فهرست واژگان سطح C1 - بیرون غذا خوردن
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره غذاها و شام، مانند "diner"، "greasy"، "entrée" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the art, science, or activity of exploring how to prepare and eat good food

خوراکشناسی
مدارس آشپزی نه تنها تکنیکهای آشپزی را آموزش میدهند، بلکه به دنیای گاسترونومی نیز عمیقاً میپردازند.
a small restaurant that is not expensive

کافهرستوران (کوچک و بهصرفه), بیسترو
بیسترو در آشپزی فرانسوی تخصص دارد و غذاهای کلاسیکی مانند coq au vin و crème brûlée ارائه میدهد.
a store where chocolate, sweets, etc. are sold

قنادی (حرفهای)
او یک جعبه ترافل مخلوط از قنادی به عنوان هدیه برای دوستش خرید.
a small restaurant

غذاخوری, رستوران کوچک
منوی رستوران کوچک شامل غذاهای راحتی کلاسیک آمریکایی مانند همبرگر و میلک شیک بود.
a service where one can shop or do business without leaving one's vehicle, such as fast-food restaurants, pharmacies, etc.

خدمات سواره, خرید پنجرهای
درایو-ترو رستوران فست فود در زمان ناهار پر از ماشین بود.
an area in a public place such as a shopping mall, etc. where multiple small restaurants are located

غذاسرا, فودکورت
فود کورت در مرکز خرید شلوغ بود از خریدارانی که برای خوردن استراحت میکردند.
a substance high in fat and found in blood and most body tissues, a high amount of which correlates with an increased risk of heart disease

کلسترول
غذاهای پر از کلسترول، مانند تخم مرغ و گوشت قرمز، باید به میزان متوسط مصرف شوند.
(of food) containing or cooked in a lot of oil

چربوچیلی, روغنی
بعد از خوردن برگر چرب، او کمی احساس تهوع کرد و از انتخاب خود پشیمان شد.
(of food) containing a lot of oil

چربوچیلی, روغنی
او تکه پیتزای خود را با دستمال مالید تا مقداری از باقیمانده روغنی را پاک کند.
pleasing or agreeable to the sense of taste

خوشطعم
او از طعمهای خوشمزه بره پوشیده از گیاهان لذت برد، که به طور کامل برای خوشحال کردن جوانههای چشایی او ادویهدار شده بود.
(of food, particularly cake and bread) not fresh anymore, due to exposure to air or prolonged storage

بیات, مانده
او متوجه شد که کراکرهای داخل انباری بیات شدهاند و تردی معمول خود را از دست دادهاند.
lacking flavor or an interesting taste

بیمزه, بدون طعم
غذای توفوی بیمزه حتی نتوانست خورندههای ماجراجو را در مهمانی تحت تأثیر قرار دهد.
(of food) easy to chew or cut

نرم
او مرغ را به آرامی پخت تا مطمئن شود که آبدار و نرم باقی بماند.
tasting very good

خوشمزه, لذیذ
کیک شکلاتی خوشمزه در دهانش آب شد و او را مشتاق بیشتر کرد.
(of a restaurant, store, etc.) providing customers with the chance to serve themselves and then pay for it

سلفسرویس
ما از راحتی کیوسکهای خودخدمت در فرودگاه برای چک-این سریع لذت بردیم.
a small dish that is eaten before the main part of a meal

پیشغذا, اشتهاآور
رستوران یک پیش غذا رایگان از زیتون و نان چوبی در حالی که منتظر غذای اصلی بودیم ارائه داد.
the main segment of a meal

غذای اصلی
منوی رستوران شامل انواع غذای اصلی بود، از جمله استیک، مرغ و گزینههای گیاهی.
a type of food or drink or other product that a place is known for because it is delivered in high quality

غذای مخصوص, محصول ویژه
نانوایی به خاطر کیکهای خاص خود معروف است، که برای عروسیها و جشن تولدها به طور پیچیده تزیین شدهاند.
a menu in which each dish has a separate price

منوی قیمت جدا, آلاکارت
مهمانان انعطاف پذیری آ لا کارت را تحسین میکنند، که به آنها امکان میدهد غذاها را بر اساس ترجیحات و بودجه خود انتخاب کنند.
someone who enjoys and knows about food and wine very much

غذاشناس, خوراکشناس
این رویداد گورمهها را از سراسر جهان جذب کرد، مشتاق برای چشیدن بهترین غذاها.
a person who buys something from a place or visits it very often

مشتری ثابت
میزدار با نام از مشتریان همیشگی استقبال کرد وقتی که آنها وارد بار شدند.
a dish of a tortilla wrapped around a mixture of ground meat or beans, originated in Mexico

بوریتو (نوعی غذای مکزیکی)
بوریتو پر شده با لوبیا سیاه و پنیر، یک گزینه گیاهخواری رضایت بخش بود.
the preserved eggs of some fish, especially one called sturgeon, eaten as food, which is considered a very expensive dish

خاویار
آنها از یک بازار غذاهای دریایی بازدید کردند و یک قوطی کوچک خاویار خریدند.
a thin slice of meat that is coated with breadcrumbs and then fried

شنیسل
او در رستوران آلمانی یک شنیسل مرغ با سالاد سیبزمینی سفارش داد.
a dish that consists of a pancake that is filled with vegetables and sometimes meat and then fried until crispy, originated in China

اسپرینگرول
رول های بهاری با سس ترش و شیرین برای دیپ سرو شدند.
a dish of small rolls or balls of cold cooked rice flavored with vinegar and garnished with raw fish or vegetables, originated in Japan

سوشی
آشپز سوشی با مهارت انواع نیگیری و ساشیمی را آماده کرد.
a dish that consists of a folded tortilla filled with ground meat, beans, etc., originated in Mexico

تاکو
کامیون تاکو در گوشه، تاکوهای مکزیکی اصیل با تورتیلاهای ذرت خانگی سرو میکند.
a type of dark-red wine with a sweet taste, originated in Portugal

شراب پورت
آنها از یک بطری پورت کهنه با پنیر و کراکر بعد از شام لذت بردند.
to entertain someone with generous or luxurious food and drink

مفصل از کسی پذیرایی کردن
a type of beer that is dark in color and does not contain bubbles

ایل (نوعی آبجو), آبجو انگلیسی
کارخانه آبجوسازی در ساخت ایلها انگلیسی سنتی با استفاده از مواد اولیه محلی تخصص دارد.
a drink made with pineapple, coconut, and rum

پینیا کولادا
پینا کولادا، که با یک برش آناناس و گیلاس تزئین شده بود، در یک لیوان خنک سرو شد.
