فهرست واژگان سطح B2 - گیاهان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره گیاهان، مانند "ریشه"، "بوته"، "پیچک" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
branch [اسم]
اجرا کردن

شاخه

Ex: The bird built a nest on a high branch , safe from most predators and offering a good vantage point .

پرنده لانه‌ای روی یک شاخه بلند ساخت، در امان از بیشتر شکارچیان و با چشم‌اندازی خوب.

root [اسم]
اجرا کردن

ریشه

Ex:

باغبان درخت قدیمی را کند تا ریشه‌های بزرگ و درهم تنیده‌اش را که در سراسر باغ گسترده شده بود، از بین ببرد.

trunk [اسم]
اجرا کردن

تنه (درخت)

Ex: He noticed a band of fungus growing around the trunk , indicating potential disease .

او متوجه یک نوار قارچ شد که در اطراف تنه درخت رشد کرده بود، که نشان دهنده بیماری بالقوه بود.

twig [اسم]
اجرا کردن

ترکه

Ex: The artist used twigs and branches to create a natural sculpture in the park .

هنرمند از شاخه‌های نازک و شاخه‌ها برای خلق یک مجسمه طبیعی در پارک استفاده کرد.

bush [اسم]
اجرا کردن

بوته

Ex:

آنها بوته بیش از حد رشد کرده را هرس کردند تا به یک پرچین تزئینی مرتب در کنار راهرو تبدیل شود.

ash [اسم]
اجرا کردن

زبان‌گنجشک (درخت)

Ex:

چوب درختان زبان گنجشک به دلیل انعطاف‌پذیری و سبکی در ساخت چوب‌های بیسبال استفاده می‌شود.

bamboo [اسم]
اجرا کردن

خیزران (گیاه شناسی)

Ex: The bamboo grove in the park created a serene , tropical atmosphere with its tall , swaying stalks .

جنگل بامبو در پارک با ساقه‌های بلند و تاب‌خورنده‌اش یک فضای آرام و گرمسیری ایجاد کرد.

eucalyptus [اسم]
اجرا کردن

اکالیپتوس

Ex:

درخت اکالیپتوس در حیاط خلوت به سرعت رشد کرد و سایه و عطر خوشایندی فراهم کرد.

evergreen [اسم]
اجرا کردن

درخت همیشه‌بهار

Ex: During the hike , they passed through a forest of evergreens , the consistent greenery creating a tranquil , shaded environment .

در طول پیاده‌روی، آنها از میان جنگلی از همیشه‌سبزها گذشتند، سبزی مداوم محیطی آرام و سایه‌دار ایجاد کرد.

fir [اسم]
اجرا کردن

نراد (درخت)

Ex: The smell of fir filled the air as they walked through the woods , evoking the feeling of a winter wonderland .

بوی کاج هوا را پر کرد در حالی که آنها از میان جنگل می‌گذشتند، احساس سرزمین عجایب زمستانی را برانگیخت.

ivy [اسم]
اجرا کردن

پیچک

Ex:

پیچک گاهی اوقات به عنوان پوشش زمین برای جلوگیری از فرسایش خاک در شیب‌ها استفاده می‌شود.

oak [اسم]
اجرا کردن

درخت بلوط

Ex:

درویدها درخت بلوط را مقدس می‌دانستند، نماد قدرت و استقامت.

palm [اسم]
اجرا کردن

درخت نخل

Ex:

او در سایه یک نخل استراحت کرد، در حالی که نوشیدنی خنک نارگیل می‌نوشید.

pine [اسم]
اجرا کردن

کاج (گیاه‌شناسی)

Ex:

آنها از چوب کاج برای ساخت کابین استفاده کردند، با قدردانی از دوام و زیبایی طبیعی آن.

vine [اسم]
اجرا کردن

درخت مو

Ex: The vine ’s rapid growth made it a challenge to manage , as it quickly covered nearby plants and structures .

رشد سریع تاک آن را به چالشی برای مدیریت تبدیل کرد، زیرا به سرعت گیاهان و سازه‌های اطراف را پوشاند.

willow [اسم]
اجرا کردن

بید (درخت)

Ex: She planted a young willow near the pond to add a touch of elegance and provide shade .

