فهرست واژگان سطح B2 - غذا
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد غذاها، مانند "پاستری"، "باگت"، "خردل" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a method or style of cooking that is specific to a country or region

سبک آشپزی
او یک کلاس آشپزی گرفت تا تکنیکهای آشپزی فرانسوی را یاد بگیرد و غذاهای کلاسیک درست کند.
a substance that consists of hydrogen, oxygen, and carbon that provide heat and energy for the body, found in foods such as bread, pasta, fruits, etc.

کربوهیدرات
ورزشکاران اغلب قبل از مسابقات استقامتی کربوهیدرات مصرف میکنند تا عملکرد خود را تقویت کنند.
a type of bread shaped like a ring with a hard texture

بیگل, نان دوناتیشکل
نانوایی انواع بیگل را ارائه میداد، از جمله ساده، همه چیز و کشمش دارچینی.
a loaf of bread that is narrow and long

نان باگت
دستور غذا خواستار برش دادن باگت به قطعات و تست کردن آنها برای کروستینی بود.
any of the various types of grass that produce grains such as wheat, barley, rye, etc., which can be used to make flour or bread

غلات
او یاد گرفت که چگونه غلات را به آرد برای استفاده در دستور العملهای سنتی تبدیل کند.
a baked good made from dough or batter, often sweetened or filled with ingredients like fruit, nuts, or chocolate

شیرینی
نانوایی در شیرینیهای تازه پخته شده مانند کروسان و دنیش تخصص دارد.
a plant with seeds, leaves, or flowers used for cooking or medicine, such as mint and parsley

سبزی, گیاه چاشنی یا دارویی
نعناع یک گیاه خنک کننده است که به خوبی با میوه ها، سالادها و نوشیدنی ها ترکیب می شود.
a vegetable with a round dark red root that is used in cooking or producing sugar

چغندر
او چغندر را ترشی انداخت تا به عنوان چاشنی ترش برای ساندویچها و برگرها استفاده کند.
a hollow fruit with a sweet taste and green color, eaten raw or cooked

فلفل سبز, فلفل دلمهای
من به خصوص از طعم فلفل سبز لذت نمیبرم، بنابراین ترجیح میدهم آن را از ساندویچهایم حذف کنم.
a type of pepper with a very hot taste that is red in color

فلفل قرمز
او فلفل قرمز را برش زد و به عنوان یک افزودنی رنگی به بشقاب سبزیجات استفاده کرد.
any cheese that is made from goat's milk

پنیر بز
دستور غذا پنیر بز را برای مخلوط کردن با پاستا جهت تهیه سس خامهای طلب میکرد.
a type of food similar to butter, made from vegetable oils or animal fats

کره گیاهی, مارگارین
آنها تصمیم گرفتند به جای کره از مارگارین برای گزینهای سالمتر در آشپزی خود استفاده کنند.
a light cream that is produced from regular cream and lactic acid bacteria

خامه ترش
او از یک کاسه چیلی که با پنیر رنده شده و یک قاشق خامه ترش تزئین شده بود لذت برد.
an edible soft berry that is red or black in color and grows on bushes

تمشک
او از یک اسموتی ساخته شده با تمشک، موز و ماست لذت برد.
a type of dried plant with a pleasant smell used to add taste or color to the food

ادویه
ادویه معطر آشپزخانه را با بوی دلپذیر پر میکند.
a vegetable similar to a potato in shape that has a sweet taste and white flesh

سیبزمینی شیرین
سیبزمینی شیرین یک ماده کلیدی در پای بود که به آن طعمی غنی و خاکی میداد.
a long and thin vegetable with dark green skin

کدوسبز
کدو سبز با سایر سبزیجات برای یک ترکیب خوشمزه و رنگارنگ کباب شد.
the common grain that is used in making flour, taken from a cereal grass which is green and tall

گندم
او از محصولات حاوی گندم به دلیل حساسیت به گلوتن اجتناب میکرد.
a thick slice of beef that is often cooked by grilling

