فهرست واژگان سطح B2 - غذا
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد غذاها، مانند "پاستری"، "باگت"، "خردل" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a method or style of cooking that is specific to a country or region

سبک آشپزی
او از طعمهای غنی و ادویههای موجود در آشپزی سنتی هندی قدردانی کرد.
a substance that consists of hydrogen, oxygen, and carbon that provide heat and energy for the body, found in foods such as bread, pasta, fruits, etc.

کربوهیدرات
کربوهیدراتها برای عملکرد مغز و سطح انرژی کلی در طول روز ضروری هستند.
a type of bread shaped like a ring with a hard texture

بیگل, نان دوناتیشکل
بیگل با یک طرف میوه تازه و یک فنجان قهوه برای یک وعده غذایی کامل سرو شد.
a loaf of bread that is narrow and long

نان باگت
باگت گرم سرو شد، با یک تکه کره و کمی سبزی معطر.
any of the various types of grass that produce grains such as wheat, barley, rye, etc., which can be used to make flour or bread

غلات
او یاد گرفت که چگونه غلات را به آرد برای استفاده در دستور العملهای سنتی تبدیل کند.
a baked good made from dough or batter, often sweetened or filled with ingredients like fruit, nuts, or chocolate

شیرینی
آنها یک بشقاب شیرینی را در هنگام چای بعدازظهر تقسیم کردند.
a plant with seeds, leaves, or flowers used for cooking or medicine, such as mint and parsley

سبزی, گیاه چاشنی یا دارویی
دستور تهیه نیاز به مخلوطی از گیاهان تازه برای طعمی پر جنب و جوش تر دارد.
a vegetable with a round dark red root that is used in cooking or producing sugar

چغندر
او چغندر را ترشی انداخت تا به عنوان چاشنی ترش برای ساندویچها و برگرها استفاده کند.
a hollow fruit with a sweet taste and green color, eaten raw or cooked

فلفل سبز, فلفل دلمهای
او متوجه شد که فلفل دلمهای سبز شروع به قرمز شدن کرده است، که نشان میدهد در حال شیرین شدن است.
a type of pepper with a very hot taste that is red in color

فلفل قرمز
سرآشپز از نوارهای فلفل قرمز کبابی برای تزئین پیتزا استفاده کرد که هم رنگ و هم طعم را افزود.
any cheese that is made from goat's milk

پنیر بز
آشپز از پنیر بز به عنوان پرکننده برای تارت خوش طعم استفاده کرد و طعم متمایزی به آن اضافه کرد.
a type of food similar to butter, made from vegetable oils or animal fats

کره گیاهی, مارگارین
آنها تصمیم گرفتند در دستور کیک خود از مارگارین برای یک گزینه بدون لبنیات استفاده کنند.
a light cream that is produced from regular cream and lactic acid bacteria

خامه ترش
او از یک کاسه چیلی که با پنیر رنده شده و یک قاشق خامه ترش تزئین شده بود لذت برد.
an edible soft berry that is red or black in color and grows on bushes

تمشک
دستور تهیه خواستار مخلوط کردن تمشک در یک سوربت خامهای برای یک خوراکی خنک بود.
a type of dried plant with a pleasant smell used to add taste or color to the food

ادویه
ادویهجات مانند زردچوبه و زیره در آشپزی هندی رایج هستند.
a vegetable similar to a potato in shape that has a sweet taste and white flesh

سیبزمینی شیرین
سیبزمینی شیرین یک ماده کلیدی در پای بود که به آن طعمی غنی و خاکی میداد.
a long and thin vegetable with dark green skin

کدوسبز
کدو سبز با سایر سبزیجات برای یک ترکیب خوشمزه و رنگارنگ کباب شد.
the common grain that is used in making flour, taken from a cereal grass which is green and tall

گندم
او از محصولات حاوی گندم به دلیل حساسیت به گلوتن اجتناب میکرد.
a thick slice of beef that is often cooked by grilling

