فهرست واژگان سطح B2 - غذا

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد غذاها، مانند "پاستری"، "باگت"، "خردل" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
cuisine [اسم]
اجرا کردن

سبک آشپزی

Ex: The local food festival showcased the best of regional cuisine with food from different cultures .

جشنواره غذای محلی بهترین‌های آشپزی منطقه‌ای را با غذاهایی از فرهنگ‌های مختلف به نمایش گذاشت.

اجرا کردن

کربوهیدرات

Ex: The nutritionist recommended limiting refined carbohydrates like sugary snacks .

متخصص تغذیه توصیه کرد که کربوهیدرات‌های تصفیه شده مانند تنقلات شیرین محدود شوند.

bagel [اسم]
اجرا کردن

بیگل

Ex: She topped the bagel with a sprinkle of everything seasoning for extra flavor .

او روی بیگل کمی چاشنی همه چیز پاشید تا طعم بهتری داشته باشد.

baguette [اسم]
اجرا کردن

نان باگت

Ex:

آنها از باگت باقیمانده برای درست کردن خرده‌نان برای یک کاسرول خوشمزه استفاده کردند.

cereal [اسم]
اجرا کردن

غلات

Ex: The bakery used freshly milled cereal to make whole-grain bread .

نانوایی از غلات تازه آسیاب شده برای تهیه نان سبوس‌دار استفاده کرد.

pastry [اسم]
اجرا کردن

شیرینی

Ex: He bought a chocolate pastry as a treat to enjoy with his afternoon coffee .

او یک شیرینی شکلاتی به عنوان یک خوراکی برای لذت بردن با قهوه بعد از ظهرش خرید.

herb [اسم]
اجرا کردن

سبزی

Ex: The garden is filled with an assortment of herbs like parsley , sage , and cilantro .

باغ پر از انواع گیاهان دارویی مانند جعفری، مریم گلی و گشنیز است.

beet [اسم]
اجرا کردن

چغندر

Ex: The salad was topped with sliced , cooked beets and crumbled goat cheese .

سالاد با چغندر ورقه‌ورقه شده و پخته شده و پنیر بز خرد شده تزئین شده بود.

اجرا کردن

فلفل سبز

Ex: Green pepper has a slightly bitter flavor compared to red peppers .

فلفل سبز در مقایسه با فلفل قرمز طعم کمی تلخ دارد.

red pepper [اسم]
اجرا کردن

فلفل قرمز

Ex: The red pepper was stuffed with a mixture of rice and ground meat before baking .

فلفل قرمز قبل از پختن با مخلوطی از برنج و گوشت چرخ کرده پر شده بود.

goat cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر بز

Ex: They served goat cheese with crackers and a variety of fruit as part of the appetizer platter .

آنها پنیر بز را به همراه کراکر و انواع میوه به عنوان بخشی از پیش‌غذا سرو کردند.

margarine [اسم]
اجرا کردن

کره گیاهی

Ex: The recipe called for margarine as a substitute for butter in baking cookies .

دستور غذا مارگارین را به عنوان جایگزینی برای کره در پخت کلوچه ها پیشنهاد کرد.

sour cream [اسم]
اجرا کردن

خامه ترش

Ex: I like to dollop sour cream on top of my spicy chili to balance out the heat .

من دوست دارم خامه ترش را روی فلفل تندم بگذارم تا تندی آن را متعادل کند.

raspberry [اسم]
اجرا کردن

تمشک

Ex: She used frozen raspberries in the pie filling for a rich and tart taste .

او از تمشک منجمد در پر کردن پای برای یک طعم غنی و ترش استفاده کرد.

spice [اسم]
اجرا کردن

ادویه

Ex: The recipe calls for a pinch of spice for added flavor .

دستور غذا به یک قاشق چای‌خوری ادویه برای افزودن طعم نیاز دارد.

اجرا کردن

سیب‌زمینی شیرین

Ex: He mashed the sweet potatoes and added a touch of butter for a creamy , flavorful side .

او سیب‌زمینی شیرین را له کرد و کمی کره برای یک غذای جانبی خامه‌ای و خوش‌طعم اضافه کرد.

zucchini [اسم]
اجرا کردن

کدوسبز

Ex: He added grated zucchini to the muffin batter to increase its moisture and nutritional value .

او کدو سبز رنده شده را به خمیر مافین اضافه کرد تا رطوبت و ارزش غذایی آن را افزایش دهد.

wheat [اسم]
اجرا کردن

گندم

Ex: They included wheat in their diet for its nutritional benefits and fiber content .

آنها گندم را به دلیل فواید تغذیه‌ای و محتوای فیبر آن در رژیم غذایی خود گنجاندند.

beefsteak [اسم]
اجرا کردن

بیفتک گوساله

Ex: The gourmet cooking class focused on mastering the art of cooking the perfect beefsteak .