بیفتک گوساله, استیک گوشت گوساله
او یک بیف استیک آبدار با پخت متوسط-کم همراه با پوره سیب زمینی سفارش داد.
food made with pieces of meat and vegetables roasted or grilled on fire, typically on a skewer

کباب
فروشنده خیابانی کباب بره را روی آتش باز کباب کرد و با عطر آن رهگذران را جذب کرد.
a type of food made with meat, eggs, etc., baked in the shape of a loaf of bread

میتلف
خانواده از یک شام مقوی شامل کیک گوشت که با پوره سیب زمینی و لوبیا سبز سرو شده بود لذت بردند.
a thick white dressing made with egg yolks, vegetable oil, and vinegar, served cold

سس مایونز
دستور سالاد کلم نیاز به مخلوط کردن مایونز با کلم رنده شده و هویج داشت.
a cold yellow or brown condiment with a hot taste taken from the seeds of a small plant with yellow flowers

خردل
آشپز یک لعاب عسل و خردل برای چرب کردن ران مرغ کبابی آماده کرد.
a thin dark brown sauce, made from soybeans, used in Asian cuisines

سس سویا
سس سویا یک ماده کلیدی در غذاهای سنتی ژاپنی مانند سوشی و تریاکی است.
a cold sauce made from tomatoes, which has a thick texture and is served with some food

سس کچاپ, سس قرمز
رستوران یک کاسه کوچک کچاپ در کنار سبد سیبزمینیهای ترد سرو کرد.
a sour liquid that is commonly used in cooking, cleaning, or to preserve food

سرکه
آنها از سرکه برای ترشی انداختن خیارها استفاده کردند و آنها را به ترشیهای ترد و تند خانگی تبدیل کردند.
a rich sauce made with milk, flour, and butter

سس بشامل
دستور تهیه خواستار افزودن سس سفید به مخلوط مرغ و بروکلی برای یک کاسرول آرامشبخش بود.
a substance for chewing with different tastes such as strawberry, mint, etc.

آدامس
بچهها از انتخاب میان طعمهای مختلف آدامس در فروشگاه هیجانزده بودند.
a hard and colored candy often with a fruity taste, which is made of boiled corn syrup and sugar

آبنبات
شیشه روی پیشخوان پر از طعمهای مختلف آبنبات سخت رنگارنگ بود.
a type of candy that is flat or round and is on a stick

آبنباتچوبی
کودکان طعمهای مورد علاقهشان از آبنبات چوبی را از مغازه آب نبات انتخاب کردند.
a frozen dessert typically made from flavored water or fruit juice frozen around a stick

بستنی یخی, آلاسکا
بچهها پس از بازی در آفتاب، با اشتیاق برای بستنی یخی صف کشیدند.
a sweet creamy dish made with milk, sugar, and flour, served cold as a dessert

پودینگ, فرنی
منوی دسر رستوران شامل پودینگ وانیلی غنی با سس کارامل بود.
an amount of food served to one person

پرس (غذا)
پرسهای رستوران به اندازهای بزرگ بودند که بین دو نفر قابل تقسیم باشند.
a meal eaten in the evening, typically lighter than dinner and often the last meal of the day

شام سبک
کافه مجموعهای از سوپها و ساندویچها را برای کسانی که به دنبال یک گزینه سریع برای شام هستند ارائه میدهد.
a meal bought from a restaurant or store to be eaten somewhere else

غذای بیرونبر
ظرف غذای بیرونبر با دقت بستهبندی شده بود تا غذا در طول مسیر گرم و تازه بماند.
a loaf of bread that is small and made for one person

نان گرد, رول
بعد از غذا، آنها از نانهای گرم و آغشته به کره لذت بردند.
a soft and thick substance made from boiled tomatoes, used as a cooking ingredient

رب گوجهفرنگی
آنها از رب گوجهفرنگی در دستور غذاي فلفل قرمز استفاده کردند تا به آن طعمی قوی و تند بدهند.