او یک بید جوان را نزدیک حوضچه کاشت تا جلوه‌ای از زیبایی اضافه کند و سایه فراهم آورد.

اجرا کردن

بید مجنون

Ex: The old weeping willow by the riverbank provided a perfect spot for picnicking , with its branches draping down to the ground .

درخت بید مجنون قدیمی در کنار رودخانه مکانی عالی برای پیکنیک فراهم کرده بود، با شاخه‌هایی که تا زمین آویزان بودند.

to bloom [فعل]
اجرا کردن

شکوفه دادن

Ex: Despite the dry spell , the desert cacti bloomed with vibrant flowers after the rain .

علیرغم خشکسالی، کاکتوس‌های صحرایی پس از باران با گل‌های پررنگ شکوفا شدند.

to blossom [فعل]
اجرا کردن

شکوفه دادن

Ex: In the greenhouse , the orchids blossomed in vibrant hues , creating a spectacular display .

در گلخانه، ارکیده‌ها با رنگ‌های زنده شکوفا شدند و نمایشی تماشایی ایجاد کردند.

bud [اسم]
اجرا کردن

جوانه

Ex: She noticed a small bud forming on her rose plant , indicating that it would soon bloom .

او متوجه یک غنچه کوچک شد که روی گیاه رز او در حال شکل گیری بود، که نشان می‌داد به زودی شکوفا می‌شود.

leaf [اسم]
اجرا کردن

برگ

Ex:

باغبان متوجه شد که برگ‌های گیاهان گوجه فرنگی در حال زرد شدن هستند، که نشان‌دهنده کمبود احتمالی مواد مغذی است.

stem [اسم]
اجرا کردن

ساقه

Ex: After picking the herbs , she removed the stems and used the leaves for cooking .

بعد از چیدن گیاهان، او ساقه‌ها را جدا کرد و از برگ‌ها برای پخت و پز استفاده کرد.

thorn [اسم]
اجرا کردن

خار

Ex: As she reached for the berries , she felt a sharp pain from a thorn on the bush that scratched her hand .

وقتی که او به سمت توت‌ها دست دراز کرد، درد تیزی از یک خار روی بوته احساس کرد که دستش را خراش داد.

daffodil [اسم]
اجرا کردن

گل نرگس

Ex: She arranged a bouquet of daffodils for the table , their vibrant color adding a cheerful touch to the room .

او یک دسته گل نرگس برای میز چید، رنگ پرجنب و جوش آنها حال و هوای شادی به اتاق اضافه کرد.

daisy [اسم]
اجرا کردن

گل مینا (گیاه‌شناسی)

Ex: She picked a bouquet of daisies from the garden , their fresh and simple beauty perfect for a casual arrangement .

او یک دسته گل مروارید را از باغ چید، زیبایی تازه و ساده آنها برای یک چیدمان معمولی عالی بود.

lotus [اسم]
اجرا کردن

لاله مردابی

Ex: The lotus flowers bloomed on the surface of the pond , their large petals floating delicately on the water .

گل‌های نیلوفر آبی روی سطح حوضچه شکفتند، گلبرگ‌های بزرگشان به نرمی روی آب شناور بودند.

tulip [اسم]
اجرا کردن

گل لاله

Ex: The florist arranged a stunning centerpiece using a mix of tulips and other spring flowers for the wedding reception .

گلفروش با استفاده از ترکیبی از لاله‌ها و دیگر گل‌های بهاری برای پذیرایی عروسی، یک مرکز میز خیره‌کننده ترتیب داد.

violet [اسم]
اجرا کردن

گل بنفشه

Ex: The florist arranged a bouquet with violets , adding a sweet fragrance and a touch of elegance .

گلفروش یک دسته گل با بنفشهها ترتیب داد، که عطر شیرین و لمسی از ظرافت به آن اضافه کرد.

lavender [اسم]
اجرا کردن

اسطوخودوس (گیاه)

Ex: The lavender in the pot had grown tall and lush over the summer .

اسطوخودوس در گلدان در طول تابستان بلند و سرسبز رشد کرده بود.

weed [اسم]
اجرا کردن

علف هرز

Ex:

برای حفظ ظاهر مرتب چمن، او به طور منظم چمن‌زنی می‌کرد و هر علف هرزی که می‌رویید را حذف می‌کرد.