فهرست واژگان سطح C1 - جامعه
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره هویت و جامعه، مانند "اشرافی"، "نجیب"، "انسان دوست" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the study of the origins and developments of the human race and its societies and cultures

انسانشناسی, آنتروپولوژی
انسانشناسی مدرن اغلب تحقیقات سنتی را با فناوریهای جدید مانند تجزیه و تحلیل DNA ترکیب میکند تا مهاجرتهای انسانی را ردیابی کند.
someone who is a member of the aristocracy, which is the highest social rank

اشرافزاده, اشراف
اشرافزاده رفتارهای بیعیب و سلیقههای ظریف را به نمایش گذاشت، که در ظاهر و رفتار متمایز بود.
a nobleman of varying rank in different countries

بارون (لقب اشرافی)
بارونها در آلمان اغلب دارای عناوین نظامی بودند.
a British man of high social rank

ارل (لقب اشرافی)
ارلها به طور سنتی املاک وسیعی داشتند، بر تولیدات کشاورزی و رفاه مستأجران خود نظارت میکردند.
a person of the highest social rank

اشرافزاده
نجیبزاده جوان در بهترین مدارس تحصیل کرد و در هنر دیپلماسی آموزش دید.
a person of the same age, social status, or capability as another specified individual

همتا, همتراز
به عنوان یک مدیرعامل، او داشتن همتایان در صنعت را ارزشمند میدانست که بتواند با آنها ایدهها و تجربیات را تبادل کند.
the feeling of being happy or comfortable in a specific situation or group

حس تعلق
جو فراگیر مدرسه، احساس قوی تعلق را در میان دانش آموزان متنوع آن تقویت کرد.
the legal status of being a member of a certain country

شهروندی, تابعیت
کسب تابعیت اغلب مستلزم رعایت معیارهای خاصی مانند اقامت، تسلط به زبان و آگاهی از قوانین کشور است.
belonging to or originating from a place or culture different from one’s own, often unfamiliar or strange

خارجی, بیگانه
معماری ساختمان بیگانه بود، با طراحی غیر متعارفش که در شهر چشمگیر بود.
relating to the activities or duties of individuals concerning their town, city, or local area

مدنی
مسئولیت شهروندی شامل رای دادن در انتخابات، داوطلب شدن برای سازمانهای محلی و حمایت از نیازهای جامعه میشود.
showing concern for the well-being of people and acting to improve human welfare

بشردوستانه, انساندوستانه
سازمان یک کمپین کمک انسانی راهاندازی کرد.
the qualities and activities that are related to sex

جنسیت, میل جنسی
درک تمایلات جنسی فردی اغلب شامل کاوش در احساسات، جذابیتها و تمایلات نسبت به خود و دیگران میشود.
supporting the principles of feminism, which aim to achieve equality between the sexes

حامی حقوق زنان, فمینیست
او در سخنرانی خود دیدگاههای فمینیستی در مورد دستمزد برابر و حقوق تولیدمثل را بیان کرد.
related to qualities, characteristics, or behaviors typically associated with women

زنانه
ظرافت و زیبایی زنانه سارا همه را در مهمانی مسحور کرد.
not exclusive to any particular gender and suitable for people of all gender identities

خنثی (از نظر جنسیت)
بسیاری از شرکتها سیاستهای جنسیتخنثی را برای ترویج برابری و شمول در محیط کار اتخاذ میکنند.
related to qualities, characteristics, or behaviors typically associated with men

مردانه
سارا به اعتماد به نفس و قاطعیت مردانه همکارش در جلسه کاری تحسین کرد.
lesbian, gay, bisexual, transgender, and queer or questioning

الجیبیتی, دگرباش جنسی
رژهها و رویدادهای افتخار، هویتهای LGBTQ را جشن میگیرند و دیدگاه و همبستگی را در جامعه ترویج میدهند.
someone who is sexually drawn to people of more than one gender

فرد دوجنسگرا
بحث پانل شامل یک فرد دوجنسگرا بود که تجربیات شخصی و بینش خود را دربارهٔ مدیریت روابط به اشتراک گذاشت.
someone who is sexually drawn to people of the opposite sex, rather than their own sex

