فهرست واژگان سطح B2 - رایانه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد کامپیوترها و شبکه‌ها، مانند "پایگاه داده"، "اشکال"، "کد" و غیره، که برای زبان‌آموزان سطح B2 آماده شده‌اند را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
animation [اسم]
اجرا کردن

ساخت انیمیشن

Ex: She studied animation to learn how to create engaging and dynamic characters for films .

او انیمیشن را مطالعه کرد تا یاد بگیرد چگونه شخصیت‌های جذاب و پویا برای فیلم‌ها ایجاد کند.

virtual [صفت]
اجرا کردن

مجازی (کامپیوتر)

Ex: Virtual assistants like Siri and Alexa provide helpful information through voice commands .

دستیاران مجازی مانند سیری و الکسا اطلاعات مفیدی را از طریق فرمان‌های صوتی ارائه می‌دهند.

اجرا کردن

واقعیت مجازی

Ex: This company specializes in developing virtual reality software .
programming [اسم]
اجرا کردن

برنامه‌نویسی

Ex: Programming skills are essential for building websites , creating mobile apps , and developing video games .

مهارت‌های برنامه‌نویسی برای ساخت وب‌سایت‌ها، ایجاد برنامه‌های موبایل و توسعه بازی‌های ویدیویی ضروری هستند.

bug [اسم]
اجرا کردن

اشکال نرم‌افزاری

Ex: During testing , they discovered a bug that prevented users from logging in to their accounts .
to code [فعل]
اجرا کردن

کدنویسی کردن (برنامه‌نویسی)

Ex: They coded a mobile app to track fitness goals and progress .

آن‌ها یک اپلیکیشن موبایل برای ردیابی اهداف و پیشرفت تناسب اندام کدنویسی کردند.

command [اسم]
اجرا کردن

دستور (کامپیوتر)

Ex: Advanced users can customize their operating system by creating custom scripts that execute a sequence of commands .

کاربران پیشرفته می‌توانند سیستم عامل خود را با ایجاد اسکریپت‌های سفارشی که دنباله‌ای از دستورات را اجرا می‌کنند، سفارشی کنند.

instruction [اسم]
اجرا کردن

دستور (کامپیوتر)

Ex:

اشکال‌زدایی شامل شناسایی و رفع خطاها در دستورالعمل‌هایی است که باعث رفتار غیرمنتظره برنامه می‌شود.

database [اسم]
اجرا کردن

پایگاه داده

Ex: The library ’s catalog is a database that helps patrons find books and other resources by searching for titles , authors , or subjects .

فهرست کتابخانه یک پایگاه داده است که به مراجعان کمک می‌کند تا با جستجوی عناوین، نویسندگان یا موضوعات، کتاب‌ها و سایر منابع را پیدا کنند.

file name [اسم]
اجرا کردن

نام پرونده (رایانه)

Ex:

پسوند نام فایل ".txt" نشان می‌دهد که فایل حاوی متن ساده است.

firewall [اسم]
اجرا کردن

فایروال (رایانه)

Ex: The firewall generated alerts whenever suspicious activity was detected , helping to quickly respond to potential security breaches .

فایروال هر زمان که فعالیت مشکوکی تشخیص داده می‌شد، هشدارهایی ایجاد می‌کرد و به پاسخ سریع به نقض‌های امنیتی بالقوه کمک می‌کرد.

icon [اسم]
اجرا کردن

آیکون (رایانه)

Ex: In the software program , clicking on the trash can icon deleted selected files from the system .

در برنامه نرم‌افزاری، کلیک بر روی آیکن سطل زباله فایل‌های انتخاب شده را از سیستم حذف می‌کند.

input [اسم]
اجرا کردن

ورود داده (رایانه)

Ex: The game controller 's button presses served as input to control the character 's movements on the screen .

فشردن دکمه‌های کنترلر بازی به عنوان ورودی برای کنترل حرکات شخصیت روی صفحه عمل کرد.

output [اسم]
اجرا کردن

خروجی (رایانه)

Ex:

پس از پردازش داده‌ها، کامپیوتر یک فایل خروجی تولید کرد که بر روی دیسک ذخیره شد.

to crash [فعل]
اجرا کردن

از کار افتادن (رایانه)

Ex: She had to restart her computer after the system crashed due to a software error .
to hack [فعل]
اجرا کردن

هک کردن (رایانه)

Ex: Hacking a social media profile is a violation of privacy and can lead to serious legal consequences .

