فهرست واژگان سطح C1 - بیرون غذا خوردن

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره غذاها و شام، مانند "diner"، "greasy"، "entrée" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
gastronomy [اسم]
اجرا کردن

خوراک‌شناسی

Ex: The city is renowned for its gastronomy , offering a wide range of gourmet restaurants .

این شهر به خاطر گاسترونومی خود معروف است و طیف گسترده‌ای از رستوران‌های گورمه را ارائه می‌دهد.

bistro [اسم]
اجرا کردن

کافه‌رستوران (کوچک و به‌صرفه)

Ex: They decided to meet for lunch at a nearby bistro to catch up over salads and sandwiches .

آن‌ها تصمیم گرفتند برای ناهار در یک رستوران کوچک نزدیک ملاقات کنند تا با سالاد و ساندویچ گپ بزنند.

اجرا کردن

قنادی (حرفه‌ای)

Ex: During the holidays , the confectionery offers special seasonal treats like gingerbread cookies and peppermint bark .

در طول تعطیلات، شیرینی‌فروشی خوراکی‌های ویژه فصلی مانند کلوچه‌های زنجبیلی و پوست نعنا ارائه می‌دهد.

diner [اسم]
اجرا کردن

غذاخوری

Ex: They ordered a slice of homemade pie from the diner 's dessert menu .

آنها یک برش پای خانگی از منوی دسر رستوران کوچک سفارش دادند.

اجرا کردن

خدمات سواره

Ex: Due to the pandemic , many restaurants expanded their drive-through services to accommodate more customers .

به دلیل همه‌گیری، بسیاری از رستوران‌ها خدمات درایو-ترو خود را برای پذیرش مشتریان بیشتر گسترش دادند.

food court [اسم]
اجرا کردن

غذا‌سرا

Ex: They spent the afternoon sampling different cuisines from the stalls in the food court .

آنها بعدازظهر را با چشیدن غذاهای مختلف از غرفه‌های فود کورت گذراندند.

cholesterol [اسم]
اجرا کردن

کلسترول

Ex: She takes medication to manage her cholesterol and prevent heart disease .

او دارو مصرف می‌کند تا کلسترول خود را مدیریت کند و از بیماری قلبی جلوگیری کند.

greasy [صفت]
اجرا کردن

چرب‌وچیلی

Ex:

پیتزا خوشمزه بود اما نسبتاً چرب بود، با روغنی که روی سطح پنیر جمع شده بود.

oily [صفت]
اجرا کردن

چرب‌وچیلی

Ex:

آن‌ها سوپ را خیلی چرب یافتند و سطح آن را برای حذف روغن اضافی برداشتند.

savory [صفت]
اجرا کردن

خوش‌طعم

Ex:

غذای مورد علاقه او یک کیش خوشمزه بود که پر از پنیر، ژامبون و اسفناج بود.

stale [صفت]
اجرا کردن

بیات

Ex: The pastry had gone stale in the display case , losing its flakiness and becoming dry .

شیرینی در ویترین بیات شده بود، پوسته پوسته بودن خود را از دست داده و خشک شده بود.

tasteless [صفت]
اجرا کردن

بی‌مزه

Ex: The tasteless rice lacked seasoning and left her craving something more flavorful .

برنج بی‌مزه فاقد چاشنی بود و او را مشتاق چیزی خوش‌طعم‌تر کرد.

tender [صفت]
اجرا کردن

نرم

Ex: They marinated the pork overnight to make it extra tender and flavorful .

آنها گوشت خوک را یک شبانه‌روز مزه‌دار کردند تا نرم و خوش‌طعم‌تر شود.

yummy [صفت]
اجرا کردن

خوشمزه

Ex: Their grandma 's homemade apple pie was always a yummy treat .

پای سیب خانگی مادربزرگشان همیشه یک خوراکی خوشمزه بود.

اجرا کردن

سلف‌سرویس

Ex:

کتابخانه ماشین‌های پرداخت خودخدمت را برای ساده‌سازی فرآیند امانت نصب کرد.

appetizer [اسم]
اجرا کردن

پیش‌غذا

Ex: The waiter recommended the cheese platter as an excellent appetizer to pair with our wine .

