنتس (عنوان زن اشرافی)

Ex: She became a countess after inheriting the title from her family .

او پس از به ارث بردن عنوان از خانواده‌اش، کنتس شد.

knight [اسم]
اجرا کردن

شوالیه

Ex: She was knighted for her bravery in defending the kingdom from invaders.

او به خاطر شجاعتش در دفاع از پادشاهی در برابر مهاجمان شوالیه شد.

duchess [اسم]
اجرا کردن

دوشس (مقام اشرافی)

Ex: As a duchess , she enjoyed a life of privilege and influence within aristocratic circles .

به عنوان یک دوشس، او از زندگی امتیاز و نفوذ در محافل اشرافی لذت می‌برد.

king [اسم]
اجرا کردن

پادشاه

Ex: The portrait of the king hung prominently in the grand hall of the palace .

پرتره پادشاه به طور برجسته در تالار بزرگ کاخ آویزان بود.

queen [اسم]
اجرا کردن

ملکه

Ex: Queen Elizabeth II is the longest-reigning monarch in British history.

ملکه الیزابت دوم طولانی‌ترین دوره سلطنت را در تاریخ بریتانیا دارد.

kingdom [اسم]
اجرا کردن

قلمروی پادشاهی

Ex: The king 's coronation marked the beginning of a new era for the kingdom .

تاج‌گذاری پادشاه آغاز عصر جدیدی برای پادشاهی را نشان داد.

lady [اسم]
اجرا کردن

بانو (عنوان اشرافی)

Ex: She was introduced as Lady Smith, reflecting her marriage to Lord Smith.

او به عنوان لیدی اسمیت معرفی شد، که ازدواجش با لرد اسمیت را منعکس می‌کند.

majesty [اسم]
اجرا کردن

اعلی‌حضرت

Ex: The letter was written to the Majesty, expressing gratitude and loyalty from the citizens.

نامه به اعلیحضرت نوشته شد و قدردانی و وفاداری شهروندان را بیان می‌کرد.

lord [اسم]
اجرا کردن

ارباب

Ex: The feudal system placed lords in charge of administering justice and collecting taxes from their vassals .

سیستم فئودالی اربابان را مسئول اجرای عدالت و جمع‌آوری مالیات از رعایای خود می‌کرد.

monarch [اسم]
اجرا کردن

پادشاه

Ex: The monarch addressed the nation during a televised speech , discussing important issues and upcoming events .

پادشاه در یک سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت، درباره مسائل مهم و رویدادهای آینده صحبت کرد.

prince [اسم]
اجرا کردن

شاهزاده

Ex: She married a prince from a neighboring kingdom , uniting two royal families .

او با یک شاهزاده از پادشاهی همسایه ازدواج کرد، دو خانواده سلطنتی را متحد کرد.

princess [اسم]
اجرا کردن

شاهدخت

Ex: The royal family announced the engagement of the princess to a prominent member of another noble house .

خانواده سلطنتی نامزدی شاهدخت را با یکی از اعضای برجسته یک خاندان اشرافی دیگر اعلام کرد.

Duke [اسم]
اجرا کردن

دوک (عنوان اشرافی)

Ex: She married the duke's son, becoming the duchess of their prosperous realm.

او با پسر دوک ازدواج کرد و به دوشس قلمروی پررونق آنها تبدیل شد.

slavery [اسم]
اجرا کردن

برده‌داری

Ex: Abolitionists fought tirelessly to end slavery and secure rights for enslaved individuals .

طرفداران لغو برده‌داری بی‌وقفه برای پایان دادن به برده‌داری و تضمین حقوق افراد برده مبارزه کردند.