فهرست واژگان سطح C1 - عناوین شغلی

در اینجا برخی از عناوین شغلی به انگلیسی مانند "دستیار"، "روانپزشک"، "کیوریتور" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
اجرا کردن

مدیر اجرایی

Ex: The city administrator coordinates public services and manages municipal resources .

مدیر شهری خدمات عمومی را هماهنگ می‌کند و منابع شهرداری را مدیریت می‌نماید.

aide [اسم]
اجرا کردن

معاون (یک شخص مهم)

Ex: As a legislative aide , his responsibilities include researching and drafting policy proposals .

به عنوان یک دستیار قانونگذاری، مسئولیت‌های او شامل تحقیق و پیشنویس پیشنهادات سیاستی است.

اجرا کردن

مدیر ارشد فناوری

Ex: She was promoted to chief technology officer after demonstrating exceptional leadership in IT management .

او پس از نشان دادن رهبری استثنایی در مدیریت فناوری اطلاعات به مدیر ارشد فناوری ارتقا یافت.

curator [اسم]
اجرا کردن

موزه‌دار

Ex: As a curator , he oversees the acquisition and cataloging of new artworks for the museum .

به عنوان کیوریتور، او بر خرید و فهرست‌بندی آثار هنری جدید برای موزه نظارت می‌کند.

promoter [اسم]
اجرا کردن

برگزارکننده

Ex: She is a well-known promoter of local artists , organizing exhibitions to showcase their work .

او یک ترویج‌دهنده شناخته‌شده از هنرمندان محلی است که نمایشگاه‌هایی را برای نمایش کارهایشان سازماندهی می‌کند.

fire chief [اسم]
اجرا کردن

رئیس اداره آتش‌نشانی

Ex: The fire chief implemented new safety protocols to enhance firefighter protection .

رئیس آتش‌نشانی پروتکل‌های ایمنی جدیدی را برای افزایش محافظت از آتش‌نشان‌ها اجرا کرد.

اجرا کردن

استادتمام

Ex: Full professors have the responsibility to shape the curriculum and guide departmental policies .

استادان تمام‌وقت مسئولیت شکل‌دهی به برنامه درسی و راهنمایی سیاست‌های بخش را دارند.

optometrist [اسم]
اجرا کردن

اپتومتریست

Ex: The optometrist 's clinic offers a range of services , including contact lens fittings and vision screenings .

کلینیک بینایی‌سنج خدمات متنوعی از جمله تنظیم لنزهای تماسی و غربالگری بینایی ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

فیزیوتراپ

Ex: As a physiotherapist , he works closely with patients to improve their mobility and strength .

به عنوان یک فیزیوتراپیست، او به طور نزدیک با بیماران کار می‌کند تا تحرک و قدرت آنها را بهبود بخشد.

اجرا کردن

متخصص (سلامت)

Ex: The practitioner 's holistic approach to wellness includes diet , exercise , and stress management .

رویکرد جامع‌نگر پزشک به سلامتی شامل رژیم غذایی، ورزش و مدیریت استرس می‌شود.

اجرا کردن

روان‌پزشک

Ex: As a child psychiatrist , he works with young patients to address behavioral and emotional issues .

به عنوان یک روانپزشک کودک، او با بیماران جوان کار می‌کند تا مسائل رفتاری و عاطفی را برطرف کند.

au pair [اسم]
اجرا کردن

خدمتکار تهاتری

Ex: As an au pair , she learned about cultural exchange while living with a host family .

به عنوان یک au pair، او در حالی که با یک خانواده میزبان زندگی می‌کرد، درباره تبادل فرهنگی یاد گرفت.

beautician [اسم]
اجرا کردن

متخصص زیبایی

Ex: The beautician recommended a new skincare regimen to improve her client 's complexion .

آرایشگر یک رژیم مراقبت از پوست جدید را برای بهبود رنگ پوست مشتری خود توصیه کرد.

chauffeur [اسم]
اجرا کردن

شوفر

Ex: The chauffeur 's job includes maintaining the cleanliness and upkeep of the vehicle .

شغل راننده شامل حفظ تمیزی و نگهداری وسیله نقلیه می‌شود.

اجرا کردن

کارمند دولت

Ex: As a civil servant , she is committed to serving the public interest with integrity and professionalism .

