فهرست واژگان سطح C1 - جامعه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره هویت و جامعه، مانند "اشرافی"، "نجیب"، "انسان دوست" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
اجرا کردن

انسان‌شناسی

Ex:

انسان‌شناسی فرهنگی بر جوامع انسانی معاصر تمرکز دارد، با بررسی عقاید، اعمال و ساختارهای اجتماعی.

aristocrat [اسم]
اجرا کردن

اشراف‌زاده

Ex: Many aristocrats held prominent positions in government or military , wielding influence and power within society .

بسیاری از اشراف موقعیت‌های برجسته‌ای در دولت یا ارتش داشتند و در جامعه نفوذ و قدرت اعمال می‌کردند.

baron [اسم]
اجرا کردن

بارون (لقب اشرافی)

Ex: The baron 's rank varied depending on the region .
earl [اسم]
اجرا کردن

ارل (لقب اشرافی)

Ex: The earl 's residence , often a grand castle or stately manor , served as a focal point for social gatherings and political discussions .

اقامتگاه ارل، اغلب یک قلعه بزرگ یا عمارت مجلل، به عنوان نقطه کانونی برای گردهمایی‌های اجتماعی و بحث‌های سیاسی عمل می‌کرد.

noble [اسم]
اجرا کردن

اشراف‌زاده

Ex:

نبل با اطمینان به مجمع خطاب کرد، با علم به اینکه سخنانش وزن زیادی دارد.

peer [اسم]
اجرا کردن

همتا

Ex: The research team consisted of peers from various disciplines , each bringing unique perspectives to the project .

تیم تحقیقاتی از همتایان از رشته‌های مختلف تشکیل شده بود که هر کدام دیدگاه‌های منحصربه‌فردی به پروژه می‌آوردند.

belonging [اسم]
اجرا کردن

حس تعلق

Ex:

انتقال به یک کشور متفاوت می‌تواند حس تعلق فرد را به چالش بکشد، اما یادگیری زبان و آداب و رسوم می‌تواند به ادغام در جامعه کمک کند.

citizenship [اسم]
اجرا کردن

شهروندی

Ex: Citizenship also entails responsibilities such as obeying laws , paying taxes , and serving on juries when called upon .

تابعیت همچنین مستلزم مسئولیت‌هایی مانند اطاعت از قوانین، پرداخت مالیات و خدمت در هیئت‌های منصفه هنگام فراخوان است.

alien [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: The alien landscape seemed otherworldly to the explorers .

منظره بیگانه برای کاشفان به نظر دنیایی دیگر می‌آمد.

civic [صفت]
اجرا کردن

مدنی

Ex:

غرور شهروندی ساکنان را تشویق می‌کند تا به میراث، فرهنگ و ارزش‌های مشترک جامعه خود افتخار کنند.

اجرا کردن

بشردوستانه

Ex: The doctor 's approach to care was deeply humanitarian .
sexuality [اسم]
اجرا کردن

جنسیت

Ex: Sexuality education aims to provide individuals with information about sexual health , consent , and relationships .

آموزش جنسیت با هدف ارائه اطلاعات به افراد درباره سلامت جنسی، رضایت و روابط است.

feminist [صفت]
اجرا کردن

حامی حقوق زنان

Ex:

ادبیات فمینیستی به بررسی موضوعات توانمندسازی و آزادی زنان می‌پردازد.

feminine [صفت]
اجرا کردن

زنانه

Ex: The feminine aroma of the flowers filled the room with a sweet and delicate fragrance .

عطر زنانه گل‌ها اتاق را با رایحه‌ای شیرین و ظریف پر کرد.

اجرا کردن

خنثی (از نظر جنسیت)

Ex: Gender-neutral bathrooms provide a safe and comfortable environment for people of all gender identities .

توالت‌های جنسیت-خنثی محیطی امن و راحت برای افراد با هر هویت جنسیتی فراهم می‌کنند.

masculine [صفت]
اجرا کردن

مردانه

Ex: Jack admired the masculine resilience and stoicism of the soldiers as they faced adversity on the battlefield .

جک به انعطاف‌پذیری مردانه و رواقی‌گری سربازان در مواجهه با سختی‌ها در میدان نبرد تحسین کرد.

LGBTQ [صفت]
اجرا کردن

ال‌جی‌بی‌تی

Ex: Legal advancements in many countries have led to greater protection and recognition of LGBTQ rights , including marriage equality and anti-discrimination laws .

پیشرفت‌های حقوقی در بسیاری از کشورها منجر به حفاظت و شناخت بیشتر حقوق دگرباشان جنسی شده است، از جمله برابری در ازدواج و قوانین ضد تبعیض.

bisexual [اسم]
اجرا کردن

فرد دوجنس‌گرا

Ex: The support group for LGBTQ+ individuals had several bisexuals who connected over shared experiences and mutual understanding .

گروه حمایتی برای افراد دگرباش جنسی چندین دوجنس‌گرا داشت که بر اساس تجربیات مشترک و درک متقابل با هم ارتباط برقرار کردند.

اجرا کردن

فرد دگرجنس‌گرا

Ex: The rights and challenges faced by heterosexuals and LGBTQ+ individuals can sometimes differ significantly .