پیشخدمت پنیر پلاتر را به عنوان یک پیش غذا عالی برای همراهی با شراب ما توصیه کرد.

entree [اسم]
اجرا کردن

غذای اصلی

Ex:

پیشخدمت کتلت گوسفندی را به عنوان غذای اصلی توصیه کرد، که به خاطر طعم غنی و نرمی اش معروف است.

specialty [اسم]
اجرا کردن

غذای مخصوص

Ex: The local brewery 's specialty beer , a stout aged in bourbon barrels , has won several awards .

آبجو تخصصی آبجوسازی محلی، یک استاوت که در بشکه‌های بوربون کهنه شده، چندین جایزه برده است.

a la carte [اسم]
اجرا کردن

منوی قیمت جدا

Ex:

منوی à la carte کافه به صورت فصلی تغییر می‌کند و در هر غذا مواد تازه و فصلی ارائه می‌دهد.

gourmet [اسم]
اجرا کردن

غذاشناس

Ex: The gourmet 's palate is refined , appreciating the nuances of flavors and textures in every dish .

ذائقه گورمه تصفیه شده است، تفاوت‌های ظریف طعم‌ها و بافت‌ها را در هر غذا می‌ستاید.

regular [اسم]
اجرا کردن

مشتری ثابت

Ex: The bookstore 's regulars eagerly awaited the latest novel by their favorite author .

مشتریان همیشگی کتابفروشی مشتاقانه منتظر جدیدترین رمان نویسنده مورد علاقه خود بودند.

burrito [اسم]
اجرا کردن

بوریتو (نوعی غذای مکزیکی)

Ex:

کامیون غذا بوریتوهای خوشمزه با انواع پرکننده‌ها مانند کارنه آسادا و کارنیتاس سرو می‌کند.

caviar [اسم]
اجرا کردن

خاویار

Ex: She asked friends and family for recommendations on where to find affordable caviar .

او از دوستان و خانواده در مورد اینکه کجا می‌توان خاویار مقرون‌به‌صرفه پیدا کرد، توصیه خواست.

schnitzel [اسم]
اجرا کردن

شنیسل

Ex: He enjoys making schnitzel at home , using a family recipe passed down through generations .

او از درست کردن شنیتسل در خانه لذت می‌برد، با استفاده از یک دستورالعمل خانوادگی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

spring roll [اسم]
اجرا کردن

اسپرینگ‌رول

Ex: The restaurant offers a variety of spring rolls , including shrimp and pork options .

رستوران انواع رول بهاری را ارائه می‌دهد، از جمله گزینه‌های میگو و گوشت خوک.

sushi [اسم]
اجرا کردن

سوشی

Ex: The sushi restaurant imports fresh fish from Japan to ensure the highest quality .

رستوران سوشی ماهی تازه را از ژاپن وارد می‌کند تا بالاترین کیفیت را تضمین کند.

taco [اسم]
اجرا کردن

تاکو

Ex: The taco festival featured a variety of tacos , from traditional to gourmet creations .

جشنواره تاکو شامل انواع مختلف تاکو، از سنتی تا خلق‌های گورمه بود.

port [اسم]
اجرا کردن

شراب پورت

Ex: She bought a bottle of port as a gift for her wine-loving friend .

او یک بطری پورت به عنوان هدیه برای دوست عاشق شرابش خرید.

اجرا کردن

مفصل از کسی پذیرایی کردن

Ex: He wined and dined his partner to celebrate the anniversary .
ale [اسم]
اجرا کردن

ایل (نوعی آبجو)

Ex: She enjoys brewing her own ale at home , experimenting with different hops and yeast strains .

او از دم کردن آل خود در خانه لذت می‌برد، با انواع مختلف رازک و سویه‌های مخمر آزمایش می‌کند.

pina colada [اسم]
اجرا کردن

پینیا کولادا

Ex:

او یاد گرفت که چگونه یک نسخه غیرالکلی از پینا کولادا با استفاده از شیر نارگیل و آب آناناس درست کند.

frappe [اسم]
اجرا کردن

فراپه

Ex: The barista topped the caramel frappe with whipped cream and caramel drizzle .

باریستا فراپه کارامل را با خامه زده شده و شیره کارامل تزئین کرد.

pilsner [اسم]
اجرا کردن

پیلزنر (نوعی نوشیدنی الکلی)

Ex: The pub 's selection of pilsners includes both domestic and imported varieties .

انتخاب پیلسنرهای بار شامل انواع داخلی و وارداتی می‌شود.