به عنوان یک کارمند دولت، او متعهد به خدمت به منافع عمومی با صداقت و حرفه‌ای‌گری است.

decorator [اسم]
اجرا کردن

طراح داخلی

Ex: A skilled decorator can transform a room entirely with color and texture .
handyman [اسم]
اجرا کردن

فرد همه‌فن‌حریف

Ex: The handyman 's expertise extends to plumbing , electrical work , and carpentry .

تخصص مرد همه‌کاره به لوله‌کشی، کارهای برقی و نجاری گسترش می‌یابد.

housekeeper [اسم]
اجرا کردن

نظافتچی (هتل و...)

Ex: The housekeeper 's responsibilities include vacuuming , dusting , and laundry .

مسئولیت‌های خدمتکار شامل جارو کشیدن، گردگیری و شستن لباس‌ها می‌شود.

jeweler [اسم]
اجرا کردن

جواهرساز

Ex: The jeweler 's expertise in gemstone identification is highly sought after in the industry .

تخصص جواهرساز در شناسایی سنگ‌های قیمتی در صنعت بسیار مورد تقاضا است.

laborer [اسم]
اجرا کردن

کارگر

Ex: The laborer 's job involves lifting , carrying , and transporting materials on the construction site .

کار کارگر شامل بلند کردن، حمل و نقل مواد در محل ساخت و ساز می‌شود.

lifeguard [اسم]
اجرا کردن

نجات‌غریق

Ex: The lifeguard blew her whistle to signal that the pool was closing for the day .

ناجی غریق سوت خود را زد تا علامت دهد که استخر برای روز بسته می‌شود.

maid [اسم]
اجرا کردن

خدمتکار (زن)

Ex: The maid prepared breakfast every morning before the family woke up .

خدمتکار هر صبح قبل از بیدار شدن خانواده صبحانه را آماده می‌کرد.

merchant [اسم]
اجرا کردن

تاجر

Ex: The merchant offered a variety of goods , from handcrafted jewelry to fine textiles .

تاجر انواع کالاها را ارائه می‌داد، از جواهرات دست‌ساز گرفته تا منسوجات نفیس.

nanny [اسم]
اجرا کردن

پرستار بچه

Ex: She trusted the nanny to prepare meals and help with homework after school .

او به پرستار بچه اعتماد داشت تا غذاها را آماده کند و بعد از مدرسه در تکالیف کمک کند.

porter [اسم]
اجرا کردن

باربر (هتل و غیره)

Ex: The hotel porter efficiently organized guests ' belongings upon arrival .

پورت‌ر هتل به طور مؤثر وسایل مهمانان را در زمان ورود سازماندهی کرد.

ranger [اسم]
اجرا کردن

جنگل‌بان

Ex: She always wanted to be a ranger , spending her days protecting and preserving natural landscapes .

او همیشه می‌خواست یک محیط بان باشد، روزهایش را به محافظت و حفظ مناظر طبیعی می‌گذراند.

tradesman [اسم]
اجرا کردن

کاسب

Ex: The tradesman set up his stall at the market every weekend to sell his handmade pottery .

بازرگان هر آخر هفته غرفه خود را در بازار برپا می‌کرد تا سفالینه‌های دست‌ساز خود را بفروشد.

trustee [اسم]
اجرا کردن

متولی

Ex:

هیئت امنا به صورت سه‌ماهه تشکیل جلسه می‌داد تا سلامت مالی و جهت‌گیری استراتژیک سازمان را بررسی کند.

اجرا کردن

مدیر ارشد مالی

Ex: The chief financial officer worked closely with other executives to develop the organization 's strategic growth initiatives .

مدیر مالی ارشد به طور نزدیک با سایر مدیران اجرایی همکاری کرد تا ابتکارات رشد استراتژیک سازمان را توسعه دهد.

monitor [اسم]
اجرا کردن

دیده‌بان

Ex: Environmental monitors regularly check air and water quality to protect public health .

ناظران محیط زیست به طور منظم کیفیت هوا و آب را بررسی می‌کنند تا از سلامت عمومی محافظت کنند.

salesclerk [اسم]
اجرا کردن

فروشنده

Ex: I waited at the counter for the salesclerk to ring up my items .

من پشت پیشخوان منتظر ماندم تا فروشنده اقلام مرا ثبت کند.