حقوق و چالش‌هایی که دگرجنس‌گرایان و افراد LGBTQ+ با آن روبرو هستند گاهی می‌تواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

homosexual [اسم]
اجرا کردن

فرد هم‌جنس‌گرا

Ex: The documentary featured interviews with several homosexuals who shared their life stories .

مستند شامل مصاحبه‌هایی با چندین همجنسگرا بود که داستان‌های زندگی خود را به اشتراک گذاشتند.

gay [اسم]
اجرا کردن

فرد هم‌جنس‌گرا

Ex: The film portrays the struggles and triumphs of gays in the 1980s .

این فیلم مبارزات و پیروزی‌های همجنسگرایان را در دهه 1980 به تصویر می‌کشد.

lesbian [اسم]
اجرا کردن

زن همجنسگرا

Ex: The organization focuses on advocating for the rights of lesbians around the world .

سازمان بر دفاع از حقوق لزبین‌ها در سراسر جهان تمرکز دارد.

straight [اسم]
اجرا کردن

فرد دگرجنس‌گرا

Ex:

این یک افسانه رایج است که شما همیشه می‌توانید یک مستقیم را از ظاهر تشخیص دهید.

transgender [صفت]
اجرا کردن

ترنسجندر

Ex:

جک از خواهر یا برادر تراجنسیتی خود با حضور در جلسات گروه حمایتی و دفاع از حقوق دگرباشان جنسی حمایت کرد.

demographic [اسم]
اجرا کردن

جامعه آماری

Ex: The survey results showed that the largest demographic in the area was families with young children .

نتایج نظرسنجی نشان داد که بزرگترین جمعیت‌شناسی در منطقه خانواده‌های دارای فرزندان خردسال بودند.

ethnicity [اسم]
اجرا کردن

قومیت

Ex: Researchers are exploring how ethnicity influences health outcomes .

محققان در حال بررسی این هستند که چگونه قومیت بر نتایج سلامت تأثیر می‌گذارد.

to rebel [فعل]
اجرا کردن

شورش کردن

Ex: Despite the risks , some brave individuals choose to rebel for the sake of human rights .

علیرغم خطرات، برخی افراد شجاع انتخاب می‌کنند که برای حقوق بشر شورش کنند.

اجرا کردن

بخشی از گروه یا جامعه‌‌ای شدن

Ex: As a foreign exchange student , Maria worked hard to integrate into the school culture , adapting to new customs and making friends .

به عنوان یک دانشجوی تبادل خارجی، ماریا سخت کار کرد تا در فرهنگ مدرسه ادغام شود، به عادات جدید عادت کند و دوست پیدا کند.

segregation [اسم]
اجرا کردن

تبعیض (نژادی، جنسی و غیره)

Ex: Civil rights activists fought to end segregation in public spaces .
اجرا کردن

جامعه‌شناختی

Ex: Sociological studies often employ qualitative and quantitative research methods to investigate social phenomena and patterns .

مطالعات جامعه‌شناسی اغلب از روش‌های تحقیق کیفی و کمی برای بررسی پدیده‌ها و الگوهای اجتماعی استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

چندفرهنگی

Ex: The festival celebrates the community 's multicultural heritage with music , dance , and food .

جشنواره میراث چندفرهنگی جامعه را با موسیقی، رقص و غذا جشن می‌گیرد.

superior [صفت]
اجرا کردن

مقام ارشد

Ex: The superior manager oversees multiple departments within the company .

مدیر ارشد بر چندین بخش در شرکت نظارت می‌کند.

اجرا کردن

شهروند سالخورده

Ex: Many senior citizens gather in the park every morning for a walk and socializing .

بسیاری از سالمندان هر صبح در پارک جمع می‌شوند تا قدم بزنند و معاشرت کنند.

bourgeoisie [اسم]
اجرا کردن

بورژوازی

Ex: In some societies , upward mobility into the bourgeoisie was seen as a mark of success .

در برخی جوامع، تحرک صعودی به سوی بورژوازی به عنوان نشانه‌ای از موفقیت دیده می‌شد.

اجرا کردن

خرده‌بورژوازی

Ex: The political movements of the early 20th century attracted support from the petite bourgeoisie seeking social change .

جنبش‌های سیاسی اوایل قرن بیستم حمایت خرده‌بورژوازی را که به دنبال تغییر اجتماعی بودند، جلب کرد.

protocol [اسم]
اجرا کردن

آداب و رسوم

Ex: Understanding workplace protocol helps newcomers integrate smoothly into the team .

درک پروتکل محل کار به تازه واردها کمک می‌کند تا به راحتی در تیم ادغام شوند.

primitive [صفت]
اجرا کردن

ابتدایی

Ex: The explorers were fascinated by the primitive customs they encountered on the island .

کاشفان از آداب و رسوم ابتدایی که در جزیره با آن مواجه شدند، شگفت‌زده شدند.

hillbilly [اسم]
اجرا کردن

آدم پشت کوهی

Ex:

جشنواره موسیقی شامل یک موسیقیدان معروف روستایی بود که برای ملودی‌های فولکلور سنتی خود شناخته شده است.