فهرست واژگان سطح C1 - افعال ضروری 4
در اینجا برخی از افعال حیاتی انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "پایبند بودن"، "ترکیدن"، "مکمل" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to firmly stick to something

چسبیدن به
مهم است که کاغذ دیواری به درستی به دیوار بچسبد تا از کنده شدن جلوگیری شود.
to say something is the case without providing proof for it

ادعا کردن
او ادعا میکند که قرارداد زمانی نقض شد که آنها به موقع تحویل ندادند.
to think or say that something is caused by a certain thing

به چیزی نسبت دادن
او موفقیت خود را به سالهای سختکوشی نسبت داد.
to wait for something or someone

انتظار کشیدن, چشم به راه بودن
او کنار پنجره نشست، منتظر تحویل یک بسته مهم بود.
to suddenly and violently break open or apart, particularly as a result of internal pressure

منفجر شدن
لاستیک در حین رانندگی در بزرگراه ترکید، که باعث منحرف شدن ماشین شد.
to bring an action, activity, or process to an end

متوقف ساختن
شرکت در پایان ماه عملیات خود را متوقف خواهد کرد.
to describe the qualities of someone or something in a certain manner

توصیف کردن
کارآگاه متهم را به عنوان فردی بلندقامت، با جای زخم متمایز روی گونه چپش توصیف کرد.
to calculate or determine a value using mathematical operations

محاسبه کردن
حسابدار هزینه کل پروژه را محاسبه خواهد کرد.
to produce a plan, idea, etc. in one's mind

ارائه دادن (یک طرح یا ایده)
در طول جلسه طوفان فکری، تیم راهحلهای نوآورانهای برای مشکل تصور کرد.
to do something to avoid or decrease the harmful or unpleasant effects of something

مقابله کردن, تلافی کردن، جواب دادن
دولت سیاستهایی را برای مقابله با رکود اقتصادی اجرا کرد.
to choose someone for a certain position or task

گماشتن
کمیته یک سخنگو برای خطاب به رسانهها منصوب خواهد کرد.
to recognize the difference present between two people or things

تشخیص دادن
او در حال حاضر بین انواع مختلف گلها در باغ تفاوت قائل میشود.
to get rid of something that is no longer needed

دور انداختن
مدیر دفتر از کارمندان خواست که اسناد منسوخ شده را برای خرد کردن دور بیاندازند.
to observe an activity in order to ensure that everything is done properly

نظارت کردن
او در شش ماه گذشته نظارت بر ساخت ساختمان جدید را بر عهده داشته است.
to publicly express one's disapproval of something or someone

محکوم کردن, متهم کردن
جامعه بینالمللی استفاده از سلاحهای شیمیایی در درگیری را محکوم کرد.
to make a substance one with a liquid

حل شدن
آشپز ژلاتین را در آب گرم حل کرد قبل از اینکه آن را به مخلوط دسر اضافه کند.
to raise someone or something to a higher rank or better position

ترفیع دادن
فداکاری و کار سخت او در نهایت او را به یک نقش رهبری در سازمان ارتقا داد.
to conduct a thorough examination or investigation to gather information

بازجویی کردن
روزنامهنگار در پروندههای مالی شرکت تحقیق کرد تا هرگونه تخلفی را کشف کند.
to decrease in degree, size, etc.

کم شدن, کوچک شدن
منابع در حال حاضر به دلیل افزایش تقاضا در حال کاهش هستند.
to become more in degree or strength

شدید شدن
تنشها در منطقه به دلیل ناآرامیهای سیاسی در حال تشدید است.
to become much worse or more intense

(یک چیز ناخوشایند) تشدید شدن, بالا گرفتن
درگیریهای جاری در حال حاضر در منطقهی پرتنش شدت میگیرند.
to describe something better, larger, worse, etc. than it truly is

اغراق کردن, مبالغه کردن، گزافهگویی کردن
داستانگویی او سرگرمکننده است، اما او تمایل دارد جزئیات را برای اثر دراماتیک اغراق کند.
to improve something by adding something to it

تکمیل کردن
شرکت در حال حاضر نیروی کار خود را با کارمندان موقت تکمیل میکند.
to thoughtfully prepare or create something, paying close attention to its details

تهیه کردن
برای حل مسئله، تیم با همکاری یکدیگر برای تدوین یک برنامه اقدام جامع کار کردند.
to become more severe

تشدید شدن
بحث بین دو دوست زمانی که نتوانستند روی یک راهحل توافق کنند شدت گرفت.
to stop the normal flow of something, often temporarily

دخالت کردن
تغییر برنامه جلسه میتواند برنامههای مردم را مختل کند.
to prevent or limit an action or process

منع کردن
یک محیط حمایتی میتواند به مهار استرس و ارتقای رفاه کمک کند.
to give permission for the use, practice, or production of something through a formal agreement

جواز دادن, اجازه رسمی دادن، پروانه دادن
نویسندگان با مجوز دادن به اثر خود، به دیگران اجازه استفاده از آن را میدهند در حالی که برخی حقوق را حفظ میکنند.
to destroy something completely

ویران کردن, نابود کردن
از دست دادن شغلش به طور غیرمنتظره ویران کرد برنامههایش برای آینده را.
to make someone do something because it is required by law, duty, etc.

ملزم کردن, مجبور کردن
دعوت او را مجبور کرد تا در مراسم رسمی شرکت کند.
to think about something or someone all the time, in a way that makes one unable to think about other things

دیوانه (چیزی) بودن
بعد از مصاحبه شغلی، او نمیتوانست از وسواس درباره نحوه پاسخگویی به برخی سوالات دست بردارد.
to continue a course of action with determination, even when faced with challenges or discouragement

پشتکار داشتن, سماجت کردن
نویسنده اصرار داشت که دستنوشتهاش را به ناشران ارائه دهد، حتی پس از دریافت چندین رد.
to describe an event, experience, etc to someone in a detailed manner

شرح دادن, حکایت کردن
در زندگینامه، نویسنده تصمیم گرفت که خاطرات شخصی را که زندگیاش را شکل دادهاند بازگو کند.
to provide someone with something, such as help or services, especially as required or expected

ارائه دادن
سازمان خیریه قصد دارد از طریق برنامههای حمایتی مختلف به نیازمندان ارائه کمک کند.
to give someone something that one has enough of

دادن
او انتخاب کرد که برنامههای آخر هفته خود را فدا کند تا به دوستش در جابهجایی کمک کند.
to make something steady and prevent it from fluctuating

تثبیت کردن
دولت سیاستهایی را برای ثبات اقتصاد در زمانهای عدم اطمینان اجرا کرد.
to be in charge of someone or an activity and watch them to make sure everything is done properly

نظارت کردن
معلمان مسئول نظارت بر دانشآموزان در طول امتحانات برای جلوگیری از تقلب هستند.
to support an opinion, argument, theory, etc. or to prove it's credibility

پشتیبانی کردن, صحت چیزی را تأیید کردن
یافتههای تحقیق تأیید میکنند که ورزش سلامت روان را بهبود میبخشد.
to stop or end something completely

پایان دادن, خاتمه دادن
در صورت نقض شرایط، ممکن است اقدام قانونی برای فسخ قرارداد اجاره صورت گیرد.
to give good reasons to justify a particular action

موجه کردن
رفتار مشکوک توجیه کننده توجه نیروهای انتظامی بود.