فرد دگرجنسگرا, فرد ناهمجنسخواه
نظرسنجی نشان داد که اکثر شرکتکنندگان خود را دگرجنسگرا معرفی کردند.
someone who is sexually drawn to people of their own sex

فرد همجنسگرا
گروه حمایتی هم برای همجنسگرایان و هم برای متحدانشان باز بود.
someone, especially a man, who is sexually drawn to people of their own sex

فرد همجنسگرا
سازمان منابع و حمایت هایی را به طور خاص برای همجنسگرایان مرد و زنان همجنسگرا ارائه می دهد.
a woman who is sexually drawn to other women

زن همجنسگرا, لزبین
کتاب تجربیات لزبینها را در فرهنگهای مختلف بررسی میکند.
someone who is sexually drawn to people of the opposite sex

فرد دگرجنسگرا
او فرض کرد که من مستقیم هستم، اما من او را تصحیح کردم.
describing or relating to someone whose gender identity does not correspond with their birth sex

ترنسجندر
دوست تراجنسیتی سارا تحت درمان هورمونی به عنوان بخشی از فرآیند تغییر جنسیت قرار گرفت، که ظاهر فیزیکی او را با هویت جنسیتیاش هماهنگ کرد.
the statistical characteristics of a population, such as age, gender, and ethnicity

جامعه آماری, جمعیت آماری
محققان در حال مطالعه عادات هزینهکرد این جمعیتشناسی خاص هستند.
the state of belonging to a certain ethnic group

قومیت, نژاد
او به قومیت خود افتخار میکند و دوست دارد سنتهای فرهنگی خود را به اشتراک بگذارد.
to oppose a ruler or government

شورش کردن
در طول تاریخ، مردم برای اعتراض به قوانین و سیاستهای ناعادلانه شورش کردهاند.
to be accepted and become a part of a social group or society

بخشی از گروه یا جامعهای شدن
پس از نقل مکان به محله، جک به راحتی ادغام شد در جامعه، با شرکت در رویدادهای محلی و دوست یابی.
a social system or practice that keeps minority groups separate from the majority, often through separate facilities or services

تبعیض (نژادی، جنسی و غیره)
قوانین اجرایی جداسازی بر حمل و نقل عمومی تأثیر گذاشت.
related to the scientific study of society's structures, institutions, and the interactions among individuals within social groups

جامعهشناختی
کار دورکهایم درباره خودکشی، عوامل جامعهشناسی مؤثر بر میزان خودآزاری در زمینههای اجتماعی مختلف را بررسی کرد.
relating to or involving several different cultures

چندفرهنگی
برنامه درسی مدرسه آگاهی و قدردانی چندفرهنگی را ترویج میکند.
higher in status or rank in comparison with someone or something else

مقام ارشد, مافوق
افسر ممتاز در ارتش احترام و اطاعت را از زیردستان خود فرمان داد.
an old person, especially someone who is retired

شهروند سالخورده
مرکز جامعه فعالیتهای متنوعی را به طور خاص برای سالمندان ارائه میدهد.
the society's middle class

بورژوازی
نقد مارکس از سرمایهداری بر بورژوازی و رابطهشان با پرولتاریا متمرکز بود.
the society's lower middle class

خردهبورژوازی
در نظریه مارکسیستی، خردهبورژوازی موقعیتی بین پرولتاریا و بورژوازی دارد.
the accepted way of behavior in a community or group of people

آداب و رسوم
نظامی پروتکلهای سختگیرانهای برای خطاب به مافوق و پیروی از زنجیره فرماندهی دارد.
related or belonging to a society or way of life without modern industry, etc.

ابتدایی, اولیه
در جوامع ابتدایی، مردم اغلب از زمین زندگی میکردند و از ابزارهای ساده برای بقا استفاده میکردند.
someone who lives far from cities or towns and is considered stupid and uneducated

آدم پشت کوهی, آدم دهاتی، آدم عقبمانده، هیلبیلی
آنها داستانهایی درباره یک دهاتی تعریف میکردند که در اعماق جنگل زندگی میکرد، دور از تمدن مدرن.