هک کردن یک پروفایل شبکه اجتماعی نقض حریم خصوصی است و می‌تواند عواقب قانونی جدی به دنبال داشته باشد.

to import [فعل]
اجرا کردن

وارد کردن اطلاعات (رایانه)

Ex: The program can import various file formats , such as CSV and JSON , to integrate data from different sources .

برنامه می‌تواند فرمت‌های مختلف فایل، مانند CSV و JSON را وارد کند تا داده‌ها را از منابع مختلف یکپارچه سازد.

to export [فعل]
اجرا کردن

خروجی گرفتن (رایانه)

Ex: The application supports exporting reports to PDF format for printing and distribution .

برنامه از صادرات گزارش‌ها به فرمت PDF برای چاپ و توزیع پشتیبانی می‌کند.

to network [فعل]
اجرا کردن

شبکه‌سازی کردن

Ex:

اتاق کنفرانس مجهز به فناوری برای شبکه‌ای کردن لپ‌تاپ‌ها و به اشتراک گذاری ارائه‌ها است.

to process [فعل]
اجرا کردن

پردازش کردن

Ex: The antivirus program processed the downloaded files , scanning for potential malware and viruses .

برنامه آنتی‌ویروس فایل‌های دانلود شده را پردازش کرد، به دنبال بدافزارها و ویروس‌های بالقوه گشت.

to select [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن (رایانه)

Ex: You can select multiple files by holding down the control key while clicking on each file .

شما می‌توانید با نگه داشتن کلید کنترل در حالی که روی هر فایل کلیک می‌کنید، چندین فایل را انتخاب کنید.

CD-ROM [اسم]
اجرا کردن

سی‌دی‌-رام (رایانه)

Ex: He backed up important documents onto a CD-ROM for safekeeping .
disk [اسم]
اجرا کردن

دیسک

Ex: He inserted a DVD into the drive to watch a movie , using the disk as a source of entertainment .

او یک دی‌وی‌دی را در درایو قرار داد تا یک فیلم تماشا کند، با استفاده از دیسک به عنوان منبع سرگرمی.

mouse pad [اسم]
اجرا کردن

پد ماوس

Ex: He cleaned his mouse pad regularly to ensure smooth movement of the mouse .

او به طور منظم زیرموس خود را تمیز می‌کرد تا حرکت روان موس را تضمین کند.

processor [اسم]
اجرا کردن

پردازشگر

Ex: Engineers designed a custom processor for the device to optimize its performance and efficiency .

مهندسان یک پردازنده سفارشی برای دستگاه طراحی کردند تا عملکرد و کارایی آن را بهینه کنند.

scanner [اسم]
اجرا کردن

اسکنر

Ex: He adjusted the scanner ’s settings to improve the resolution of the scanned artwork .

او تنظیمات اسکنر را برای بهبود وضوح اثر هنری اسکن شده تنظیم کرد.

touchscreen [اسم]
اجرا کردن

صفحه لمسی

Ex: They use a touchscreen at the kiosk to place orders .

آن‌ها از صفحه لمسی در کیوسک برای سفارش دادن استفاده می‌کنند.

webcam [اسم]
اجرا کردن

وب‌کم

Ex: She used a webcam for her video conference with colleagues , making it easier to communicate face-to-face remotely .

او از یک وبکم برای کنفرانس ویدیویی خود با همکارانش استفاده کرد، که ارتباط چهره به چهره از راه دور را آسان‌تر کرد.

geek [اسم]
اجرا کردن

خوره (کامپیوتر و غیره)

Ex: As a geek , he spends hours coding and experimenting with new software .

به عنوان یک گیک، او ساعاتی را صرف کدنویسی و آزمایش با نرم‌افزارهای جدید می‌کند.

metaverse [اسم]
اجرا کردن

فراجهان

Ex:

شرکت در حال توسعه یک پلتفرم متاورس است که به افراد اجازه می‌دهد در یک محیط دیجیتالی کاملاً غوطه‌ور کار کنند، معاشرت کنند و خرید کنند.