مدیر اجرایی
مدیر شهری خدمات عمومی را هماهنگ میکند و منابع شهرداری را مدیریت مینماید.
در اینجا برخی از عناوین شغلی به انگلیسی مانند "دستیار"، "روانپزشک"، "کیوریتور" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مدیر اجرایی
مدیر شهری خدمات عمومی را هماهنگ میکند و منابع شهرداری را مدیریت مینماید.
معاون (یک شخص مهم)
به عنوان یک دستیار قانونگذاری، مسئولیتهای او شامل تحقیق و پیشنویس پیشنهادات سیاستی است.
مدیر ارشد فناوری
او پس از نشان دادن رهبری استثنایی در مدیریت فناوری اطلاعات به مدیر ارشد فناوری ارتقا یافت.
موزهدار
به عنوان کیوریتور، او بر خرید و فهرستبندی آثار هنری جدید برای موزه نظارت میکند.
برگزارکننده
او یک ترویجدهنده شناختهشده از هنرمندان محلی است که نمایشگاههایی را برای نمایش کارهایشان سازماندهی میکند.
رئیس اداره آتشنشانی
رئیس آتشنشانی پروتکلهای ایمنی جدیدی را برای افزایش محافظت از آتشنشانها اجرا کرد.
استادتمام
استادان تماموقت مسئولیت شکلدهی به برنامه درسی و راهنمایی سیاستهای بخش را دارند.
اپتومتریست
کلینیک بیناییسنج خدمات متنوعی از جمله تنظیم لنزهای تماسی و غربالگری بینایی ارائه میدهد.
فیزیوتراپ
به عنوان یک فیزیوتراپیست، او به طور نزدیک با بیماران کار میکند تا تحرک و قدرت آنها را بهبود بخشد.
متخصص (سلامت)
رویکرد جامعنگر پزشک به سلامتی شامل رژیم غذایی، ورزش و مدیریت استرس میشود.
روانپزشک
به عنوان یک روانپزشک کودک، او با بیماران جوان کار میکند تا مسائل رفتاری و عاطفی را برطرف کند.
خدمتکار تهاتری
به عنوان یک au pair، او در حالی که با یک خانواده میزبان زندگی میکرد، درباره تبادل فرهنگی یاد گرفت.
متخصص زیبایی
آرایشگر یک رژیم مراقبت از پوست جدید را برای بهبود رنگ پوست مشتری خود توصیه کرد.
شوفر
شغل راننده شامل حفظ تمیزی و نگهداری وسیله نقلیه میشود.
کارمند دولت
به عنوان یک کارمند دولت، او متعهد به خدمت به منافع عمومی با صداقت و حرفهایگری است.
طراح داخلی
فرد همهفنحریف
تخصص مرد همهکاره به لولهکشی، کارهای برقی و نجاری گسترش مییابد.
نظافتچی (هتل و...)
مسئولیتهای خدمتکار شامل جارو کشیدن، گردگیری و شستن لباسها میشود.
جواهرساز
تخصص جواهرساز در شناسایی سنگهای قیمتی در صنعت بسیار مورد تقاضا است.
کارگر
کار کارگر شامل بلند کردن، حمل و نقل مواد در محل ساخت و ساز میشود.
نجاتغریق
ناجی غریق سوت خود را زد تا علامت دهد که استخر برای روز بسته میشود.
خدمتکار (زن)
خدمتکار هر صبح قبل از بیدار شدن خانواده صبحانه را آماده میکرد.
تاجر
تاجر انواع کالاها را ارائه میداد، از جواهرات دستساز گرفته تا منسوجات نفیس.
پرستار بچه
او به پرستار بچه اعتماد داشت تا غذاها را آماده کند و بعد از مدرسه در تکالیف کمک کند.
باربر (هتل و غیره)
پورتر هتل به طور مؤثر وسایل مهمانان را در زمان ورود سازماندهی کرد.
جنگلبان
او همیشه میخواست یک محیط بان باشد، روزهایش را به محافظت و حفظ مناظر طبیعی میگذراند.
کاسب
بازرگان هر آخر هفته غرفه خود را در بازار برپا میکرد تا سفالینههای دستساز خود را بفروشد.
متولی
هیئت امنا به صورت سهماهه تشکیل جلسه میداد تا سلامت مالی و جهتگیری استراتژیک سازمان را بررسی کند.
مدیر ارشد مالی
مدیر مالی ارشد به طور نزدیک با سایر مدیران اجرایی همکاری کرد تا ابتکارات رشد استراتژیک سازمان را توسعه دهد.
دیدهبان
ناظران محیط زیست به طور منظم کیفیت هوا و آب را بررسی میکنند تا از سلامت عمومی محافظت کنند.
فروشنده
من پشت پیشخوان منتظر ماندم تا فروشنده اقلام مرا ثبت کند.