بیفتک گوساله, استیک گوشت گوساله
او یک بیف استیک آبدار با پخت متوسط-کم همراه با پوره سیب زمینی سفارش داد.
food made with pieces of meat and vegetables roasted or grilled on fire, typically on a skewer

کباب
او از درست کردن کباب در خانه در طول باربیکیوهای تابستانی لذت میبرد، با آزمایش کردن مواد مختلف و چاشنیها.
a type of food made with meat, eggs, etc., baked in the shape of a loaf of bread

میتلف
او نان گوشت را برش زد و قسمتهای جداگانه را برای وعدههای غذایی سریع و آسان بعدی منجمد کرد.
a thick white dressing made with egg yolks, vegetable oil, and vinegar, served cold

سس مایونز
او ترجیح میدهد مایونز را با خردل مخلوط کند تا یک لایه تند روی همبرگرهایش داشته باشد.
a cold yellow or brown condiment with a hot taste taken from the seeds of a small plant with yellow flowers

خردل
آشپز یک لعاب عسل و خردل برای چرب کردن ران مرغ کبابی آماده کرد.
a thin dark brown sauce, made from soybeans, used in Asian cuisines

سس سویا
سس سویا یک ماده کلیدی در غذاهای سنتی ژاپنی مانند سوشی و تریاکی است.
a cold sauce made from tomatoes, which has a thick texture and is served with some food

سس کچاپ, سس قرمز
بچهها از فرو بردن ناگت مرغشان در سس کچاپ هنگام ناهار لذت بردند.
a sour liquid that is commonly used in cooking, cleaning, or to preserve food

سرکه
آنها از سرکه برای ترشی انداختن خیارها استفاده کردند و آنها را به ترشیهای ترد و تند خانگی تبدیل کردند.
a rich sauce made with milk, flour, and butter

سس بشامل
سس سفید با سیر و گیاهان معطر تقویت شد تا مکمل ماهی باشد.
a substance for chewing with different tastes such as strawberry, mint, etc.

آدامس
بعضی از افراد از آدامس برای کمک به تازه کردن نفس خود استفاده میکنند.
a hard and colored candy often with a fruity taste, which is made of boiled corn syrup and sugar

آبنبات
دندانپزشک توصیه کرد که برای جلوگیری از پوسیدگی دندان، آب نبات سفت زیاد نخورید.
a type of candy that is flat or round and is on a stick

آبنباتچوبی
آبنبات چوبی پاداشی شیرین برای تمام کردن تکالیفش به موقع بود.
a frozen dessert typically made from flavored water or fruit juice frozen around a stick

بستنی یخی, آلاسکا
آبمیوه یخی در گرما به سرعت آب شد و انگشتان چسبناک و لبخندهای راضی به جا گذاشت.
a sweet creamy dish made with milk, sugar, and flour, served cold as a dessert

پودینگ, فرنی
پودینگ با خامه زده شده و کمی دارچین پاشیده شده بود.
an amount of food served to one person

پرس (غذا)
به او یک قسمت از سوپ داده شد تا قبل از تصمیم گیری برای سفارش کامل بچشد.
a meal eaten in the evening, typically lighter than dinner and often the last meal of the day

شام سبک
کافه مجموعهای از سوپها و ساندویچها را برای کسانی که به دنبال یک گزینه سریع برای شام هستند ارائه میدهد.
a meal bought from a restaurant or store to be eaten somewhere else

غذای بیرونبر
غذای بیرونبر از رستوران چینی مورد علاقهشان به سرعت رسید و هنوز گرم بود.
a loaf of bread that is small and made for one person

نان گرد, رول
بعد از غذا، آنها از نانهای گرم و آغشته به کره لذت بردند.
a soft and thick substance made from boiled tomatoes, used as a cooking ingredient

رب گوجهفرنگی
آنها از رب گوجهفرنگی در دستور غذاي فلفل قرمز استفاده کردند تا به آن طعمی قوی و تند بدهند.