کلاس آشپزی گورمه بر تسلط بر هنر پخت بیف استیک کامل متمرکز بود.

kebab [اسم]
اجرا کردن

کباب

Ex: The restaurant offers a variety of kebabs , including beef , shrimp , and mixed vegetable options .

رستوران انواع مختلفی از کباب را ارائه می‌دهد، از جمله گزینه‌های گوشت گاو، میگو و سبزیجات مخلوط.

meatloaf [اسم]
اجرا کردن

میتلف

Ex: The leftovers from the meatloaf were used in sandwiches for lunch the next day .

باقیمانده‌های کیک گوشت برای ناهار روز بعد در ساندویچ‌ها استفاده شد.

mayonnaise [اسم]
اجرا کردن

سس مایونز

Ex: The chef recommended adding a touch of mayonnaise to the deviled eggs for extra creaminess .

آشپز توصیه کرد که برای کرمی‌تر شدن، کمی مایونز به تخم‌مرغ‌های شیطانی اضافه شود.

mustard [اسم]
اجرا کردن

خردل

Ex: You ca n't have a classic hot dog without a generous squeeze of mustard on top .

شما نمی‌توانید یک هات داگ کلاسیک بدون یک فشار سخاوتمندانه از خردل روی آن داشته باشید.

soy sauce [اسم]
اجرا کردن

سس سویا

Ex: They brought a bottle of soy sauce to the picnic , adding a savory twist to their outdoor meal .

آنها یک بطری سس سویا به پیکنیک آوردند، که به غذای فضای بازشان یک چرخش خوشمزه اضافه کرد.

ketchup [اسم]
اجرا کردن

سس کچاپ

Ex: They ran out of ketchup , so he had to use mustard on his sandwich instead .

آنها کچاپشان تمام شده بود، بنابراین او مجبور شد به جای آن از خردل در ساندویچش استفاده کند.

vinegar [اسم]
اجرا کردن

سرکه

Ex: She mixed vinegar with oil and herbs to create a homemade salad dressing .

او سرکه را با روغن و گیاهان مخلوط کرد تا یک سس سالاد خانگی درست کند.

white sauce [اسم]
اجرا کردن

سس بشامل

Ex: The chef demonstrated how to make a velvety white sauce as a base for a pasta dish .

آشپز نشان داد که چگونه یک سس سفید مخملی به عنوان پایه برای یک غذای پاستا درست می‌شود.

chewing gum [اسم]
اجرا کردن

آدامس

Ex: They handed out packs of chewing gum as part of a promotional giveaway .

آن‌ها بسته‌های آدامس را به عنوان بخشی از یک پیشکش تبلیغاتی توزیع کردند.

hard candy [اسم]
اجرا کردن

آب‌نبات

Ex: The hard candy was a favorite treat of hers from childhood , with its sweet , long-lasting flavor .

آبنبات سفت از دوران کودکی خوراکی مورد علاقه او بود، با طعم شیرین و ماندگارش.

lollipop [اسم]
اجرا کردن

آب‌نبات‌چوبی

Ex: She chose a lollipop with a swirl of multiple colors for a fun , vibrant treat .

او یک آبنبات چوبی با چرخشی از رنگ‌های متعدد برای یک خوراکی شاد و پرانرژی انتخاب کرد.

popsicle [اسم]
اجرا کردن

بستنی یخی

Ex: Popsicles come in a variety of flavors , from strawberry to lemonade .

بستنی یخی در طعم‌های مختلفی از توت فرنگی تا لیموناد موجود است.

pudding [اسم]
اجرا کردن

پودینگ

Ex: She refrigerated the pudding overnight to let it set before serving .

او پودینگ را یک شب در یخچال گذاشت تا قبل از سرو شدن ببندد.

portion [اسم]
اجرا کردن

پرس (غذا)

Ex: He carefully measured the portion of rice to ensure it fit within his dietary plan .

او به دقت بخش برنج را اندازه‌گیری کرد تا مطمئن شود که در برنامه غذایی او جای می‌گیرد.

supper [اسم]
اجرا کردن

شام سبک

Ex: She prepared a hearty supper of roast chicken with vegetables and mashed potatoes .

او یک شام مقوی از مرغ کباب شده با سبزیجات و پوره سیب زمینی آماده کرد.

takeout [اسم]
اجرا کردن

غذای بیرون‌بر

Ex:

او سفارش بیرون‌بر را برداشت و آن را به خانه آورد تا یک وعده غذایی خانوادگی دنج داشته باشند.

roll [اسم]
اجرا کردن

نان گرد

Ex: The dinner table was adorned with a basket of soft , golden-brown rolls .

میز شام با سبدی از نان‌های رول نرم و طلایی-قهوه‌ای تزئین شده بود.

اجرا کردن

رب گوجه‌فرنگی

Ex: The recipe called for adding a tablespoon of tomato paste to the stew for extra depth .

دستور غذا خواستار اضافه کردن یک قاشق غذاخوری رب گوجه فرنگی به خورش برای عمق بیشتر بود.